
بصیرت:اتحادیه اروپا در نشست ماهیانه خود در ژانویه 2009، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) را از لیست گروههای تروریستی این اتحادیه خارج کرد. این تصمیم در حالی اتخاذ گردید که موفق الربیعی مشاور امنیت ملی عراق از خروج سریع این گروهک از عراق، استرداد برخی از اعضاء سازمان به ایران و تبدیل شدن پادگان اشرف به زباله دانی تاریخ خبر داده بود. قبل از پرداختن به اهداف و پیامدهای این قمار بزرگ، لازم است سابقه طرح مورد کنکاش قرار گیرد.
سابقه طرح
سازمان مجاهدین خلق که در سال 1344 توسط گروهی از جوانان با هدف سرنگونی حکومت پهلوی- و البته به شیوه مسلحانه- شکل گرفت، در بدو امر از تقید مذهبی گروه خود سخن به میان میآوردند تا اینکه پس از گرایش اعضای آن به مارکسیسم، ضعف دینی آنها اثبات گردید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی با عدم رای به جمهوری اسلامی، عناد خود را با نظام اسلامی آشکارتر نمودند و به اقدامات خشونتآمیز تروریستی روی آوردند و با ترورهای پیدرپی دهه 60 پروندهای سیاه در پیشگاه ملت ایران برای خود گشودند که شهادت شهید بهشتی و 72 تن از یاران انقلاب در 7 تیر 60، محمدعلی رجایی و باهنر در 8 شهریور 60، شهداء محراب، اسدالله لاجوردی، انفجار در نماز جمعه تهران، ترورهای مردم عادی در ابتدای پیروزی انقلاب، ترور ناموفق مقام معظم رهبری در 6 تیر 60 و در سالهای اخیر ترور ناجوانمردانه شهید صیاد شیرازی، تنها بخشی از جنایات این گروه میباشد. این گروه بعد از تغییر رویکرد و استقرار در خاک عراق به کمک صدام آمد و ضمن انجام اقدامات جاسوسی و خرابکارانه برای بغداد، اقدام به ایجاد پادگان اشرف- که به شهر اشرف نیز مشهور است- در استان دیالی عراق نمود. بعد از اشغال عراق توسط آمریکا، این گروه تحت الحمایه ایالات متحده قرار گرفت تا اینکه بعد از اعتراضهای جمهوری اسلامی ایران و مردم عراق که از این گروه آسیب جدی دیده بودند، دولت عراق تصمیم به اخراج آنها از خاک خود گرفت. اگرچه مقامات عراقی چندین بار سخن از بیرون راندن این گروه از عراق نمودند اما با کارشکنیهای آمریکا مواجه شدند تا اینکه پس از تحولات اخیر و بسط حوزه اختیارات دولت عراق، این کشور تصمیم به اخراج این گروه گرفت. مشاور امنیت ملی عراق در سفر اخیر خود به ایران رسماً این خبر را اعلام و تایید نمود.
این گروه در سال 2002 در لیست گروههای تروریستی اتحادیه اروپا و آمریکا قرار گرفت. اما در 30 نوامبر 2007 دادگاه ویژهای در بریتانیا ضمن غیرقانونی خواندن وجود نام منافقین در گروههای تروریستی، از دولت انگلیس خواست نام این گروه را از لیست سیاه حذف نماید. این حکم که در پی لابیهای سیاسی بریتانیا صورت گرفت باعث شد تا تحت فشار انگلیس و برخی کشورهای همسو، اتحادیه اروپا در نشست اخیر خود با اختلاف نظر حکم به حذف نام این گروه از لیست گروههای تروریستی دهد. اما سؤالی که مطرح میباشد این است که علیرغم گزارش ماه آوریل 2008 وزارت کشور آمریکا و قرار داشتن نام این گروه در ردیف بیست و نهم سازمانهای تروریستی، هدف اتحادیه اروپا از خارج کردن نام این گروه در این مقطع زمانی چیست؟
اهداف اتحادیه اروپا از تطهیر منافقین
سؤالی که پیش از هر چیز مطرح میشود این است که هدف اتحادیه اروپا از در پیش گرفتن مواضع دوگانه در قبال موضوع تروریسم و درواقع بازی با این کارت سوخته (منافقین) چیست؟
1- سیاستهای تقابلی با جمهوری اسلامی ایران: اتحادیه اروپا که موفقیتهای روزافزون جمهوری اسلامی ایران را با استفاده از قدرت نرم در عرصه بینالمللی میبیند و از طرفی به خاطر اینکه سیاستهای ایران در تقابل با مشی توسعهطلبانه آنها است، هرگز توان مشاهده دستاوردی دیگر (بسته شدن پرونده منافقین) را نخواهد داشت. بخصوص بخاطر موفقیت دیپلماسی ایران در پرونده هستهای و حمایت موفقیتآمیز از گروههای لبنانی و فلسطینی و پیروزی این گروهها و ناکامیغرب این مساله را برای غرب قدری مشکل نموده است.
مضافاً اینکه این اتحادیه نمیخواهد در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری پرونده مجاهدین خلق به طور کامل بسته شود و موفقیتی دیگر بر موفقیتهای دولت دکتر احمدینژاد افزوده گردد. چرا که از نظر آنها این موفقیت چه بسا بر افزایش آراء وی تاثیر داشته باشد. به همین خاطر این اتحادیه با اتخاذ این رویکرد در واقع میخواهد با کارت سوخته مجاهدین در بازی پیچیدهاش با جمهوری اسلامی ایران بهره ببرد.
2- حفظ سازمان منافقین از خطر فروپاشی و استفاده ابزاری از آنها: غرب که خود را در القای سیاستهای سلطهطلبی بر ایران ناکام میبیند ضمن حمایت از این گروهک تروریستی علاوه بر دخیل نمودن اغراض سیاسی، درپی حفظ این سازمان بیرمق از اضمحلال و فروپاشی است تا آنها را در آب نمک بخوابانند و در زمان مقتضی از آنها علیه جمهوری اسلامی استفاده کنند. استفاده از این گروهک برای پیشبرد اهداف خود و گرفتن امتیاز در مواردی مثل پرونده هستهای، نوع همکاری با گروههای لبنانی و فلسطینی و سایر امور دیگر است. با توجه به ظرفیتهای طبیعی این گروهک در آشنایی با زبان، فرهنگ، جغرافیا و مذهب ایران و تجربه عملی در فعالیتهای چریکی و جاسوسی، غرب میتواند در مواقع ضروری بهره قابل توجهی از فعالیتهای آشکار و پنهان آنهاعلیه ایران ببرد. ضمن اینکه به خاطر فراهم بودن بیشتر بستر کار تبلیغی و رسانهای در اروپا نسبت به عراق، این گروهک میتواند با بسیج ظرفیتهای خود در مقابله با ایران در قالب جنگ نرم و انقلابهای مخملی، غرب را در این موضوع مدد رساند.
3- امیدواری به اپوزیسیون: در واقع بعد از اعلام مقامات عراقی مبنی بر اخراج منافقین از خاک این کشور، در صورت عدم حمایت غرب از این گروهک و در این مقطع زمانی، چه بسا سایر گروههای اپوزیسیون نیز با نگاه به این موضوع و اینکه ممکن است آنها نیز به چنین سرنوشتی گرفتار آیند و کشورهایی که امروز حامی آنها هستند، در مواقع سختی آنها را رها سازند، از فعالیتهای موثر دست کشیده و ناامید گردند و در واقع این حمایت اتحادیه اروپا به منزله امیدواری به سایر گروههای اپوزیسیونی نیز میباشد.
4- هشدار به دولت عراق: این اقدام اتحادیه اروپا میتواند هشداری نیز به دولت عراق محسوب شود که همکاری شما با ایران در این سطح مورد رضایت ما نیست و بعد از این نیز اگر در این راستا حرکت کنید و در صدد محقق ساختن اهداف ایران باشید، ما ضمن مخالفت میتوانیم از اهرم فشار علیه دولت شما استفاده نمائیم.
اختلافات درونی اتحادیه
اگر چه حذف نام گروهک منافقین از لیست اتحادیه اروپا رأی آورد، اما این به منزله همفکری کامل تمام 27 عضو اتحادیه نبود. کما اینکه" ووندرا" وزیر جمهوری چک در امور اروپا در کنفراس مطبوعاتی به این نکته اذعان کرد و گفت که وزیران خارجه این تصمیم را بر خلاف میل باطنی خود اتخاذ کردند. در حالی که کشورهای بریتانیا، اتریش، لوکزامبورگ، یونان و دانمارک اعلام کردند که حاضر به نادیده گرفتن حکم دادگاه (مبنی بر حذف نام این گروهک از لیست گروههای تروریستی) نیستند، فرانسه خواهان ابقای نام مجاهدین خلق در فهرست ترور میباشد و خواستار تجدیدنظر در این رأی شده است و یا نوع نگاه دولت آلمان به رای اتحادیه که همراه با تردید بود حاکی از صفبندی درونی در اتحادیه در قبال این موضوع است.
پیامدهای بازی با کارت سوخته
اتحادیه اروپا که همواره از هرگونه تلاشی برای کسب پرستیژ بینالمللی و القای دفاع از حقوق بشر فرو گذار نکرده، با این اقدام ضمن قراردادن علامت سؤال در منظر تحلیلگران، موجد پیامدهای مهمی نیز خواهد شد.
1- گسترش تروریسم: اقدام اتحادیه اروپا میتواند عاملی برای گسترش تروریسم باشد چرا که دیگر گروههای تروریستی نیز با نگاه به این موضوع و اینکه با منطبق کردن خواست خود با غرب، مورد حمایت آنها قرار خواهند گرفت از این پس به هرگونه کار خشونتآمیز و تروریستی دست خواهند زد. از سوی دیگر با این نگاه جانبدارانه غرب به موضوع تروریسم به اندیشه مبارزه با تروریسم آسیب جدی وارد میشود.
2- خدشهدار شدن وجهه بینالمللی اتحادیه اروپا: کشورهای اروپایی که خود را پرچمدار مبارزه با تروریسم و ترویج اهداف بشردوستانه میدانستند با این اقدام وجهه بینالمللی خود را خدشهدار نمودند. چرا که اتحادیه اروپا میداند تروریست بودن این گروهک مورد اذعان و اجماع جامعه جهانی است و این گروهک پس از حمله آمریکا به عراق به دنبال تغییر چهره و در واقع چهرهسازی جدید بود اما هرگز اقدامات خشونتآمیز خود در کشتار مردم ایران و عراق را کنار نگذاشت و این اقدام اروپا و ترجیح منافع خاص و مقطعی به منزله جدایی مسیر اتحادیه اروپا از جامعه جهانی است و این رویکرد به منزله خدشهدار شدن وجهه بینالمللی این اتحادیه میباشد.