مهدی سعیدی
تامین امنیت را می توان هدف بعدی حکومت اسلامی مبتنی برآنچه در آموزه های دینی بدان اشاره شده دانست. امنیت نیز همچون عدالت وجوه مختلفی دارد و حوزه های فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... را در برمی گیرد.
در طول تاریخ شکل گیری امنیت به عنوان ضروری ترین نیاز و اساسی ترین بستر دوام و بقاء جوامع بشری تلقی شده است و یکی از اولین نیازهای جوامع بشریت به حکومت رفع تهدیدات و ایجاد امنیت و آرامش است. در باب مقوله امنیت در حکومت نگاه های زیر را برمیشمریم:
1- رویکردهای مطالعاتی در زمینه امنیت را می توان به دو رویکرد «سلبی» و «ایجابی» تفکیک نمود.
در رویکرد سلبی، امنیت به معنای عدم وجود تهدید تعریف می شود. لذا در ابتدا تامین و حفظ امنیت را در تجهیز و تقویت توانمندیهای نظامی می دانستند و درکنار بعد نظامی، به ملاحظاتی همچون تقویت قدرت سیاسی و اقتصادی توجه نشان داده می شد.
رویکرد ایجابی، امنیت را مفهومی مستقل می داند و شرایط ذهنی و عینی را در تبیین امنیت مورد توجه قرار می دهد. بنابراین امنیت صرفا به معنای «عدم تهدید» نیست، بلکه امنیت فرایند تولید اجتماعی است که در آن حداکثر منافع و مصالح جمعی تامین می شود.
2- یکی از مسائل مهم در مسئله امنیت تعادل آن با مقوله آزادی است. در طول تاریخ برخی به بهانه تامین امنیت فضا را تنگ کرده و آزادیهای مشروع را محدود کرده اند و از طرفی برخی به بهانه آزادی، ناامنی و اغتشاش و اباحه گری را گسترش داده اند. در این بین رجوع به آموزه های اسلامی برای مشخص نمودن مرز امنیت و آزادی ضروری می نماید.
3- بخشی از فرآیند ایجاد امنیت برخاسته از وجود ثبات در جامعه است به نحوی که حکومت متاثر از حوادث و بحرانها کمترین تغییر را ببیند. به همین جهت تقویت کارآمدی و توسعه همه جانبه،ثبات و امنیت اقتصادی : اجتماعی را به همراه خواهد داشت. در مجموع امنیت، برآیند کارکرد حوزه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی ونظامی است و برای تامین و حفظ امنیت نیازمند توجه به کارکرد این حوزه ها است.
4- تلاش برای نهادینه کردن امنیت از طریق تقنیین قوانین و طراحی ساختارهای سیاسی مناسب یکی از مسایل مهم در ایجاد امنیت است. به عنوان مثال در حوزه اقتصادی وضع قوانین پویا و کارآمد می تواند زمینه را برای فعالیت های سالم اقتصادی فراهم آورد و از طرفی مانع فساد و رانت خواری گردد و در همین فضا وجود قوانین نادرست و غیرکارشناسی می تواند موجب ناامنی و تزلزل در این حوزه گردد. نامه امام علی (ع) به مالک اشتر نخعی فرماندار مصر عبارات قابل توجهی در زمینه امنیت اقتصادی دارد.
5- همانطور که قبلا نیز اشاره شد در نگاه امام علی (ع) وجود حکومت و حاکم هر چند ظالم که امنیت حداقلی را در جامعه فراهم می کند، از نبود حاکم و قانون که نتیجه آن هرج و مرج و ناامنی است بهتر است:
«پیشوای دادگر، از باران پیوسته ]که همه چیز را بارور می کند[ بهتر است و جانور درنده و آدمخوار، از فرمانروای ستمکار بهتر است و فرمانروای بیدادگر از ادامه هرج و مرج نیکوتر است.»
6- درنگاه امیرالمومنین (ع) اسلام مایه امنیت جامعه است وتحقق کامل آن زمینه تحقق واقعی امنیت در جامعه را فراهم می کند. ایشان در کلامی حکیمانه می فرمایند: «سپاس خدای را که راه اسلام را گشود... و آن را برای هر که به آن چنگ زند، امنیت قرار داد.»
7- وجود نیروهای مسلح آماده به کار و هوشمند و توانمند یکی از ابزارهای مهم تامین امنیت در جامعه اسلامی است. امام علی (ع) در نهج البلاغه، نامه 53 می نویسند: «سپاهیان به فرمان خدا، مردمان را دژهای استوارند و والیان را زینت و وقار. دین به آنان ارجمند است و راهها بدان امن و کار مردم جز به سپاهیان قرار نگیرد.»