صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۲  ، 
کد خبر : ۷۷۲۹۵

یاران خاتمی و مقوله‌ای به نام افراطی‌گری


بخش اصلی مجموعه «یاران خاتمی» به این باور رسیده بود که بازگشت به شرایط مجلس ششم بعید است. محمدرضا خاتمی در مصاحبه با ایسنا به صراحت از به گور بردن تحقق قریب الوقوع این آرزو سخن گفته بود. آنها پذیرفته بودند که نه از اقبال مردمی چندانی برخوردار خواهند بود و نه سوابق سال های اخیرشان اجازه حضور بسیاری از ایشان در رقابت مجلس هشتم را می دهد. با این حال فرصتی که تبلیغات انتخاباتی برای تخریب و تضعیف دولت نهم، اکثریت مجلس هفتم و دیگر نهادهای عالی رتبه نظام در اختیارشان قرار می داد و نیز احتمال شکل گیری یک فراکسیون اقلیت اندکی قوی تر از نظر آنان می توانست از رکود کامل جریان دوم خرداد جلوگیری کند. این تصور حتی گروهک های ضد انقلاب مقیم خارج را نیز ترغیب کرده بود فعال تر شدن در قبال مسائل داخل را امتحان کنند. یک عضو گروهک «فدایی خلق» پیشنهاد کرده بود با «حمایت از احزاب، تشکل ها و افراد مخالف احمدی نژاد» و نیز فرستادن یاران خود به ایران، در جهت اثرگذاری بر انتخابات اقدام کنند.
اما «یاران خاتمی» در دو جبهه درون جناحی دچار چالش شده بودند. آقای کروبی ، بار دیگر نقش مشارکت و مجاهدین در تلخکامی دوم خردادی ها در انتخابات مجلس هفتم را یادآور می شد و در داخل مجموعه «یاران خاتمی » نیز کارگزاران مواضع چالش برانگیزی را اتخاذ می کردند.
محمدهاشمی به یاد آنها می آورد که این کارگزاران بودند که با کسب موفقیت نسبی در مجلس پنجم جریان موسوم به چپ را از نومیدی خارج کردند و به صحنه دوم خرداد 1376 آوردند. او در نتیجه گیری از این خاطره، سهم خواهی کمتر و شایسته سالاری را بهترین راه برای «اصلاح طلبان» دانسته بود. همین منطق باعث شده بود که کارگزاران با انتشار زودهنگام ( سه ماه قبل از برگزاری انتخابات) یک لیست انتخاباتی، گلایه مشارکت و مجاهدین را برانگیزند. کارگزاران سعی داشتند با طرح مکرر این نکته که «زمانه، اصلاح طلبان را ادب کرده است.» هم برای این جریان اعاده حیثیت کنند و هم محوریت جریان دوم خرداد را به دست بگیرند. آنها با تکیه بر رای کم و بیش مطلوبی که آقای حسن روحانی در انتخابات مجلس خبرگان کسب کرده بود، موضوع سرلیست شدن وی را مطرح ساخته بودند. شاید این امر به صورت مقطعی می توانست پذیرفتنی باشد. موضع آشتی ناپذیر آقای حسن روحانی در قبال دولت نهم، سابقه همکاری در مرکز پژوهش های استراتژیک ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی و چشم اندازی از مرضی الطرفین بودن ریاست وی بر مجلس هشتم این قابلیت را داشت که انگیزه آنها را در این زمینه تقویت کند.
کارگزاران با این که دوم خردادی ها را به اعتدال دعوت می کردند، گاهی با پرده برداری از مبانی فکری خویش خمره شیر بازیابی حیثیت خود را واژگون می ساختند. گستاخی در بیان صریح این مبانی خصوصا پس از بیانات واضح غیر قابل تأویل رهبر معظم انقلاب به شکل عجیبی از خام طبعی برخی از افراد این گروه حکایت می کرد. رهبر معظم انقلاب در جمع اعضای ستاد برگزاری سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) با بیان این که مطرح کردن ظاهری نام امام و نادیده گرفتن اصول ایشان ظلم به امام است هشدار داده بودند:« برخی تلاش می کنند مبانی اسلام و اهداف انقلاب مانند مردم سالاری و حقوق بشر در اسلام را به گونه ای تأویل و توجیه کنند که با لیبرالیسم شکست خورده و بی حاصل منطبق شود و مورد قبول غربی ها قرار گیرد. اما این کار انحراف از خط امام است و دقیقا در مقابل مبانی دیدگاه های امام خمینی قرار دارد. بنابراین باید مراقب این انحراف بود.» ایشان همچنین یادآور شده بودند:« حد روشنفکری امام احکام اسلام بود که متاسفانه برخی این حد را رعایت نمی کنند.» حدود 5/1 ماه پس از ایراد این بیانات رهبری، حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران در گفت وگو با نشریه ذکر ارگان حزب موتلفه اسلامی گفت:« اسلام نظام قضائی و اقتصادی ندارد و گرایش لیبرالی با توجه به تجارب بشر در جهت شکوفایی اقتصادی ایران است.» رهبر معظم انقلاب چندی بعد با اشاره به سخنرانی روشنگر آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا فرمودند:« امروز در دنیای غرب خلأیی به وجود آمده است که پاسخ های لیبرال دموکراسی قادر نیست خلأ را پر کند. در حالی که اسلام در دنیای فکر و اندیشه حقاً و انصافاً منطق قوی، حرف های نو، جذاب و پرطراوتی دارد.»
خصوصیت گریز از مرکز مشروعیت نظام در حزب کارگزاران نه تنها خود این حزب بلکه اقمار به ظاهر معتدل تر آن را نیز به همین دلیل دچار ریزش کرده بود. در آستانه انتخابات سه عضو برجسته حزب اعتدال و توسعه یعنی دکتر محمدجواد ایروانی و دکتر مجید قاسمی( وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی دولت دوران دفاع مقدس) و نیز حاجی با بایی و کاظم جلالی اعضای هیئت رئیسه و کمیسیون امنیت ملی مجلس هفتم اعلام کردند دو سال است به دلیل عدم تطابق مواضع حزب اعتدال و توسعه با موضع گیری های زمان تأسیس و تأثیرپذیری این حزب از جریانات غیرمعتدل با آن قطع رابطه کرده اند.
تعارض نظرات حزب کارگزاران با رهبری علاوه بر این گونه مباحث نظری، سیاست های داخلی و خارجی را نیز در برمی گرفت. سخنگوی کارگزاران گفته بود:« باید مجلسی بیاید که هر چه دنیا بخواهد دعوا کند آنها بگویند ما دعوا نداریم و باید با مذاکره مشکلات را حل کنیم.» حزب اعتدال و توسعه نیز به عنوان یکی از اقمار کارگزاران ادعا می کرد:« جمعی که امروز مدیریت کشور را به عهده دارند عقل جمعی ایرانیان نیستند.» البته آنچه در عمل رخ داد عدم نامزدی مرعشی و آقای حسن روحانی بود. دکتر محمدعلی نجفی که در آن روزها سخن از جدایی اش از حزب کارگزاران و پیوستن به حزب اعتدال و توسعه مطرح بود، سبب عدم ثبت نام مرعشی را احتمال رد صلاحیت او و ایجاد معضل برای آقای هاشمی رفسنجانی در چنین حالتی دانسته بود. آقای حسن روحانی هم بنا به تحلیل سعید لیلاز ( نویسنده وابسته به حزب کارگزاران) به دلیل محال بودن ریاست بر مجلس در صورت راه یابی به آن، از نامزدی در این انتخابات خودداری کرد. چرا که همه شواهد از پیروزی قاطع اصولگرایان در این انتخابات خبر می داد. ضمن این که پرونده عملکرد موسویان به عنوان سخنگوی هیئت مذاکره کننده هسته ای دوران آقای روحانی، حتی واکنش شخصیت هایی مثل دکتر ولایتی را که اغلب از ورود به منازعات جناحی پرهیز می کند، به دنبال داشت. دکتر ولایتی برخی از فعالیت های موسویان در این برهه را موجب ایجاد حساسیت به موضوع هسته ای دانسته و آن را دستمایه جنجال سیاسی در رسانه های غرب علیه کشور ما ذکر کرده بود. این در حالی بود که اطرافیان آقایان هاشمی رفسنجانی و روحانی ، موسویان را از اتهاماتش تبرئه می کردند.
مرعشی در مقام سخنگوی حزب کارگزاران موضعگیری هایی نیز بر ضد حمایت کشورمان از فلسطین داشت که حتی آقای محتشمی پور عضو مجمع روحانیون مبارز را به عکس العمل در مقابل خود وامی داشت. اما بیشتر اعضای مرکزیت حزب کارگزاران با موضعگیری های محتاطانه سعی داشتند وجاهت اعتدال نمای خود را حفظ کنند. مثلاً هدایت آقایی علت شکل گرفتن ائتلاف را نداشتن تعریف از اصلاحات دانسته بود. او درست می گفت و نوع رفتار مجموعه موسوم به «ائتلاف اصلاح طلبان»( یاران خاتمی) کاشف از همین واقعیت بود. همین عضو شورای مرکزی کارگزاران در روز هجدهم دی ماه 1386 از احتمال قرار گرفتن افرادی مثل مصطفی معین و موسویان در لیست این ائتلاف خبر داده بود. ابراز تمایل دبیر کل حزب مشارکت به عضویت گروه غیر قانونی نهضت آزادی در ائتلافی که پس از سال ها بار دیگر از خط امام دم می زد نیز شاهد دیگری بر استمرار آشفتگی در تعریف اصلاحات بود. البته پس از تاکید مجدد رهبر معظم انقلاب ( در سخنرانی به مناسبت 19 دی ) بر مرزبندی با آمریکا و نوکرانش، ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی گفت که: «اشتیاق نزدیک شدن به نهضت آزادی( در بین اصلاح طلبان) وجود دارد، ولی به احتمال زیادی بعد از انتخابات شرایط برای همکاری آماده تر می شود.»
برای دوم خردادی ها مهم این بود که اقشار خاموشی که در گذشته وزن رای آنها را در انتخابات سنگین تر کرده بودند به صحنه بیایند. این که آقای سید محمد خاتمی در جشن شب یلدای مجله چلچراغ از یک خانم هنرپیشه با سوابقی مثل هجو اشعار مربوط به شهدای دفاع مقدس، به عنوان شخصیت اخلاقی یاد کرد و یا از کنار انتشار تصاویری از مصافحه خود با دو زن ایتالیایی با بی اهمیتی گذشت، شاید از همین تصور حکایت می کرد. خاتمی در دیدار تحریریه روزنامه شرق گفت:« آنجا آن قدر شلوغ بود که اگر اتفاقی هم افتاده من یادم نمی آید!» دوست دیرینه خاتمی یعنی محمدتقی فاضل میبدی ( عضو مجمع محققین و مدرسین) هم پا را فراتر نهاد و گفت:« اگر مصافحه با زنان نه از نگاه جنسی که از نگاه آداب و رسوم اجتماعی لحاظ شود چرا باید حرام شود؟»
اما به کارگیری چنین روش هایی جواب مثبتی را دریافت نکرد. در آن روزها حتی اقشاری که پایبندی چندان زیادی به تکالیف دینی مثل حجاب نداشتند تحت تأثیر عزتی بودند که سیاست اصولگرایانه دولت و مجلس، در صحنه جهانی برای ایران و ایرانی فراهم کرده بود. التماس خانم های بی حجاب برای قرض گرفتن روسری به منظور گرفتن عکس یادگاری با رئیس جمهور در نیویورک و اشک شوق آنها در هنگام بیان پیشرفت های جمهوری اسلامی از زبان احمدی نژاد نشان می داد که این قشر نیز سرمست احیای غرور ملی خود در دوره حاکمیت اصولگرایان است.
*کتاب «نقش آفرینان عصر تاریکی» به قلم مرتضی صفارهرندی به بررسی جریان های سیاسی از صدر نهضت مشروطیت تا پیروزی انقلاب اسلامی می پردازد. این کتاب شامل بخشی از سلسله مقالات جریان شناسی صفحه کارگاه سیاسی هفته نامه صبح صادق است که در شش فصل تنظیم شده است. فصل اول با عنوان «نوزاد بیمار» به گفتمان وارداتی جریان منورالفکری و نقش آن در فرجام ناخوشایند نهضت مشروطیت می پردازد و اینکه چگونه بنیانگذاران روشنفکری ایرانی در خدمت دیکتاتوری پهلوی اول قرار گرفتند. عملکرد پیشقراولان اندیشه چپ ایرانی نیز در همین فصل مورد بررسی قرار می گیرد.
« دوران اندوخته ها » عنوان فصل دوم کتاب است که به شناخت جریان های سیاسی در ابتدای دوران پهلوی دوم اختصاص دارد. در این فصل علاوه بر اینکه عملکرد ملی گرایان و نحوه تعامل آنها با فعالان اسلامخواه مورد مداقه قرارگرفته و رفتار سیاسی جریان چپ مارکسیستی بررسی شده است، از زاویه جدیدی به سلایق مختلف موجود در اردوگاه اسلامخواهان و حوزه های علمیه پرداخته شده است. نکته قابل توجه در همین فصل بحثی است که درباره ریشه های التقاط در بین نیروهای مذهبی وجود دارد.
فصل سوم در واقع به جریان شناسی دوران فترت پس از کودتای 28 مرداد تا ظهور پدیده امام خمینی و نهضت اسلامی می پردازد.«نقطه عطف » عنوانی است که برای این فصل انتخاب شده است. اولین مرحله نهضت اسلامی با عنوان «نقطه عطف » در فصل سوم مورد بررسی قرار گرفته است. تعامل اغلب چالش مند دیگر جریان های سیاسی باگفتمان و استراتژی امام خمینی در خلال اولین سال های دهه 40 را می توان در این فصل مورد مطالعه قرار داد.
فصل چهارم ، مروری بر « تجارب تلخ» ظهور گروه های سیاسی مسلح اسلامی، مارکسیست و التقاطی در خلال سال های میانی دهه 40 تا نیمه دهه 50 دارد و اینکه چگونه با به بن بست رسیدن این تجربه ها، محیط مبارزاتی مهیای پذیرش الگوی بی بدیل امام خمینی شد. بالاخره فصل پنجم ناکارآمدی الگوهای رفتار جریان های سیاسی ملی گرا و مارکسیست در خلال وقوع « انقلاب بی بدیل » اسلامی و کرنش ناگزیر آنها در برابر شیوه هدف گذاری بدیع امام خمینی یادآور شده است. نویسنده در مقدمه کتاب، یادآور شده است قصد دارد جریان شناسی مقطع پس از پیروزی انقلاب را در مجلات دیگری پیگیری کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات