صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۷  ، 
کد خبر : ۷۷۳۶۸

سردرگمى آمریکا در گفت‌وگو با ایران


مواضع و رفتار متناقض آمریکا در قبال جمهورى اسلامى ایران نشانگر سردرگمى دولت آمریکا در گفت و گو با ایران به عنوان یک قدرت منطقه اى مى باشد. واشنگتن در برابر ایران از سیاست «چماق وهویج» بهره مى گیرد، یعنى گاه به تهدید ایران مى پردازد و گاه به تطمیع این کشور روى مى آورد.
دلیل این تناقض آن است که آمریکا از یک سو با نفوذ منطقه اى ایران به شدت مخالف بوده ونسبت به فعالیت هاى هسته اى آن نگران است، اما از دیگر سو آمریکا در بحران عراق خود را نیازمند همکارى ایران جهت مهار خشونت ها و ناامنى هاى این سرزمین مى بیند.
انجام مذاکرات میان سفراى دو کشور در بغداد ـ که در نوع خود یک پدیده بى نظیر محسوب مى شود ـ نشان داد واشنگتن متمایل به پیروى از سیاست هویج (تطمیع)است.
اما در عین حال سران کاخ سفید از سیاست چماق (تهدید)غافل نیستند و در حالى که سفراى دو کشور در بغداد به مذاکره نشسته اند، وزیر دفاع وخارجه آمریکا به کشورهاى خلیج (فارس) سفر کرده و رژیم هاى این منطقه را علیه ایران تشجیع مى کنند و قراردادهاى سنگین تجارت تسلیحات و مهمات با آن ها امضا مى کنند.
دلیل دیگر تناقض در سیاست هاى آمریکا در قبال ایران عبارت است از وجود دو طیف مخالف در دستگاه تصمیم سازى کاخ سفید. در یک طیف امثال دیک چنى معاون رییس جمهور آمریکا قرار دارند که قائل به اقدام نظامى علیه ایران هستند. چنى تاکید مى کند پیش از دست یابى ایران به سوخت هسته اى باید مراکز هسته اى این کشور را هدف قرار داد. وى همچنین به بمباران پادگان هاى آموزشى که به زعم او تروریست ها را آموزش مى دهد، فرامى خواند.
اما در طیف دیگر که امثال جرج بوش و وزیر خارجه آمریکا قرار دارند، بیشتر متمایل به اعمال فشار و ادامه تحریم هاى اقتصادى علیه ایران هستند. آن ها معتقدند بدون اقدام نظامى مى توان ایران را در منطقه مهار کرد. یکى از راهکارهاى این طیف براى مقابله با نفوذ ایران در منطقه عبارت است از ارائه سلاح به کشورهاى عربى جهت ایجاد موازنه نظامى در منطقه و منع ایران از پیمودن راهى که به تولید سلاح هسته اى ختم خواهد شد. هر چند نگرانى هایى نسبت به بر هم خوردن این موازنه و آغاز رقابت تسلیحاتى در خاورمیانه به چشم مى خورد.
طیف دوم به طور طبیعى کانال هاى دیپلماسى را براى مهار ایران توصیه کرده و از ادامه مذاکرات میان تهران و واشنگتن (درباره عراق) استقبال مى کنند و آن را مقدمه اى براى بحث در باره سایر مسایل فیمابین مى دانند. هر چند بسیارى از تحلیلگران دستیابى به چنین مرحله اى را غیرممکن ویا حداقل دشوار ارزیابى مى کنند.
دلیل این تحلیلگران آن است که مسایل لاینحل میان دو طرف فراوان است ولازمه هر گونه مذاکره وتوافق، تنازل آن ها از مواضع اصولى خود مى باشد که مهمترین آن در قضیه فلسطین واسراییل خلاصه مى شود.
از طرفى همان گـونه که در داخل آمریکا جریانـات تندرو و جنگ طلب وجود دارد و مى توانند مانع مذاکرات شوند، در داخل ایران نیز طیف‌اى افراطى وجود دارد. براى نمونه رییس جمهور ایران، محمود احمدى نژاد با شوراى عالى امنیت ملى وحتى پارلمان ایران اختلافاتى دارد وبا آن که آخرین موضع رسمى جمهورى اسلامى ایران در باره فلسطین واسراییل فراخوان به همه پرسى در داخل اراضى اشغالى است، احمدى نژاد به نابودى اسراییل فرا مى خواند. فرماندهان سپاه پاسدران نیز که اکنون به قطب قدرتمندى در ساختار حکومتى ایران تبدیل شده اند، راهکارهاى سخت افزارى را بر گزینه هاى نرم افزارى ترجیح مى دهند.
با این تفاصیل افق روشنى از مذاکرات آمریکا وایران در باره مسایل فیمابین به چشم نمى خورد. برخى از ناظرانى که متمایل به غرب وآمریکا هستند، به ایران توصیه مى کنند از تندروى دست بردارد واز نفوذ منطقه اى خود جهت برهم زدن اوضاع عراق ولبنـان ودیگر کانون‌اى بحران بهره بردارى نکند.
اما در مقابل، توصیه ناظران بى طرف آن است که ایالات متحده آمریکا باید قدرت منطقه اى ایران را به رسمیت بشناسد واز اعمال فشار وتحریم علیه این کشور دست بردارد وبه حقوق هسته اى آن احترام نهد. قطعا عدم توجه به این توصیه، همچنان سردرگمى دولت آمریکا را در برابر جمهورى اسلامى ایران در پى خواهد داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات