صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۸۵ - ۱۶:۲۸  ، 
کد خبر : ۷۵۹

سازمانی در چنبره تشریفات


سازمانی در چنبره تشریفات/سید على محمد آذربخش

آتش سوزی مسجد الاقصی در سال 1347 خشم و نفرت مسلمانان را از این واقعه که توسط رژیم صهیونیستی انجام شد در پی داشت و به دنبال آن تحرکات ناخوشایندی در میان ملل اسلامی به وجود آمد. در این میان برخی ازکشورهای اسلامی به فکر تاسیس سازمانی برای ایجاد وحدت میان جهان اسلام و جلوگیری از توطئه علیه دول اسلامی افتادند. بر این مبنا در کنفرانسی که با حضور وزرای امور خارجه کشورهای عربی در سال 1969 در قاهره برگزارشد، سران کشورهای اسلامی ایران، عربستان و مراکش پیشگام این حرکت شدند و در آن اجلاس راه های موجود برای ایجاد سازمانی با معیارهای اسلامی را بررسی کردند.
بدین ترتیب، سازمان کنفرانس اسلامی با مساعی برخی از دولت های اسلامی در قالب یک نهاد بین المللی و براساس حقوق سیاسی اسلام شکل گرفت. ازجمله اهداف اساسی سازمان کنفرانس اسلامی افزایش همبستگی اسلامی میان کشورهای عضو و حمایت از همکاری های فیمابین این کشورها در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و علمی است.
اما در حالیکه بیش از سی و شش سال از تشکیل سازمان کنفرانس اسلامی می گذرد تاکنون در هیچ یک از مصوبات و بحران های بین المللی نتوانسته به طور شایسته ایفای نقش نماید. اساسی ترین اهداف شکل گیری این سازمان که اتخاذ اقدامات لازم برای حمایت از صلح و آرامش بین المللی، ایجاد هماهنگی در فعالیت های خود جهت حفظ آرامش در اماکن مقدسه، کمک به ملت فلسطین برای باز پس گرفتن حقوق و آزادی سرزمین های خود و حمایت از مبارزه کلیه ملل اسلامی به خاطر حفظ حیثیت و استقلال و حقوق ملی خویش بوده است تا به حال دراین راستا با ناکامی این سازمان برای تحقق آنها همراه بوده است.
منازعات داخلی و خارجی ملل اسلامی درطول سه دهه و نیم گذشته هرگز با میانجیگری موفقیت آمیز برای سازمان کنفرانس اسلامی همراه نبوده است. عدم جدیت دراین راستا برای پایان دادن به مخاصمات مرتبط با کشورهای اسلامی همچنان ادامه دارد و نمونه آخر آن علاوه بر فرایند جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین، امروز به مردم بی گناه و مظلوم لبنان رسیده است. سازمان کنفرانس اسلامی بعد از سه هفته و آن هم با جدیت رییس جمهوری کشورمان تصمیم می گیرد که در برابر اقدامات تجاوزکارانه این رژیم منحوس بیانیه صادر کند و اعمال آنها را محکوم نماید، یعنی بعد از فریاد آزادیخواهانه مردم سراسر دنیا حتی درآمریکا و انگلیس که خود حامیان اصلی رژیم صهیونیستی هستند. به هر حال سازمان کنفرانس اسلامی در پایان نشست فوق العاده خود در مالزی ضمن محکوم کردن جنگ افروزی رژیم صهیونیستی در لبنان و جنایات وحشیانه این رژیم در لبنان ومناطق فلسطینی خواستار عمل کردن شورای امنیت سازمان ملل به مسئولیت خود در این زمینه برای متوقف کردن تنش آفرینی رژیم غاصب صهیونیستی شد.
آنها همچنین در این بیانیه خواستار نشستی در مجمع عمومی سازمان ملل در همین رابطه تحت عنوان «اتحاد برای صلح» شدند.
رهبران کشورهای اسلامی همچنین خواستار استقرار نیروهای حافظ صلح کشورهای اسلامی در جنوب لبنان شدند و قویاً حملات بی رحمانه صهیونیست ها را به لبنان محکوم و این اقدامات را از سوی تل آویو به عنوان نقض جدی تمامیت ارضی و همچنین حاکمیت لبنان می دانستند.
در این رابطه رهبران شرکت کننده در این کنفرانس رژیم صهیونیستی را مسئول پیامدهای تجاوزش اعلام کردند و گفتند :«ما از شورای امنیت سازمان ملل درخواست می کنیم تا بدون درنگ بیشتر در رابطه با تصمیم و اجرای یک آتش بس فوری و جامع به طور کامل به مسئولیت خویش که همان حفظ صلح و امنیت بین المللی است، عمل کند».
حال سوال اینجاست که آیا نشست 57 عضو سازمان کنفرانس اسلامی می تواند درتوقف جنایات وحشیانه رژیم صهیونیستی به لبنان موثر باشد؟آیا شورای امنیت سازمان ملل به این تصمیم سازمان احترام می گذارد یا مثل گذشته با وتوی آمریکا سرانجامش به ابهام می گراید؟ آیا نتایج آن مانند آخرین اجلاس رهبران کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی که پاییز سال 1384در جده عربستان سعودی به طور فوق العاده برای بررسی اوضاع عراق و طرح آمریکا موسوم به خاورمیانه بزرگ برگزار شد خواهد بود؟
حقیقت آن است که دولتهای اسلامی بیش از آنچه جایگاهی به مثابه اتحادیه اروپا و یا حتی سازمانهای بین المللی دیگر برای خود متصور شوند منافع شخصی و دولتی خویش را بر اعتبار و حیثیت جهان اسلام ترجیح می دهند و دربرابر جنایتها و نسل کشی درکشورهای اسلامی دم فرو می بندند. از عراق و فلسطین و افغانستان گرفته تا آنچه که این روزها در لبنان اتفاق می افتد.
در این میان کشوری مانند مراکش که خود از پیشگامان شکل گیری این سازمان بوده است بی محابا با رژیم صهیونیستی ارتباط برقرار می کند و تمامی تعهدات خود را درخصوص سازمان کنفرانس اسلامی زیر پا می گذارد یا دولتهای عربستان و اردن با بی توجهی به وضعیت حساس منطقه نه تنها به دفاع از ملت مظلوم لبنان و فلسطین بر نمی خیزند بلکه حتی مانع از فریاد اعتراض افکارعمومی خود برای اعتراض به این تهاجم وحشیانه می شوند.
براین اساس بسیاری از دول اسلامی عضو سازمان کنفرانس اسلامی به ویژه کشورهای عربی با اقدامات منفعلانه ماشین سرکوب رژیم صهیونیستی را به پیش می برند. عمق این واگرایی تا آنجاست که سید حسن نصرالله به صراحت با انتقاد از این موضوع به برخی از کشورهای عضو سازمان و دولتهای عربی، می گوید: « کشورهای عربی به ویژه مصر و اردن و عربستان عملیات مقاومت لبنان را ماجراجویی حساب نشده، توصیف کردند. اگر پوشش عربی نبود، عملیات اسرائیل در طی چند ساعت پایان می یافت، هیچ کسی برای دو نظامی وارد جنگ نمی شود؛ آنچه در حال حاضر وجود دارد(جنگ رژیم صهیونیستی) تحت پوشش و حمایت عربی و بین المللی است. جامعه بین المللی نه پوشش بلکه تصمیم برای حمله را به اسرائیل اعطا کرد، اعراب پوششی برای حملات اسرائیل فراهم کردند و این رژیم را به این کار تشویق کردند، آنها به اسرائیل گفتند که این یک فرصت طلایی تاریخی برای نابودی مقاومت است.» !!
آنچه مبرهن است، تهاجم به لبنان و فلسطین، تهاجم به حزب الله و تصرف خاک نیست بلکه آنها ماهیت اسلام را نشانه گرفته اند، و واضح تر آنست که چنانچه رژیم صهیونیستی با حمایتهای آمریکا و دول غربی موفقیتهایی را کسب کند، دولتهای عربی منطقه و این دسته از اعضاء سازمان کنفرانس اسلامی خود بیشترین ضرر را خواهند کرد و با توجه به اوضاع ناپایدار کنونی منطقه، احتمال گسترش موج تجاوزات آینده به سمت کشورهای اردن و حتی عربستان و دیگر کشورهای اسلامی منطقه دور از انتظار نیست.
با بررسی پرونده عملکرد و اقدامات سازمان کنفرانس اسلامی درمی یابیم که سازمان تنها ناظراین حوادث درکشورهای اسلامی بوده و هیچگونه فعالیت مثمر ثمری دراین زمینه برای پایان دادن به مناقشات موجود در جهان اسلام ازخود نشان نداده است. از مهمترین این مناقشات درکشورهای اسلامی و حتی نه با حضور کشورهای غیراسلامی که سازمان نتوانست درایجاد صلح و آرامش درجهان اسلام ازخود حرکتی به نمایش بگذارد می توان به درگیری لیبی و چاد درسال1980 و دیگری موریتانی و سنگال در سال1989 و بحران سومالی در سال 1991 اشاره کرد.
البته واهمه از قدرت پوشالی رژیمهای استعماری و ترس از به خطر افتادن منافع شخصی برخی از سران کشورهای اسلامی تنها یکی از دلایلی است که عملا این سازمان را با رکود در اقدامات و فعالیتهایش وا داشته است که این ترس که مقدمه ای برای یأس و ناامیدی بوده در سازمان کنفرانس اسلامی باعث شده تا این سازمان در بسیاری از مسائل جهان اسلام به جای این که ابتکار عمل را در دست داشته باشد در موضعی انفعالی قرار گیرد. حمایت سازمان کنفرانس اسلامی از ابتکار بیل کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا در مورد پایان دادن به مناقشه در بوسنی و هرزگوین از جمله این موارد است.
اتحاد و همگرایی در سازمان کنفرانس اسلامی که به عنوان یکی از اصول منشور تشکیل سازمان بوده است، در حال حاضر و در یکی دو دهه اخیر به واگرایی برخی ازدولتهای اسلامی منطقه مبدل شده تا جایی که فعالیتهای سایر اعضای کنفرانس را نیز با رکود همراه می سازد.
به عنوان مثال در تهاجم اخیر رژیم صهیونیستی به خاک لبنان به نقل از مطبوعات رژیم صهیونیستی یکی از سران کشورهای اسلامی منطقه با ارسال نامه ای به مسئولان رژیم صهیونیستی خواستار تسریع در برخورد با حزب الله و نابودی آنها شد یعنی چیزی که بوش رییس جمهوری آمریکا در اجلاس گروه هشت کشور صنعتی در دیدار با بلر خواستار آن شده بود. یا شیخ عبدالله بن جبرین مفتی عربستان یعنی یکی از کشورهای موثر اسلامی بر حرام بودن کمک به حزب الله لبنان فتوا صادرمی کند!!
نکته دیگر در مورد دلایل بی تاثیربودن تصمیمات سازمان کنفرانس اسلامی در برخورد با بحران های داخلی و منطقه ای کشورهای عضو، عدم ضمانت اجرایی برای مصوبات، تصمیم گیری ها و منشور سازمان است.
به عنوان مثال پس از تحریم تسلیحاتی بوسنی و هرزگوین توسط سازمان ملل و آمریکا که در آن کشور عملا نسل کشی راه افتاده بود و سازمان کنفرانس اسلامی ضرب الاجلی را برای شکستن این تحریم ها اتخاذ کرد ولی هیچکدام ازطرفهای مقابل به مصوبه سازمان وقعی ننهادند و به راحتی به نسل کشی دربوسنی با تحریم تسلیحاتی ادامه داده می شد و هیچ گونه تحرکی در جهت شکستن تحریم ظالمانه اعلام شده از سوی سازمان ملل، توسط اعضای کنفرانس اسلامی به عمل نیامد.
ازجمله موارد دیگر که به بی تحرکی سازمان کنفرانس اسلامی درعرصه دستیابی به منشور سازمان می شودمی توان به اختلاف سیاسی، فقدان انسجام در اتخاذ موضع تصمیم گیری و بالاتر از آن اجرای تصمیمات، نبودن ضمانت اجرا، نقش سلطه غرب، وابستگی دولت ها، اختلافات مجامع اسلامی، دسته بندی های درون جهان اسلام، یأس کشورهای اسلامی و انحراف دولت ها اشاره کرد.
به هر حال سازمان کنفرانس اسلامی ابزارهای مناسبی برای عملی کردن تصمیمات خود در راستای فراهم کردن صلح و آرامش برای کشورهای اسلامی و کمک به کشورهای مظلوم لبنان و فلسطین دارد، حداقل آن است که 11 کشور از اعضای اپک جزو اعضای سازمان کنفرانس اسلامی هستند و استفاده از اهرمهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دیگر می تواند سازمان را از این وضع فعلی نجات دهد در غیر این صورت سازمان کنفرانس اسلامی همان نقش سخنگویی خود یعنی تایید و محکوم کردن قضایا را ایفا خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات