با کناره گیری «نورمن مینتا» وزیر راه و ترابری کابینه بوش، طی سه ماه اخیر بیش از 30 نفر از مقامات ارشد دولت نومحافظه کار استعفا داده اند.
مینتا دومین وزیر کابینه جورج بوش و تنها وزیر از حزب دمکرات آمریکا در دولت نومحافظه کاران است که پس از پنج سال و نیم حضور در دولت از همراهی تیم نومحافظه کار کناره گیری کرده است. با استعفای او که تنها فرد از حزب دمکرات در کابینه بوش بود، به این ترتیب دولت آمریکا تنها با یک حزب اداره می شود. استعفای وزیر راه و ترابری از کابینه، چنان ناگهانی و غیرمنتظره بود که بسیاری از سیاسیون کاخ سفید و از جمله «تونی اسنو» سخنگوی دولت را غافلگیر نمود. وی که با حجم زیاد سوالات خبرنگاران درخصوص علت استعفای مینتا مواجه شده بود، تنها به این جمله بسنده کرد که «دلش خواست و کناره گیری کرد. هیچ کس وی را مجبور به کناره گیری نکرده است.»
در روند رو به افزایش استعفای مقامات ارشد دولت آمریکا و فرار آنها از همراهی بیشتر با سیاست های نومحافظه کاران چند عامل مهم موثر است. از جمله آنها:
1-بی توجهی به انتظارات داخلی
تیم نومحافظه کار جورج بوش در خلال هفت سال گذشته به بهانه مقابله با تروریسم، جنگ و تهاجم به سایر کشورها را سیاست محوری خود قرار داده و همه منابع و امکانات دولت را در این مسیر هدایت کرده است. به این ترتیب خواسته ها و انتظارات داخلی شهروندان آمریکایی تحت الشعاع استراتژی آمریکا در عرصه بین المللی قرار گرفته است. جنگ هایی که نومحافظه کاران در طول این مدت به راه انداخته اند، هزینه های هنگفتی بر اقتصاد و معیشت مردم آمریکا تحمیل نموده است. بخصوص اینکه بودجه های نظامی پنتاگون به صورت سرسام آوری افزایش یافته و در مقابل بودجه های رفاهی و عمرانی به شدت تنزل داشته است.
در بخش اقتصادی آن دسته از فعالیت هایی که با بخش رفاهی مردم مرتبط است عمدتا با کمبود و کسری بودجه مواجه گردیده است. به این ترتیب مسئولان این بخش ها زمانی که با موج انتظارات انباشته شده مردم مواجه می شوند چون توان پاسخگویی به نیازهای آنها را ندارند مناسب ترین گزینه را کناره گیری از مسئولیت دولتی می دانند. کاری که مینتا و پیش از وی «جان اسنو» وزیر خزانه داری آمریکا در نهم خردادماه :و در شرایطی که اعلام شده بود بدهی هر فرد آمریکایی از مرز 27 هزار دلار بیشتر شده است- انجام و از ادامه کار در دولت بوش خودداری کردند.
مردم آمریکا خواهان کناره گیری و استعفای «رامسفلد» وزیر دفاع، «دیک چنی» معاون رئیس جمهور و حتی جورج بوش هستند. هر سه ضلع قدرت نومحافظه کاران در آمریکا علی رغم نظرسنجی ها، همچنان مصمم هستند که تحت هر شرایطی به حیات سیاسی خود ادامه بدهند. براساس نتایج نظرسنجی های انجام شده میزان محبوبیت جورج بوش در میان افکار عمومی آمریکا به شدت تنزل پیدا کرده است. رئیس جمهور آمریکا با جنگ روانی قلمداد کردن نتایج نظرسنجی ها و فرافکنی پیرامون آنها، حاضر به پذیرش واقعیت های جامعه آمریکا و کناره گیری خود و رفقایش از قدرت سیاسی نیست. در حالی که ریچارد نیکسون :سلف او- زمانی که محبوبیتش در میان افکار عمومی به 29 درصد سقوط کرد از مسئولیت کناره گیری نمود و نتایج نظرسنجی های رسمی در میان شهروندان آمریکایی گویای این است که میزان مقبولیت بوش رکورد نیکسون را نیز شکسته است.
در شرایطی که رئیس جمهور آمریکا با کاهش شدید اقبال عمومی مواجه است سایر اعضای کابینه نیز تحت فشار شدید روانی قرار خواهند گرفت و از آنجایی که در شرایط روانی نمی توانند به مطالبات مردم پاسخ دهند چاره ای جز کناره گیری از دولت برای خود نمی یابند.
2-ناکامی در سیاست خارجی
همانطوری که گذشت :سیاست نومحافظه کاران طی هفت سال گذشته بر تحولات بین المللی متمرکز شده بود. اینک با شکست سیاست های نومحافظه کاران در فلسطین، افغانستان، عراق، سوریه، پرونده های هسته ای کره شمالی، ایران و... از یک سو و افزایش قدرت روزافزون رقبای آمریکا در چین، روسیه، هند و گسترش حوزه نفوذ مخالفین سیاست های واشنگتن در اقصی نقاط جهان از سوی دیگر، مقامات و دولتمردان آمریکایی را با سردرگمی مفرط مواجه ساخته است. این سردرگمی دامنگیر همه دولتمردان آمریکا شده است. نمود آن در میان جمهوری خواهان بیشتر است. طوری که آنها از درک واقعیت های محیط پیرامونی خود و آنالیزه کردن تحولات بین المللی ناتوان هستند.
آرزوی جمهوری خواهان این بود که سیاست های نومحافظه کاران مقدمات هژمونی آمریکا را بر جهان فراهم خواهد کرد تا در دوره بعدی حاکمیت جمهوری خواهان موقعیت حزبی آنها برای سال ها تثبیت شود اما نتایج نظرسنجی های موسسات معتبری چون «کارنگی» و «زاگبی» این آرزو را دست نیافتنی می دانند زیرا مطابق نظرسنجی ها اشتباهات استراتژیک دولتمردان آمریکایی در عرصه جهانی و بی توجهی آنها به افکار عمومی داخلی سبب شده است که محافظه کاران بازنده اصلی انتخابات آتی پارلمانی و ریاست جمهوری باشند.
این وضعیت زمینه دعوای محافظه کاران سنتی با نومحافظه کاران را فراهم ساخته و جامعه سیاسی و کابینه آمریکا را بیش از پیش نامتعادل ساخته است.
کناره گیری مهره هایی همچون «پورتر گاس» رئیس سازمان سیا، «اسکات مک کلان» سخنگوی دولت، «جان اسنو» وزیر خزانه داری و... اینک «نورمن مینتا» وزیر حمل و نقل و راه و ترابری ضربات هولناکی بر جریان محافظه کاری در آمریکا وارد ساخته است به نحوی که قدرت هر گونه ابتکار عمل و تصمیم گیری کارآمد را از آنها سلب نموده است.
3-فشار ناشی از نفرت افکار جهانی
افزایش تنفر افکار عمومی جامعه بین المللی از سیاست های یکجانبه گرایانه واشنگتن یکی دیگر از عوامل موثر در ایجاد فشارها و اضطراب های روحی و روانی دولتمردان آمریکایی و کناره گیری آنها از دولت است. مطابق نظرسنجی های انجام شده از سوی موسسات مطالعاتی کشورهای غربی، بسیاری از مردم جهان حتی شهروندان کشورهای غربی همچون آلمان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و... نسبت به سیاست های آمریکا متنفر و آمریکا را خطرناک ترین کشور برای امنیت و ثبات جهانی قلمداد می کنند. امری که مقامات آمریکایی خلاف آن را بیان می کنند و با طرح اتهامات واهی به دیگر کشورها، خود را منجی صلح و ثبات جهانی معرفی می کنند. طبیعی است در چنین شرایطی حضور مقامات در حاکمیت سیاسی آمریکا :که در عرصه ملی با بحران مقبولیت مواجه است و در عرصه بین المللی با تنفر و نفرت جهانی روبرو است- امری دشوار است. فلذا پیش بینی می شود در ماه های آینده و تا انتخابات کنگره و ریاست جمهوری در آمریکا حاکمیت این کشور با ریزش چهره های بیشتری از مقامات ارشد مواجه خواهد شد وضعیتی که طی ماه های اخیر روندی فزاینده داشته است.