صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۹  ، 
کد خبر : ۷۷۴۷۹

مهلکه منافقان و مواضع همرهان


مرتضی صفار هرندی
آغاز تابستان پرحادثه 1360،در واقع پایان حیات ائتلافی از گروه هایی با ایده های مارکسیستی، لیبرالیستی و ناسیونالیستی بود که نقاط اشتراکی آنان را به یکدیگر پیوند می داد. مهمترین این وجوه اشتراک، اتفاق نظر آنان در نفی اجرای احکام اسلام در حکومت بود. نهضت آزادی که اعضای آن از سابقه تعلقات مذهبی ( ولو علم گرایانه) برخوردار بودند هیچ گاه حاضر به محکوم کردن مخالفت مرتدانه جبهه ملی با حکم اسلامی قصاص نشد. این هم نظری، در موضوع دفاع از بنی صدر نیز وجود داشت. اگر منافقین، ساده لوحانه مردم تهران را به نجات جان بنی صدر فرا می‌خواندند، نمایندگان نهضت آزادی و همفکران آنها مثل حسین انصاری راد- نماینده نیشابور که در مجلس ششم هم پیشقدم آبستراکسیون های تشنج زا بود- علی گلزاده غفوری، محمد مجتهد شبستری و ... با غیبت در جلسات روزهای 30 و 31 خرداد 1360 برای جلوگیری از سقوط حکومت بنی صدر تلاش می کردند. این تلاش برای ابقای کسی صورت می گرفت که به گفته حسین نواب صفوی و سودابه سدیفی (مشاوران وی) و نیز رجوی، در زمان اختفا تاکید می کرد، درصورت ناتوانی در بسیج مردم به نفع خود باید سران جریان خط امام از بین بروند.
اجرای این خواسته از ترور آیت الله خامنه ای در نیم روز ششم تیرماه آغاز شد، منافقین چون پذیرش مسئولیت این اقدام را باعث بسته شدن دست خود در اقدامات بعدی می دانستند با درج عبارت «هدیه گروه فرقان» در داخل ضبط صوت انفجاری جزوه ای را با نام این گروه مبنی بر به عهده گرفتن مسئولیت ترور رهبر معظم انقلاب انتشار دادند. این در حالی بود که تمامی اعضای گروه کم تعداد فرقان یا اعدام و زندانی شده و یا در تور اطلاعاتی دستگاه های انتظامی بودند. تحلیل سازمان منافقین از نتیجه فاجعه هفتم تیر ماه نیز « بی آینده شدن نظام جمهوری اسلامی» بود.
گروه هایی که در عمر خود هیچ گاه کمترین جایگاهی برای اقدامات قهرآمیز قائل نبودند، با علاقه خاصی به استقبال این اقدام جنایت کارانه رفتند. کریم سنجابی (دبیر کل جبهه ملی) در خاطرات خود با این جملات به ستایش جنایت منافقین پرداخته است:« مبارزات و جانفشانی های مجاهدین علیه دستگاه جابر و جاهل و ارتجاعی و ایران برباد ده آخوندها غیرقابل انکار است. ظاهرا آنها بودند که با یک ضربت تاریخی شبانه مرکز حزب جمهوری اسلامی را ویران و بهشتی و ... جمع کثیری از وزیران و سردمداران آنها را نابود کردند.» اما تشییع عظیم شهید بهشتی و دیگر شهدای هفتم تیرماه ضمن این که منافقین را از پذیرش علنی مسئولیت انجام آن بازداشت، باعث شد که عناصر نهضت آزادی مصلحت خود را در بازگشت به مجلس ببینند.
نهضت آزادی با صدور اطلاعیه ای انفجار 7 تیر را محکوم کرد و البته در تلگرام تسلیت به امام خمینی بالحنی دو پهلو اعمال قهر و زور و قتل را شدیدا محکوم ساخت. نهضت آزادی و افرادی همچون کاظم سامی به رغم همراهی های قبلی خود با بنی صدر و منافقین و ادامه موضع گیری دو پهلوی خود به گفته آقای هاشمی رفسنجانی در این مقطع توقع داشته اند که امام خمینی آنها را در سخنان خود تطهیر کند. در شهرستان ها عرصه برحامیان سابق بنی صدر بسیار تنگ شده بود. فشار موکلان «حسین انصاری راد» در شهر نیشابور آنچنان شدید بود که وی استعفای خود را به مجلس اول تقدیم کرد. البته درمیان عناصر هم سو با لیبرال ها کسانی هم بودند که در این مقطع مواضع متفاوتی را اتخاذ کردند. ده نماینده مجلس که در بین آنان نام حسن یوسفی اشکوری، محمد کاظم موسوی بجنوردی (رئیس کتابخانه ملی در دوره ریاست جمهوری خاتمی)، فتح ا... امید نجف آبادی (روحانی نمای معدوم عضو باند مهدی هاشمی) و محمدی گرگانی( از اعضای سابق مجاهدین خلق) به چشم می خورد، در اطلاعیه ای ضمن آن که موضع انتقادی و مخالف خود با جریان خط امام را حفظ کرده بودند، بنی صدر را به سبب «تبدیل شدن به مرکز وحدت اکثر مخالفین نظام جمهوری اسلامی» به غرور و خودمداری و کیش شخصیت و مخالفت با نهادهای انقلابی مورد ملامت قرار دادند. دوستی کاظم بجنوردی با لیبرال ها در سال های بعد وقتی که وی ریاست بنیاد دایره المعارف را برعهده داشت، ادامه پیدا کرد. وی این مرکز را به محل امنی برای فعالیت افرادی مثل یوسفی اشکوری، احمد صدر حاج سید جوادی و... در سال های حاکمیت مطلق جریان خط امام برنظام مبدل ساخت.
در این مرحله گروه هایی مثل نهضت مجاهدین خلق ( گروه میثمی) و جنبش مسلمانان مبارز (حبیب ا... پیمان) با رهبری امام اظهار همراهی می کردند. این دو با محکوم ساختن شدید فاجعه هفتم تیر مدعی اعتقاد و وفاداری به خط امام شدند. پیمان پس از واقعه 41 اسفند ماه به ابراز همراهی با منافقین پایان داد. او منافقین را به داشتن تحلیل غلط درباره همراهی مردم با ائتلاف با لیبرال ها متهم کرد. اصولا درآن مقطع پیمان با انتقادهایی که از منظر تفکر « سوسیالیسم با رنگ اسلامی» به جریان لیبرال داشت به نزدیک بودن دیدگاه خود با جریان خط امام تظاهر می کرد. چنان که حزب توده و فداییان اکثریت هم مشابه همین موضع گیری را داشتند اما شهید بهشتی در مناظره ای که در اردیبهشت ماه 1360 با پیمان، فتاپور ( از فداییان اکثریت) و کیانوری ( سرکرده حزب توده) داشت سعی کرد مرزبندی خط امام با هرسه آنها را به اطلاع مردم برساند. حوادث سال های بعد ژرف اندیشی شهید بهشتی را بیش از گذشته نشان داد، چرا که جریان پیمان و میثمی بیشترین تلاش را برای نفوذ و ایجاد اختلاف در میان نیروهای پیرو خط امام داشتند.
انتقاد از همکاری منافقین با لیبرال ها گاه از منظر دیگری صورت می گرفت. گروهک پیکار ( بخش عمده عناصر مرتد منافقین در سال 1354) هم با آن که درجریان انتخابات مجلس با حمایت از نامزدهای منافقین در کنار نامزدهای خود همراهی کرده بودند، منافقین را به خاطر همکاری با لیبرال ها، «دموکرات های ناپی گیر و سرپل نفوذ لیبرال ها» خواند. اما در جریان حرکت ضد انقلابی 30 خرداد آن را «یک تظاهرات عظیم توده ای با ابتکار مجاهدین و با شرکت نیروهای کمونیستی و بسیاری از هموطنان آگاه و مبارز تهران» نامید و در جریان اولین موج دستگیری منافقین به هواداران خود امیدواری داد که «سازمان ضربه اخیر را به سرعتی فراتر از تصور دشمن ترمیم خواهد نمود» این گروهک همچنین همراهی با موج تروریسم ضد مردمی منافقین را «وظیفه اساسی سیاسی پرولتاریا و تامین پیروزی قطعی انقلاب برضد انقلاب» خواند و در اطلاعیه دیگری مدعی نزدیک بودن سقوط جمهوری اسلامی شد. البته این سازمان پیکار بود که به فاصله کوتاهی پس از این ادعا به کلی منهدم شد و حسین روحانی سرکرده این گروهک و نویسنده کتاب تباهی آفرین شناخت منافقین پس از ابراز ندامت از جنایت های خود ونگارش کتابی از تاریخچه سراسر پشیمانی آور مجاهدین خلق و منشعبان از آن معدوم شد.
در جبهه لیبرال ها بازگشت بازرگان و یارانش به مجلس با ابراز ندامت از نقش خود در پر و بال گرفتن منافقین در مبارزه با خط امام همراه نبود. بازرگان در روز 15 مهرماه : یعنی پس از اقدامات جنایتکارانه منافقین در 8 شهریور ( شهادت رجایی و باهنر) 14 شهریور ( شهادت آیت ا... قدوسی) 20 شهریور ( شهادت آیت ا... مدنی) به شهادت رساندن ده ها نفر از مردم کوچه و خیابان در تظاهرات مسلحانه 5 مهرماه و شهادت حجه الاسلام هاشمی نژاد در هفتم مهرماه) : در نطق قبل از دستور خود دستگیر شدگان یا به هلاکت رسیدگان منافقین را «نونهالانی» خواند که «عاشق وار یا دیوانه وار فداکار یاگناهکار در طاس لغزنده ای افتاده اند» و از این فریب خوردگان به عنوان «جوانان جانبازی» یادکرد که «نمی توان آنان را مزدور آمریکا خواند.» او در این سخنرانی به دروغ و هم نوا با تبلیغات منافقین از اعدام های صدتاصدتایی فریب خوردگان آنها سخن گفت، حال آن که تعداد معدودمان منافقین به مراتب کمتر از به شهادت رسیدگان در عملیات تروریستی آنان بود. بازرگان همچنین مدعی شده بود که«جلوگیری از آزادی ها و فقدان امنیت برای مبارزه قانونی مسبب تجاوز مسلحانه و تلاقی های ناچارانه منافقین است!»
طبیعی بود که ابراز چنین نظراتی با واکنش شدید نمایندگانی مواجه شود که از سویی هر روز شاهد خسارات بزرگ از دست دادن شخصیت های بزرگ انقلاب بودند و از سوی دیگر امیدوارانه به تغییر صحنه دفاع مقدس به نفع رزمندگان پس از شکستن حصرآبادان می نگریستند. در آن روزها آقای سیدمحمد خاتمی سرپرست وقت موسسه کیهان در سرمقاله روزنامه کیهان چنین نوشت: «عکس العملی که در برابر سخنان آقای بازرگان در مجلس پیش آمد اگرچه درست نبود، ولی کاملا طبیعی بود و به نظر من آنچه قابل توجه است خویشتنداری کسانی است که شاهد این همه خون و ایثار بوده اند و جمهوری عزیزتر از خود را این همه مظلومانه می‌بینند و سخنان آقای بازرگان را به هرنیتی که ادا شده باشد همسو و هماهنگ با سخنان دشمنان اسلام و انقلاب و مردم می یابند و باز هم صبر می کنند.»
در 25 خرداد امام خمینی با انتقاد از نگاه مساوی بازرگان و هم فکرانش درباره خشنونت منافقین و مجازات قانونی آنان آنها را اهل سواد و صلاح اما دارای اعوجاج فکری دانستند و از این که پل منافقین شوند بر حذر داشتند. ایشان همچنین با اشاره به مشخص بودن حکم شرعی کسانی که با قیام برضد اسلام به خیابان ها ریخته اند و آدم کشته اند خواستار اذعان به این واقعیت از سوی بازرگان و یارانش شدند با این حال نگاه مساوی لیبرال های نهضت آزادی (البته بدون ذکر نام آنها) به منافقین و نظام جمهوری اسلامی در مسئله محاربه خشونت آمیز و اجرای احکام اسلامی درباره محاربین هیچ گاه تغییر نیافت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات