گروه فرهنگی :پیش از این اشاره شد که مدرنیته ویژگی های خاصی چون حاکمیت نظام سرمایه، دموکراسی بر پایه نظام پول و قدرت، زایش مکاتبی چون فمنیسم، پلورالیزم، سکولاریسم و ... را در خود پرورانده است که در حقیقت شرط نخست ورود به دنیای مدرن برای هر جامعه و فرهنگی، پذیرش و سر سپردن به آن قوانین و باورهاست.
برای اینکه ملتها وابستگی به فرهنگ سرمایه داری را بپذیرند و تقلید و پیروی از الگوهای آن را از ضروریات اجتناب ناپذیر زندگی خود بدانند، لازم است که احساس کنند خود چیزی ندارند و یا آنچه دارند بی ارزش و غیر مفید است. این خودکم بینی و احساس نیازمندی سبب می شود، دست نیاز به سوی دنیای سرمایه|داری دراز کنند و برای جبران عقب ماندگی و رسیدن به قافله تمدن، فرهنگ سفارشی آنها را بپذیرند.
اندیشمندان غرب به منظور تلقین باورهای دنیای مدرن به سایر جوامع و فرهنگ ها شیوه های مختلفی را به کار می گیرند که در ادامه به برخی از مهم ترین آنها اشاره می شود.
1ـ آنان از یک سو با ترویج فرهنگ مادی گرایانه (مصرف گرایی، تجمل گرایی، لذت و ...) بوسیله رسانه هایی چون سینما، توجه مردم را به مسائل مادی جلب کرده و از سوی دیگر با بزرگ نمایی مشکلات و نکات منفی موجود در جوامع هدف، ناکارآمدی سیستم و نظام حاکم بر آن کشورها و عدم پاسخگویی دولت مردان جهت رفع نیازهای مادی ملت، آنان را نسبت به مسئولان و فضای حاکم بر جامعه بدبین می سازند.
2ـ آنان از یک سو با بیان شعارهای فریبنده (آزادی، حقوق بشر، دموکراسی و ...) به ذهنیت سازی در جوامع پرداخته و از سوی دیگر با ایجاد جو ناامیدی، اضطراب و فقدان امید به آینده ای روشن توسط عوامل درونی خود و همچنین ایجاد غوغا سالاری سیاسی در نبود آزادی اندیشه و آزادی اجتماعی، افکار عمومی جامعه را نسبت به حکومت و شیوه حکومتداری بدبین ساخته و گسترش آنارشی را تسهیل می بخشند.
3ـ آنان از یک سو با ناکارآمد نشان دادن دین در هزاره سوم و عدم توانایی آن در پاسخگویی به جنبه های مختلف زندگی انسانی (مادی و معنوی) از آن به عنوان مانعی جهت پیشرفت علم و تکنولوژی یاد کرده و تلاش فراوانی می کنند تا با تزریق باورهای خرافی، اباحه گری در جامعه را افزایش بخشند.
ناکارآمد نشان دادن نظام اسلامی در اداره حکومت و القای عدم توان پاسخگویی به نیازهای مردم، مستبد نشان دادن رهبران سیاسی و معنوی جامعه، تضییع حقوق زنان و دنیا طلبی رهبران انقلاب به عنوان یک اصل اجتناب ناپذیر در سراسر دنیا، از جمله مهمترین اهدافی است که دشمن به منظور استیلای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی خود بر کشورهای هدف همواره در دستور کار خود قرار داده است.
در این قبیل آثار معمولا کارگردان تلاش می کند تا با نمایش فلاکت و بدبختی اقشار مختلف مردم، مخاطب خود را به سوی چنین باوری سوق دهد که هیچ نقطه امیدی برای بهبود یافتن شرایط موجود جامعه نمی توان متصور بود. هنگامیکه ایدئولوگ ها موفق به القا یاس و ناامیدی در ذهن مخاطبان خود شدند، نوبت به اجرای فاز دوم طرح، یعنی ارائه راه حل برای نجات از این وضعیت نابسامان و خفقان آور می شود. در این مرحله است که با مسائلی چون تشویق به آنارشی، ابراز مخالفت و پذیرفتن یک باور جدید که ریشه در مباحث سکولاریستی و پلورالیستی دارد، روبه رو می شویم.
مینای شهر خاموش
تهیه کننده و کارگردان: امیرشهاب رضویان
دکتر بهمن پارسا جراح معروف قلب که سالهاست در آلمان به سر می برد در پاسخ به درخواست قناتی، دوست قدیمی پدرش مبنی بر سفر به ایران جهت جراحی قلب خواهرزاده قناتی تصمیم به بازگشت به ایران می گیرد. بیژن برادر دکتر پارسا از او می خواهد که در فرصت به دست آمده زمین و نخلستان پدری خودشان در شهر بم را پیش از بازگشت به آلمان به فروش رساند.
همسر آلمانی دکتر پارسا مدتی پیش و بطور ناگهانی او را ترک کرده و سارا تنها فرزند دکتر با دادن تیله هایی به پدرش که در حقیقت یادگار دوران کودکی دکتر بوده از وی می خواهد تا او را از حال خود بی خبر نگذارد. دکتر پارسا به ایران باز می گردد و جراحی را با موفقیت به انجام می رساند. بیمار رزمنده ای است که ترکشی در کنار قلبش جای گرفته بود و هر لحظه او را به مرگ نزدیکتر می کرد.
ایرج بهرامی جوان لوده و هرز ه ای که فروشنده مشروبات الکلی است از سوی قناتی به عنوان راننده شخصی دکتر پارسا انتخاب شده است. قناتی از دکتر پارسا می خواهد که او را در سفر به بم همراهی کند. پارسا که در ابتدا دو دل بود با یادآوری خاطرات دوران کودکی سرانجام موافقت خود را با این سفر اعلام می کند. دکتر که همراه قناتی و ایرج راهی بم شده اند خبردار می شود که چاه های آب نخلستان و زمین های پدری اش از مدتی پیش خشک شده اند. قناتی به جبلی، کارگر و نگهبان باغ کمک می کند تا چاه های آب را مجددا احیا کنند.
دکتر پارسا در لابه لای خاطراتش مینا آذر بهرام، دختری را به یاد می آورد که در دوران کودکی و نوجوانی دوست و همبازی او بوده و عشق او را در دل داشته است. این یادآوری آغازگر جستجوی دکتر پارسا برای یافتن مینا در شهر بم می شود.
قناتی به اصرار پارسا، حکایت چگونگی آشنایی اش با پدر پارسا را بازگو می کند. قناتی از دختری می گوید که روزگاری دور عاشق او بوده و قصد ازدواج با او را داشته است. قناتی در آن ایام سرباز بوده و چون کسی را برای خواستگاری کردن دختر نداشته، از فرمانده پادگان، سرهنگ پارسا، پدر دکتر تقاضا می کند که این لطف را در حق او انجام دهد اما سرهنگ با دیدن دختر، دلباخته او شده و دختر را برای خود خواستگاری می کند. قناتی از آن پس هرگز به فکر ازدواج نمی افتد. دکتر پارسا نیز علی رغم جستجوهای فراوانش نمی تواند اثری از مینا آذر بهرام بیابد.
در فیلم «مینای شهر خاموش» ساخته امیرشهاب رضویان که متاسفانه به دلیل بی توجهی کمیته انتخاب، برنده جایزه فجر نیز شد، مخاطب با سه نسل از مردم جامعه روبه رو می شود.
قناتی نماینده نسل پیش از انقلاب، فردی هنرمند با توانا ئی های ویژه ای است که با وجود کهولت سن در آبادانی ایران حرف اول را می زند. خاک، زمین و میهن برای او مفهوم عمیق و مقدسی دارد و همواره در تلاش برای احیای آن است. دکتر پارسا نماینده نسل اول پس از انقلاب با پیروزی انقلاب، جلای وطن کرده و زندگی در غربت را به وطن ترجیح داده است. او اگر چه از لحاظ علمی و تخصص در جایگاه رفیعی قرار دارد اما در زندگی خصوصی و عاطفی خود شکست خورده است. ایرج بهرامی نماینده نسل جوان امروز، شخصی بی بند و بار، لاقید، خوش گذران، بی سواد و هرزه است که تنها در فکر عیاشی و خوش گذرانی بوده و هیچ هدف و آمالی ندارد.
مرز مشترک میان قناتی و دکتر پارسا، شکست خوردن در زندگی است. قناتی به دختری علاقه مند بوده که توسط یک سرهنگ (نماینده قدرت رژیم پهلوی - پدر دکتر پارسا) به نامردی از او ربوده شد و دکتر پارسا نیز دل در گرو دختری زرتشتی به نام مینا آذربهرام داشته که با مهاجرت به خارج او را از دست داده است حال که پس از گذشت 20 سال از انقلاب به وطن بازگشته، نمی تواند او را بیابد. عشق قناتی و دکتر پارسا نه از جنس عشق های معمول جامعه به معشوقی است بلکه معنا و مفهومی بس عمیق تر در پس پرده است. این معشوقه همان وطن و خاک آبا و اجدادی است که یک روز به زور تصاحب شده و دیگر روز به دلیل بی اعتنایی و بی توجهی مردم به آن، گم و ناپیدا شده است گریستن قناتی و پارسا در آغوش هم که در سکانس پایانی به نمایش در می آید!!! نشان از دردی مشترک میان دو نسل دارد!
رضویان به منظور ملموس تر کردن باور از دست رفتن مام وطن از ترفندها و لوازم دیگری نیز بهره برده است. نمایش خیابان های پر ترافیک و پر تزاحم، عدم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی از سوی رانندگان، رفتارهای نامعقولانه مردم در کوچه و بازار، هرزگی و چشم چرانی جوانان، گویش های نامطلوب و زننده جوانان، عدم پایبندی مردم به قانون، تکرار این حرف از زبان دکتر که همه چیز تغییر یافته و برای من غریب است و حتی خط دهی مضحک گوشی موبایل همگی حکایت از وضعیت ناهنجار کشور دارد.
فیلم «مینای شهر خاموش» از آن دسته فیلم هایی است که در پایان به معرفی یک منجی بیرونی نیز می پردازد به این معنا که تنها راه اصلاح نابسامانی های موجود، همکاری و هماهنگی نسل پیش از انقلاب با آنانی که جلای وطن کرده اند می باشد. این موضوع در سکانس عمل جراحی دکتر نیز مورد تاکید قرار گرفته است. رزمنده ای که به دلیل ترکش کنار قلبش هر لحظه به مرگ نزدیک تر می شود توسط دکتر پارسا حیات مجدد می یابد.