صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۳  ، 
کد خبر : ۷۷۴۱۳

فقیه سیاست پرهیز یا موسس

مرتضى صفار هرندى

تاریخ پژوهان، تا چندی پیش نسبت به نقش آیت الله العظمی بروجردی د رتحولات سیاسی دهه 20 و 30 کم اعتنا بودند. برخی او را شخصیتی دارای مبانی اندیشه ای نفی کننده نقش سیاست در تفکر دینی می پنداشتند، بعضی از مردم هم در قضاوتی عامیانه می گفتند که او چون از سادات حسنی بوده، روش سیاسی امام حسن مجتبی(ع) (پذیرش صلح مصلحتی با حاکم جائر) را برگزیده است. اخیرا نیز برخی از جریان های سیاسی سعی کردند تا چهره ای سکولار از آیت الله بروجردی و فکر و عمل او ترسیم کنند.
بدون شک، شأن آیت الله بروجردی برتر از آن است که از او به عنوان سردمدار یک جریان سیاسی یا غیرسیاسی یاد شود. اما او در جایگاه زعامت حوزه علمیه عظیم قم بلکه رهبری دنیای تشیع تاثیرغیرقابل انکاری بر جریان های سیاسی آن زمان داشت. این درحالی است که آن فقیه بزرگ در هیچ یک از اتفاقات سیاسی دوره زعامت دینی خود به طور رسمی دخالت نکرد. از زاویه نگاه سطحی نگر، ممکن است این مسئله به حساب عدم بهره مندی از صفت شجاعت تعبیر شود، اما واقعیت جز این است. شاید این حکایت کمتر گفته شده باشد که آیت الله بروجردی در سفری به نجف درباره نحوه مبارزه با حکومت دیکتاتوری پهلوی اول مورد مشورت علمای آن حوزه مقدس قرار گرفت و در بازگشت به ایران دستگیر و روانه زندانی در یک پادگان تهران شد. رضاشاه در این پادگان به ملاقات مرحوم بروجردی رفته بود آن فقیه بزرگ در توصیف این ملاقات گفته بود که سعی کرده است با نحوه نشستن و رفتار، به رضاشاه بفهماند که مرعوب قدرت او نیست. برخی همین نوع برخورد آیت الله بروجردی را علت مقاومت رضاشاه در برابر ایده مهاجرت آیت الله بروجردی از اراک به حوزه علمیه قم می دانند.
نوع برخورد آیت الله بروجردی با مسائل سیاسی نه از خصلت فردی (فقدان شجاعت) بلکه از عواملی از قبیل زیر ناشی می شد:
1-نوع تلقی نسبت به تحولات سیاسی سال های قبل؛ 2-ارزیابی از استعداد اجتماعی و سیاسی کشور در همراهی با حرکت های مبارزه جویانه روحانیت؛ 3- تصور عدم کفایت برنامه های سیاسی گروه های اسلامی موجود برای تاسیس حکومت اسلامی و...؛ 4-بی اعتنایی احزاب سیاسی موجود به کیان اسلام و تشیع؛ 5- احساس خطر از قدرت یابی الحاد کمونیسم؛ 6-نقش تاثیرگذار مقدس نماها در ممانعت از هرگونه حرکت انقلابی و مصلحانه؛ 7-نقش افراد نفوذی در بین اطرافیان و بیت آیت الله بروجردی و متقابلا در بین جریان ها و شخصیت های سیاسی اسلامی مثل آیت الله کاشانی و نواب صفوی.
فرجام غم انگیز مشروطه تاثیر مخربی بر فکر و ارزیابی بزرگانی مثل آیت الله بروجردی داشت. به گفته استاد علی دوانی «مرحوم آیت الله بروجردی خودش گفته بود که من در جلسات مشورتی مرحوم آخوند خراسانی بودم و دیدم که ایشان درباره شیخ فضل الله نوری اشتباه کرد و ترسم در سیاست آن است که من هم دچار چنان اشتباهی بشوم.»
آیت الله بروجردی وضعیت استعداد اجتماعی را هم برای همراهی در تحرکات مبارزه جویانه نامساعد یافته بود. مرحوم آیت الله سیدمحمدباقر سلطانی طباطبایی این سخن را از آیت الله بروجردی نقل کرده است: «گاهی تشری به دربار می زنیم. اما می دانیم که مردم آمادگی ندارند و اگر تهدید و فشار پیش بیاید شانه خالی خواهند کرد.این گونه نیست که تا پای جان بایستند. «حتی زمانی که آیت الله سید محمدتقی خوانساری از آیت الله بروجردی برای صدور اطلاعیه دعوت به اعزام نیروهای مردمی به فلسطین استمداد کرده بود، وی تاکید داشت: «اگر دولت موافقت نکند که نمی کند شما حتی یک نفر هم نمی توانید به فلسطین اعزام کنید. مگر این که قاچاقی بروید. با تبلیغات علنی که اکنون به راه افتاده کاری پیش نمی رود و شخصی مثل شما نباید به کاری که عاقبت آن روشن نیست و ثمره ای ندارد، اقدام کنید.» طبیعی بود وقتی آیت الله بروجردی در اصل پذیرش مبارزه سیاسی در آن شرایط حرف داشت نمی توانست با ایده «حکومت اسلامی» فداییان اسلام با عنوان چند طلبه جوان همراهی کند. علاوه بر این، به گفته برخی از بزرگان، آیت الله بروجردی به این نتیجه رسیده بود که تشکیل حکومتی که فداییان اسلام شعارش را می دادند به معنی درج همه چیز و حتی مرجعیت در آن است. و به همین سبب با آن مخالفت می کرد.
رفتارهای پرشور و هیجان زده فداییان اسلام از سویی و شایعات و سخن چینی هایی که از سوی مقدس نماها و عوامل رژیم درباره موضع آنها نسبت به آیت الله بروجردی منتشر می شد بر آتش این اختلاف می دمید، گاه نامه هایی منتسب به فداییان اسلام :که در آنها برای همراه کردن افراد از تهدید به قتل و غصب اموال متمکنین استفاده شده بود- به اطلاع آیت الله بروجردی می رسید و او را در ممانعت از اقدامات فداییان اسلام مصمم تر می ساخت. با این حال آیت الله بروجردی هیچگاه موضع پدری نسبت به این گروه را هرگز رها نکرد. مرحوم آیت الله بدلا می گوید که بارها حامل کمک های مالی آیت الله بروجردی برای شهید نواب صفوی و فداییان اسلام بوده است و بعدها آیت الله بروجردی چنان در شهادت فداییان اسلام متاثر شده بود که حتی ملاقات روزانه را تعطیل کرده و گفته بود از ناراحتی حال هیچ کاری ندارم.
این تنها فداییان اسلام نبودند که روش و عملکرد آنان مورد تایید آیت الله بروجردی قرار نداشت. آیت الله بروجردی در قبال مهمترین جنبش سیاسی این دوره (یعنی نهضت ملی شدن صنعت نفت) سکوت اختیار کرد. حجت الاسلام فلسفی درباره این سکوت معتقد است: «ایشان ]آیت الله بروجردی[ در آن اوضاع بحرانی و توطئه آمیز و با حضور افراد مشکوک و فاسدالعقیده در جریان های موافق دولت نمی توانست از نظر دینی تشخیص دهد که آیا مداخله در این کار «بین الرشد» و وظیفه شرعی است یا خیر» به اعتقاد مرحوم فلسفی، آیت الله بروجردی براساس اصل «قف عندالشبهه» (در موارد مشکوک متوقف شوید) سکوت را برگزید و معتقد بود که به انتخاب «خیرالشرین» (بهترین از میان دو شر) دست زده است.
بدین ترتیب آیت الله بروجردی نه تنها با آیت الله کاشانی به عنوان یک رهبر سیاسی مذهبی بلکه حتی با مراجعی مثل آیات سید محمدتقی خوانساری و سیدصدرالدین صدر نیز در این مورد هم نظر نبود. اما هیچ گاه اجازه نمی داد که از این تفاوت دیدگاه سوءاستفاده شود. چنان که در یک ملاقات حضوری، شاه را از سخن چینی وبدگویی نسبت به آیت الله کاشانی برحذر داشت. حتی به گفته آیت الله صافی گلپایگانی زمانی که رژیم شاه قصد داشت آیت الله کاشانی را به جرم دادن فتوای قتل رزم آرا محاکمه کند آیت الله بروجردی تاکید کرده بود: «فقیه می تواند مطابق استنباط و اعتقادش حکم کند و نباید برای این حکمش، محاکمه شود.» همین نظر آیت الله بروجردی به آزادی آیت الله کاشانی منتهی شد.
از این فراتر، وقتی آیت الله بروجردی احساس می کرد که دربار قصد مصادره عدم تمایل او به نهضت نفت به نفع خود را دارد وارد عمل می شد و از سوءاستفاده جلوگیری می کرد. چنان که در یک مورد که این احساس را کرده بود، در جلسه درس خود به دفاع از دولت مصدق برخاسته و از طلاب خواسته بود که مخالفت با این دولت را دنبال نکنند.
با همه اینها هیچ گاه نقش مقدس نماها در ممانعت از همراهی آیت الله بروجردی با حرکت های مصلحانه نه تنها سیاسی بلکه صرفا حوزوی را نمی توان نادیده گرفت. امام راحل در خلال دروس ولایت فقیه در نجف ماجرایی را یادآوری کرده بودند: «روزی مرحوم آقای بروجردی، مرحوم حجت، مرحوم آقای صدر، مرحوم آقای خوانساری (ره) برای مذاکره در یک امر سیاسی در منزل ما جمع شده بودند، به آنان عرض کردم که شما قبل از هر کار تکلیف این مقدس نماها را روشن کنید. با وجود آنها مثل این است که دشمن به شما حمله کرده و یک نفر هم محکم دست های شما را گرفته باشد. اینهایی که اسمشان مقدسین است نه مقدسین واقعی، متوجه مفاسد و مصالح نیستند. دست های شما را بسته اند و اگر بخواهید کاری انجام دهید، حکومتی را بگیرید، مجلس را قبضه کنید که نگذارید این مفاسد واقع شود آنها شما را در جامعه ضایع می کنند. شما قبل از هر چیز فکری برای آنها بکنید» استادعلی دوانی هم نقل می کند که امام خمینی در جایی گفته بودند: کسانی در منزل آیت الله بروجردی هستند که نمی گذارند کاری برای اسلام انجام گیرد.
این «مقدسین» در بسیاری از موارد موفق شدند. کار سخن چینی ها به جایی رسید که آیت الله بروجردی از ادامه کار هیئت مصلحین حوزه (از جمله امام خمینی) و نیز برگزاری دروس فلسفه علامه طباطبایی و امام خمینی جلوگیری کرد. چیزی که به فاصله گیری ناگزیر امام(ره) از بیت مرحوم بروجردی منجر شد. امام خمینی اولین کسی بود که برای عملی شدن ایده هجرت آیت الله بروجردی از اراک به حوزه علمیه قدم برداشته بود و در این مقطع نیز حاضر نبود بر فضای تقابل با زعیم عالم تشیع در مسائل سیاسی دامن زده شود.
برخی، عدم حمایت علنی امام خمینی از فداییان اسلام را ناشی از این ملاحظه می دانند. به گفته آقای واعظ زاده خراسانی امام راحل در یک جلسه خصوصی در آن زمان شجاعت فداییان اسلام در هماوردی و به وحشت انداختن رژیم شاه را ستایش کرده بودند.
شخصیت و عملکرد آیت الله بروجردی دارای ابعادی پیچیده و منشأ اثرات ژرفی است که در شماره بعد باز هم در این مورد سخن خواهیم گفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات