صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۴  ، 
کد خبر : ۷۶۴۷۱

آنها دیگر میرحسین را دوست ندارند


شاید تا قبل از سخنرانی میرحسین موسوی در موسسه دین و اقتصاد به مناسبت سالگرد شهدای هفتم تیر، و انتقاد وی از عدم توازن توزیع ثروت در کشور و دور شدن مسئولین از آرمانهای انقلاب و نیز تأکید وی بر لزوم توجه به قشر آسیب پذیر و مستضعف، اکثریت جامعه بر این اعتقاد بودند که این آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران، ذخیره ای ارزشمند و قیمتی برای جماعت دوم خرداد به حساب می آید و تصمیمات وی چاره ساز و راهگشای آنها خواهد بود.
اما موضع گیری ها ، تصمیمات و اظهار نظرهای میرحسین که از چند سال قبل رنگ و رویی تازه به خود گرفته و با این صحبت ها ی وی در تقبیح سیاست ها ی توسعه اقتصادی دولت ها ی گذشته، آشکارتر گردید، همگان را متوجه واقعیتی مهم در عرصه سیاست کشور کرد و آن دوری و عدم سنخیت وی با داعیه داران امروز اصلاح طلبی کشور می باشد.
میرحسین موسوی که پس از دوم خرداد 76 بسیاری از چهره ها ی جریان موسوم به اصلاح طلبی، حمایت او از خاتمی را یکی از رمزهای پیروزی خود عنوان می کردند، 8 سال پس از آن ماجرا در پاسخ به دعوت و اصرار بزرگان این قوم از قبیل موسوی خوئینی ها ، محمد خاتمی، بهزاد نبوی، مهدی کروبی و... برای ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری نهم، با بی میلی تمام فقط یک کلمه گفت و آن «نه» بود.
هر چند که موسوی در پاره ای از اوقات برخی شروط را برای ورودش به انتخابات مطرح می کرد ولی پوشیده نیست که این شروط خود راهکاری برای عدم پذیرش درخواست آنها بود.
اما عزلت نشینی میرحسین و عدم پذیرش این درخواست جریان دوم خرداد برای آنانکه تحولات و رویدادهای سیاسی کشور احاطه کامل دارند، دور از انتظار نبود.
میرحسین موسوی که در زمان نخست وزیری با اقداماتی مقطعی و با بازده کوتاه مدت اقتصادی توانسته بود وجهه نسبتاً مناسبی از خود به نمایش بگذارد، اکنون دیگر از پذیرفتن مسئولیت در این اردوگاه و قربت با این جماعت ابا داشت، چرا که اقدامات و رفتارهای این جماعت در درنوردیدن خطوط قرمز نظام با راهبردهایی نظیر فتح سنگر به سنگر، فشار از پایین و چانه زنی از بالا و نیز توهین به عقاید و باورهای مذهبی مردم و همچنین ناتوانی آنها در اتخاذ تصمیمات صحیح اقتصادی، هر کسی را از نزدیکی به این قوم باز می دارد، ضمن اینکه پذیرش درخواست اصلاح طلبان برای ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری نهم به مثابه پذیرش این اقدامات از سوی میرحسین بود.
البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد طیف ها و گروههای تندرو و افراطی جریان موسوم به اصلاح طلبی در طی دوران 8 ساله حاکمیت بر مناسب دولتی، هیچگاه جایی برای نظرات موسوی و امثال وی در نظر نگرفتند.
در شرایط کنونی فضای سیاسی کشور که ساز و کاری جدید نیز به خود گرفته، میرحسین موسوی با رصد عزم و اراده همان دیدگاههای تند و رادیکال در اردوگاه اصلاحات، این بار نیز گوشه عزلت را به حضور در قدرت ترجیح داد و کماکان رویه خود را دنبال می کند.
موسوی که زمانی از او به عنوان وزنه تعیین کننده اصلاح طلبان نام برده می شد، اما علاوه بر دوری جستن از جماعت مدعی روشنفکری و اصلاح طلبی، در گرما گرم تبلیغات سوء جراید زرد زنجیره ای و هجمه تخریب وسیع این جراید علیه فعالیت ها ی اقتصادی دولت نهم، با حمایت تلویحی خود از سیاست ها ی اقتصادی رئیس جمهور در خصوص عدالت گستری، توجه ویژه به محرومان و مستضعفین و نیز توسعه اقتصادی متوازن در سراسر کشور، عملاً در مقابل این هجمه تخریبی قرار گرفت.
این اقدامات و اظهار نظرهای موسوی چنان اردوگاه اصلاحات را برآشفت که آنها را به انتقاد شدید از وی در رسانه ها ی خود وا داشت.
روزنامه هم میهن در پوشش صحبت ها ی میرحسین در موسسه دین و اقتصاد، نپذیرفتن تقاضای اصلاح طلبان برای ورود به عرصه انتخابات از سوی وی را خیانت بزرگ میرحسین موسوی به جریان دوم خرداد عنوان کرد و در ادامه روزنامه ها ی دیگر نیز به انتقاد از وی پرداختند.
اما در روزهای اخیر به دنبال برخی اخبار مبنی بر نشست ها ی محفلی برخی از اصلاح طلبان با میرحسین، انتقادات از وی شدت گرفت تا جاییکه روزنامه شرق در شماره دوشنبه اول مرداد خود در مقاله ای با عنوان سیاستمدار گوشه نشین، موسوی را غیر اصلاح طلب دانسته و با اتخاذ سیاست فرار به جلو، موسوی و تفکرات وی را خارج از چارچوب دیدگاههای اصلاح طلبی معرفی کرده است.
در این شرایط این سوال مطرح می شود که در نشست های محفلی این جماعت چه صحبت ها یی میان موسوی و آنها رد و بدل شد، که اینگونه آنها را برآشفت؟
چه دیالوگ ها یی میان آنها مبادله شده که نویسنده مقاله شرق، برنامه ها ی کلی، رویکرد نظری به اقتصاد و سیاست و نگاه فرهنگی میرحسین موسوی و دکتر احمدی نژاد را مشابه و همسان می داند؟
میرحسین موسوی در این جلسات به آنها چه گفته و در جواب چانه زنی ها ی آنها چه پاسخی داده که نگارنده مقاله مذکور، طرفداران میرحسین موسوی را در واقع همان طرفداران دکتر احمدی نژاد و شهید رجایی عنوان کرده است.
پر واضح است که در روزهای آینده شاهد روشن شدن ابعاد وسیع تری از اختلافات میان جماعت داعیه دار اصلاحات و میرحسین موسوی خواهیم بود ولی آنچه واضح و آشکار شده، تفاوت و اختلافات عمیق میان جریان مدعی اصلاحات و چهره ها ی شاخص سنتی خود می باشد، اختلافاتی که مطمئناً در آینده دامنه آن، افراد دیگری را نیز در بر می گیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات