1- تکیه گاه اصلی رهبری انقلاب به خدا و عنایات خدا بوده است. تکیه کلام حضرت امام همیشه این بود که ما به تکلیف الهی عمل می کنیم. در اوائل انقلاب «یاسر عرفات» به ایران آمده بود و در ملاقات با امام به او گفته بود که من به موشه دایان ( رئیس وقت رژیم صهیونیستی) گفته ام که در ایران زلزله رخ داده و این زلزله به ما رسیده اگر شما متکی به حمایت آمریکا هستید من به انقلاب ایران به رهبری امام خمینی متکی هستم. امام (ره) جملات او را اصلاح کردند و فرمودند: در ایران زلزله رخ نداده بلکه انقلاب ایران انفجار نور بود و به علاوه شما اگر بخواهید به ما متکی باشید این تکیه گاه محکمی نیست ما خودمان به خداوند متعال تکیه داریم. این تکیه گاه، تکیه گاه محکمی است. در واقع با این رهنمود امام(ره) دو نکته به عرفات متذکر شده بود؛ اول اینکه ماهیت این انقلاب ترویج نورالهی در ظلمت مادی غرب و شرق است و دومین نکته اینکه در امور انسان باید با توکل به عنایات خدا اقدامات خود را پیش برد، در عین حال که با فکر و مشورت تدبیر می کند بعد از تصمیم قاطع با توکل به خدا و عنایات خدا کارها را پیش برد و این عین توحید است و به عرفات فهماند که با شعارهای ناسیونالیسم عربی و تکیه به قدرت های مادی انقلاب فلسطین به پیروزی نمی رسد ولی او متأسفانه عمق پیام امام را درک نکرد و به روش خود ادامه داد. در اواخر عمر خود به این واقعیت اشاره کرد و گفت بی جهت به اسرائیل اعتماد کردم و رفتن به پای میز مذاکره با اسرائیل اشتباه بود و رژیم صهیونیستی او را در اواخر عمر در خانه خود محصور و آخر الامر او را مسموم کرد و با بیماری سرطان حاصل از مسمومیت کشته شد.
2- ایدئولوژی انقلاب، اسلام ناب بود نه اسلام التقاطی و نه ایدئولوژی شرق کمونیست و نه ایدئولوژی غرب لیبرالیسم و شعارهای انقلاب تماما برگرفته از قرآن کریم و سیره اهل بیت به خصوص امام حسین (ع) بود و در این راستا امام فرمودند: «هر چه داریم از محرم و صفر است و نمونه شعارهای انقلاب عبارت بود از هیهات من الذله- نصر من الله و فتح قریب- الله اکبر خمینی رهبر- سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن و اصلی ترین شعار، استقلال- آزادی- جمهوری اسلامی بود.
3- رفتار انقلابیون در انقلاب ایران بسیار اخلاقی و بر مدار ارزش های دینی استوار بود. تخریب اموال عمومی و خشونت غیر منطقی در آن نبود و اگر به ندرت از این موارد اتفاق می افتاد با ریشه یابی عوامل آن معلوم می شد کار برخی از عناصر ساواکی رژیم بود به خاطر اینکه چهره انقلاب را مخدوش کنند.
4- انقلاب ایران تنها انقلابی بود که در جهان دو قطبی استقلال کامل از دو قطب قدرت جهانی داشت و هیچکدام از قطب های غرب و شرق و اقمار آنها از این انقلاب حمایت نکردند و امام هم متکی به حمایت آنها نبود.
5- انقلاب ایران بر خلاف سایر انقلاب ها ماهیت کاملا مردمی داشت و احزاب و گروه های خاصی نقش محوری در این انقلاب نداشتند. انقلاب سه بعد مهم داشت رهبری، مکتب و مردم. لذا با اشارات و رهنمودهای رهبری و براساس مکتب مردم با حضور خود در تظاهرات انقلاب را به ثمر رساندند و مبارزات مسلحانه فقط منحصر در چند روز آخر منتهی به پیروزی انقلاب آن هم بسیار محدود در تهران انجام شد که صرفا با بازماندگان طاغوتی و ساواکی رژیم بود.
6- انقلاب ایران تنها انقلابی در قرن بیست و یکم بود که نقش مردمی آن منحصر به یک قشر از جامعه نبود بلکه تمامی اقشار اعم از شهری و روستایی و تمامی اقوام اعم از کرد و لر و فارس و ترک و بلوچ و ترکمن در آن نقش فعال داشتند.
7- رهبر انقلاب مرجع تقلید دینی بود. او الفبای سیاست را در دانشگاه های سیاسی غربی یا شرقی نیاموخته بود او سیاست را عین دیانت می دانست.
لذا برخی از افرادی که کتابی درخصوص جدایی دین از سیاست نوشته بودند یا دین را افیون توده ها می دانستند بعد از پیروزی انقلاب به رهبری امام در نظریات خود تجدیدنظر کردند.
فیدل کاسترو رهبر قبلی کوبا گفت: پس از فروپاشی شوروی به صحت توصیه های امام به گورباچف پی بردم. معتقدم مدل قرآنی رهبری فقید انقلاب ایران باید به جای مدلهای غربی در دستور کار برنامه جهانی قرار گیرد.