صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۳  ، 
کد خبر : ۷۷۲۱۷

مکاتب و نحله‌های سیاسی در آمریکا (بخش‌هشتم)

على حمزه پور مقدمه: با آشنایی اجمالی با مبانی و بنیان های اصولی مکتب لیبرالیسم، رویکردهای این مکتب در آمریکا با عنوان جناح چپ و درمقایسه با گفتمان محافظه کاری به عنوان تنها مکتب رقیب در آمریکا باعنوان جناح راست به شرح ذیل مورد بررسی قرار می گیرد:

رویکرد لیبرالیستی در آمریکا
رویکرد لیبرالیستی در اواخر قرن نوزدهم در واکنشی در برابر تحولات وسیع ناشی از صنعتی شدن و راه چاره ای درقبال واکنش محافظه کاران کهن در برابر جریانات اجتماعی و اقتصادی پدید آمد. در آغاز قرن بیستم گروههای سیاسی نظیر حزب ترقی خواه آمریکائی ، سازماندهی شد و گامهای بلندی در دوران ریاست جمهوری افرادی نظیر تئودور روزولت، ویلیام اچ .تانت، وودرو ویلسون و فرانکلین دلانو روزولت برداشت. شعارهای اصلی لیبرالها در آمریکا بهبود و حمایت از حقوق کارگران و عدالت اجتماعی است و مقررات شرکتهای سهامی و انحصاری بزرگ و همین طور زیست گرایی تحت پوشش مالی دولت و ایجاد پارکهای ملی و حفاظت گاه حیات وحش بوده اند. لیبرالیسم در آمریکا برپایه مفهوم حقوق طبیعی و آزادیهای مدنی و این اعتقاد بنا شده که هدف عمده دولت حمایت از همین حقوق است. لیبرالهای آمریکائی تمایل به حمایت از علم اقتصاد مداخله جویانه دارند. آنها از توزیع دوباره درآمد حمایت می کنند و مخالف نفوذ روبه رشد شرکتهای سهامی هستند. آنها معمولا تمایل به ارائه مزد کافی برای زیستن در رفاه نسبی را دارند و غالبا از ایجاد یک سیستم سلامت و بهداشت جهانی حمایت می کنند. غالبا دارای بینشی شک گرا نسبت به دولت هستند و خود را درجایگاه کسی که خطاکاران را لو می دهد و طرفدار اصلاحات دولتی است قرار می دهند و بالاخره اینکه لیبرالها معمولا از حزب دموکرات در آمریکا حمایت می کنند.
مقایسه گفتمانهای محافظه کاری و لیبرالیسم
محافظه کاری و لیبرالیسم در غرب به عنوان دو گفتمان تاثیرگذار اجتماعی سیاسی از آغاز مدرنیته تا به اکنون مطرح شده اند. تفاوتهای آشکاری میان این دو گفتمان ظاهر شده که نظریه پردازان اجتماعی و سیاسی درباره آنها به شرح ذیل مطرح نموده اند:
1- محافظه کاران همانطور که از معنای این کلمه برمی آید از سنت های پابرجا و ثبات اجتماعی حمایت می کنند، آنها به دیده شک و تردید به تصورات مربوط به پیشرفت و تحولات اجتماعی در هر جهتی که باشد نگاه می کنند و براین عقیده هستند که بهتر است روابط اجتماعی که تجربیات گذشته، پایداری آنها را به اثبات رسانده است نگهداری شوند. از سوی دیگر لیبرالها از تحولات اجتماعی حمایت می کنند.
2- ریشه تاریخی ایدئولوژی محافظه کار را باید در واکنشی به جریان عقل گرایی و تاکید بر خرد نقاد مدرن لیبرالیسم غرب جست وجو کرد. محافظه کاران در مقطع زمانی که نقطه آغاز ایده های لیبرالیستی چون خرد گرایی و آزادی و عقل گرایی بود، به نبرد تئوریک با این ایده ها پرداختند و برحفظ سلسله مراتب سنتی جامعه تاکید کردند. همانندسازی مورد تاکید محافظه کاران در مصاف باکثرت گرایی اجتماعی سیاسی لیبرالیستی تلاقی نظریه ای را موجب شد که یک ما به ازای سیاسی نیز برای آن به وجود آمد. بطور مشخص نگرش پدرسالارانه محافظه کاری که متضمن تلقی سلطه دولتی به مثابه ادامه سلطه خانوادگی و پدرسالارانه است، با اصل مقاومت در برابر قدرت لیبرالیسم، چالش آشکاری دارد. درنگرش پدرسالارانه محافظه کاری، دولت ادامه طبیعی خانواده است. استدلال بنیادین این نگرش معطوف به این امر است که چون انسانها به یک اندازه خردمند نیستند برگزیدگان سیاسی باید عموم مردم را ارشاد و هدایت کنند و در نتیجه این اصل کلاسیک محافظه کاری با اصول کلاسیک لیبرالیسم، چون تکثر گروههای جامعه مدنی و بدبینی به حکومت به عنوان یک شر اجتناب ناپذیر وارد چالش می شود.
3- محافظه کاری جدای از آنکه اصل نیاز به قدرت را مطرح می کند، در پی شالوده افکنی یک هژمونیسم اجتماعی است که با فلسفه اجتماعی لیبرالیسم در تعارض است. به دیگر سخن آن سنخ اخلاق سیاسی که محافظه کاری مبلغ آن است به نوعی برتقدیس قدرت به عنوان یک مجموعه والا به ایده هایی دلالت دارد که مشخصا محدودیت شرایط زمان برای اعمال آنها در روندهای سیاسی موضوعیت نمی یابد؛ یعنی در هر عصر و زمان می توان کوشید که آن ایده ها براساس قواعد خاص سیاسی اعمال شود؛ اما لیبرالیسم چه در شکل کلاسیک خود که از آغاز صنعتی شدن رخ عیان کرد و چه در صور جدید خود اگر چه اصول پایه ای خود را حفظ کرده است اما تصور مبتنی برمقتضیات زمان را همواره وجهه عمل خویش قرار داده است.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات