صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۹  ، 
کد خبر : ۷۵۸۱۰

سه دهه گذشت، سی سال جنگ سی سا ل بالندگی


رضا گرمابدری
حضور تمامی اقشار، صنوف و طبقات اجتماعی ایران در اعتراضات گسترده علیه رژیم شاه که در نهایت منجر به فروپاشی نظام 2500 ساله شاهنشاهی شد، موجب گردید تا برخی از صاحب نظران تحولات اجتماعی مانند میشل فوکو «انقلاب اسلامی ایران» را در صدر انقلاب های جهان قرار دهد. به اعتقاد این گروه از محققان «انقلاب اسلامی ایران» مردمی ترین انقلاب جهان است.
این انقلاب در بدو پیدایش، جهان را از حیث موافق و مخالف به دو دسته خشنود و ناخشنود تقسیم کرد. تمام افراد و جمعیت های آزاده و آزادیخواه بدون لحاظ کردن ملیت، قومیت، نژاد، دین، مذهب، رنگ و سرزمین از اینکه مردم یک کشوری علیه یک نظام جبار و ستمگر و وابسته به بیگانه قیام کردند و بدون هرگونه حمایت خارجی توانستند رژیم ظالم را سرنگون کنند، بسیار خشنود و راضی بودند. در مقابل این جماعت دسته دوم یعنی ناخشنودها قرار داشتند که هر یک به نوعی از سر کار بودن رژیم شاهنشاهی نفع می بردند. در راس این دسته آمریکا قرار داشت که در واقع همه شئون ایران را در اختیار گرفته بود. بعد از آمریکا کشورهای اروپایی بودند و پس از آنها شوروی حضور داشت که دشمن اش با انقلاب را در جنگ 8 ساله و با تجهیز کامل ارتش بعث عراق آشکار ساخت و گروه بعدی کشورهای عربی منطقه بودند. این کشورها نیز به واسطه تبلیغات رسانه ای غرب خود را در معرض هجوم انقلاب اسلامی می دیدند از این رو در اردوگاه دشمنان انقلاب خیمه زدند با این تصور که با قرار گرفتن در زیر چتر حمایت آنها از خطر انقلاب اسلامی در امان خواهند بود.
این دسته بندی خیلی زود تبدیل به جبهه گیری و عداوت شد با این تفاوت که جبهه خشنودها به سبب اینکه سازمان و برنامه تدوین شده نداشت بسیار ضعیف ظاهر شد، اما جبهه ناخشنودها چون در بردارنده دولت های قدرتمند و یا ثروتمند بود، توانمند و منسجم ظاهر شد و در برابر انقلاب اسلامی آرایش مقابله و جنگ گرفت، امری که تاکنون ادامه دارد، اما بسیار دستخوش تغییر و تحول شده است. عنوان یادداشت حاضر نیز به همین سبب «سی سال جنگ و بالندگی» نام گذاری شد. «انقلاب اسلامی» فقط حمله نظامی صدام که با تشویق، ترغیب و تحریک سایر دشمنان انقلاب، به ایران انجام گرفت را جنگ تلقی نکرد، بلکه آن را یکی از چهره های کریه جنگ برشمرد و مردانه در برابر آن ایستاد. با در نظر گرفتن خصومت رفتاری سی ساله دشمنان با انقلاب یقینا می توان ادعا کرد که ایران سی سال را در میدان جنگ سپری کرد و راز بالندگی هم در همین ایستادن و مبارزه کردن سی ساله است.
در این میان، مهم حاصل این جنگ است که به پیشرفت، تعالی و دستاوردهای گوناگون برای انقلاب منجر گردید.
انقلاب ایران نیز مانند هر انقلاب دیگری دو میدان درون و برون و یا داخل و خارج را در پیش رو داشت لکن ماهیت و انرژی پرتراکم نهفته در این انقلاب اجازه نمی داد انقلاب تنها سرگرم درون شود و چه بسا این خصیصه نشاط و طراوات و پیشروندگی انقلاب را تضمین کرده است. زیرا انقلاب همچون چشمه ای جوشان و زلال جاری و روان است و چنانچه گرفتار برکه شود و از حرکت باز ماند متعفن و بی خاصیت و چه بسا مضر و مشمئزکننده شود و دشمن نیز باتلاش بی وقفه خود در صدد بود انقلاب را در چنین حصاری محصور و تضعیف کند.
در این خصوص دیدگاهی وجود دارد که منسوب به هانتینگتون صاحب نظریه «برخورد تمدن هاست» در این دیدگاه هانتینگتون با حمله نظامی به ایران مخالف بود، زیرا اعتقاد داشت چنانچه جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی ایران با تهاجم نظامی ساقط شود بذر انقلاب در سایر کشورهای اسلامی پاشیده خواهد شد و به زودی رشد خواهد کرد، لذا وی معتقد بود با وادار ساختن ایران به درگیر و سرگرم شدن به مسائل داخلی و بازماندن از امور بیرونی می توان به ایران فشار وارد ساخت تا در نهایت از پای درآید در این صورت چون فروپاشی از درون است دیگر هیچ کشور اسلامی جرأت دست زدن به انقلاب نخواهد داشت. حضرت امام (ه) با شناخت دقیق و کامل از ظرفیت و قابلیت انقلاب در همان سالهای اولیه فریاد صدور انقلاب را سر داد تا بدین وسیله حصار مورد نظر دشمنان شکسته شود و مسئولین ایرانی متوجه باشند که الزاما تقویت و رسیدگی در درون می بایست برای توجه و نقش آفرینی در بیرون باشد. این اعتقاد و عمل امام (ره) دشمن را بسیار عصبانی کرد و آن را به شدت به زحمت انداخت.
دشمن در این جنگ نابرابر از آنچه که می ترسید سرش آمد و عقاب بلند پرواز اندیشه های ناب انقلاب اسلامی خیلی زود به پرواز در آمد و از مرزهای جغرافیایی ایران بیرون رفت و در گوشه و کنار جهان برای خودش یار و یاور پیدا کرد و موضوعی به نام «بیداری اسلامی» را رقم زد. برخلاف تصور برخی که بیداری اسلامی را موج افکنی در کشورهای اسلامی می دانند، «بیداری اسلامی» به این معناست که مردم هر کشور و سرزمینی با آشنا شدن با انقلاب اسلامی که مطمئن ترین محمل برای اسلام ناب است و همچون آیینه ای شفاف اساسی ترین آموزه های دین اسلام را منعکس می کند، چنانچه در اندیشه قیام علیه مستکبرین و ظالمین باشد این ذهنیت را به عمل نزدیک خواهد کرد. چنانچه در این اواخر چنین اقداماتی در آمریکای لاتین که همیشه حیات خلوت آمریکا محسوب می شده مشاهده گردید در کشورهایی مانند، ونزوئلا، نیکاراگوئه و بولیوی. بنابراین اگر پس از انقلاب اسلامی ایران در آمریکا پنج رئیس جمهور با سودای از پای درآوردن انقلاب اسلامی پایکوبان وارد کاخ سفید شدند و در نهایت رسوا و مفتضح و سیاه روی کاخ سفید را ترک کردند به واسطه پایداری و صلابت رفتاری ایران بود.
رمز استواری این انقلاب و ماندگاری آن در این است که برخلاف میل دشمنان اجازه نداد در درون زندانی شود به درون توجه کرد به درون پرداخت، دغدغه معیشت و رفاه مردم قهرمان و وفادارش را داشت دستاوردهای بسیاری را نیز برای مردمانش پدید آورد، اما هیچگاه رسالت بیرونی خود را از یاد نبرد و برای لحظه ای از تلاش و حرکت در بیرون باز نایستاد و از رویارویی با دشمن در بیرون نهراسید. درگیری دایمی ایران با دشمنان در بیرون از مرزها و پرهیز از رخوت و سستی عامل بالندگی نظام در طی سی سال گذشته بوده است. این بالندگی و نزاع با دشمن در خارج از مرزها موجب تقویت عرصه های داخلی نظام شد. موضع به حق نظام در تحرکات بیرونی با حمایت گسترده داخلی همراه بود و تجلی این حمایت ها در انسجام ملی ایجاد شده قابل مشاهده بود. امروز پس از سی سال هنگامی که انقلاب اسلامی و دشمنانش برای سنجش وزن به روی ترازو قرار می گیرند آنچه که تعجب همگان را برمی انگیزد افزایش حیرت آور وزن انقلاب و کاهش شدید وزن دشمنان است (فبست الذی کفر). این همه از لطف الهی و به یمن فهم، آگاهی و استقامت مردم و به برکت برخورداری از رهبری هوشمند و با فراست است. به امید مددهای بیشتر حضرت حق ان شاءالله

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات