على حمزه پور
از لحاظ اندیشه، نومحافظه کاران بیش از همه از لئواشتراوس فیلسوف ستیزه جوی یهودی تاثیر پذیرفته اند. به عقیده برخی از متفکران آمریکائی، ما در جهانی زندگی می کنیم که تا اندازه زیادی توسط افکار لئواشتراوس شکل گرفته است. هرچند او کمتر در نزد افکار عمومی جهانیان وحتی آمریکا شناخته شده است اما با این حال اشتراوس یکی از دو یا سه متفکر متنفذی بود که در جریان نومحافظه کاری در سطح جهان تاثیرگذار بوده است و هم اکنون این تاثیر را می توان در افکار جورج بوش و همکاران نومحافظه کارش به خوبی مشاهده کرد. به منظور آشنایی با ریشه های فکری جریان نومحافظه کاری چکیده ای از دیدگاههای اشتراوس به عنوان پشتوانه جریان مسلط برجامعه فعلی آمریکا ارائه می شود. لئواشتراوس در 20 سپتامبر 1899 در آلمان متولد شد و در طول جنگ جهانی اول مدتی در ارتش آلمان خدمت و پس از آن در دانشگاههای معتبر این کشور در رشته های مختلف علوم انسانی به خصوص فلسفه به تدریس پرداخت. با تاثیرپذیری از مظلوم نمایی یهودیان در دوران آلمان هیتلری، مخالف تفکر نازیسم بود و به همین دلیل پیش از قدرت گیری هیتلر در آلمان، این کشور را به مقصد فرانسه ترک کرد تا آنجا برمطالعه یهودیت در قرون میانه و فلسفه اسلامی دست زند.
در این زمان اشتراوس براین عقیده بود که هایدگر بزرگترین مغز قرن بیستم می باشد و انحراف فلسفه را به خوبی نشان داده است. وی در سال 1934 راهی انگلستان شد و سپس در اواخر همین دهه به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و تا سال 1948 در مدرسه تحقیقات علوم اجتماعی نیویورک تدریس می نمود و پس از آن دانشگاه شیکاگو را تا زمان بازنشستگی خود به عنوان محل اقامت برگزید. درهمین زمان بود که تعلیمات و کتابهای لئواشتراوس توانست جریان اصلی علوم اجتماعی و دانشمندان این رشته را تغییردهد. وی توانست دانشجویان جوانی را به خود جذب نماید. برخی از این دانشجویان به اندیشمندان مهم عصر خود تبدیل شدند که از جمله آنها می توان اشانلی روم، هاری جافا و آلن بلدم را نام برد. همچنین بسیاری از نومحافظه کاران جدید در مکتب وی شاگردی کرده اند. ولفوویتز و شولسکی رساله دکترای خود را زیرنظر وی نوشته اند. اشتراوس در سالهای آخر تدریس خود در شیکاگو نوعی فرقه را در اطراف خود تشکیل داد. وی در سال 1973 و قبل از ظهور رسمی نومحافظه کاران، چشم از جهان فرو بست در حالیکه فلسفه اشتراوس در واقع قاعده هرم تئوریهای نومحافظه کاران قرار گرفت. شاگردان اشتراوس در حال حاضر از بانفوذترین اساتید علوم و اندیشه سیاسی در آمریکا به شمار می روند و عناصر برجسته ای از آنها نیز در دولت و عمدتا پنتاگون حضور دارند که علاوه بر رامسفلد و ولفوویتز، افرادی همچون لئون فاس و آمرام شولسکی (همکاران اشتراوس در دانشگاه شیکاگو) را می توان نام برد.
اندیشه های اشتراوس نیز بر بازگشت به اندیشه های یونان باستان و تقسیم ارزشها به خیر و شر مبتنی است. وی در بیشتر کتابهائی که تاکنون از خود به جای گذاشته این اصالت باستان را ارج نهاده و نسبیت گرایی را تحقیر کرده است. وی با اندیشه های دوره روشنگری در اروپا سرسازگاری نداشت و محصول دموکراسی لرزان را در ظهور حکومت مستبداستالین می دانست. به اعتقاد اشتراوس، دموکراسی غربی ضعیف، پسندیده نیست و بکارگیری زور برای بقای دموکراسی از جمله نگرشهای اوست. وی معتقد بود اگر دموکراسیهای غربی قرار است قوی و پایدار بمانند باید این دموکراسی را به همه دنیا گسترش داد. اشتراوس معتقد بود که حقایق اساسی درباره جامعه انسانی و تاریخ فقط باید در اختیار گروه برگزیده ای قرار گیرد و از دسترس سایرین که از شکیبایی لازم برای هضم حقیقت برخوردار نیستند خارج شود. به اعتقاد وی عموم جامعه را باید با دروغ تسلی داد. او بر این باور بود که فلسفه از آن جهت که سنت های پایه نظم اجتماعی و اخلاقی جامعه را زیر سوال می برد خطرناک است و خطر تشویق نوعی پوچ گرایی ویران کننده در جامعه را به دنبال دارد لذا وی نسبی گرایی جامعه مدرن آمریکا را یک بی نظمی اخلاقی می داند.
اشتراوس ایالات متحده را پیشرفته ترین نمونه لیبرالیسم و در نتیجه در معرض بیشترین خطر پوچ گرایی تشخیص می دهد. وی معتقد بود که لیبرالیسم مدرن اساسا و ذاتا بیهوده است و فرجامی جز ترور و استبداد ندارد. بهترین رژیم آن است که رهبرانش با مدارا حکم برانند احساسات مردم را کنترل نموده و به تعداد اندکی از نخبگان فیلسوف اجازه زندگی متفکرانه بدهند. او براین عقیده بود که حقیقت مورد استدلال در آرای افلاطون دشوارتر از آن است که مردم عادی آن را درک کنند و تنها یک گروه برگزیده می تواند این حقیقت را درک نماید و آن را برای خود نگاه دارد. این اعتقاد یکی از جاذبه های آشکار و مهم برای نومحافظه کاران به شمار می رود چرا که به گروه مزبور قدرتی می بخشد که دیگران از آن بی بهره اند. لذا نخبه گرایی وی موجب عقلانی شدن و قاعده مندی مصلحت گرایی سیاسی می شود.