على حمزه پور
صحنه سیاسی آمریکا از زمان تأسیس این کشور تاکنون به جز برهه بسیار کوتاهی در زمان ریاست جمهوری جرج واشنگتن، همواره شاهد رقابت میان دو حزب بزرگ بوده است. در واقع بنای سیستم دو حزبی در زمانی نهاده شد که فدرالیست ها با مخالفان خود بر سر تصویب قانون اساسی آمریکا جدال داشتند. از دیگر عوامل ایجاد سیستم دوحزبی در آمریکا انقلاب فرانسه بود. این انقلاب موجب شد قطب های گوناگون افکار عمومی آمریکا در رابطه با آن موضعگیری کنند. انقلاب فرانسه موجب تقسیم جامعه آمریکا به دو گروه بزرگ شد؛
گروه نخست، انقلاب فرانسه را مبارزه ای میان هواداران سلطنت و هواداران جمهوری، میان اسارت و آزادی و میان حکومت مطلقه و دمکراسی تعبیر می کردند. این گروه موسس حزب جمهوریخواه- دمکرات شدند که بعدها به حزب دمکرات تغییر نام داد.
گروه دوم، انقلاب فرانسه را کشمکشی میان آرامش و هرج و مرج، میان خدانشناسی و مذهب، میان فقیر و ثروتمند در نظر می گرفتند. این گروه به حزب فدرالیست ها پیوستند که از آن حزب جمهوریخواه امروزی پدید آمده است.
دو حزب دمکرات و جمهوریخواه هر یک دارای ویژگی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خاص خود هستند و تاکنون توانسته اند بخش وسیعی از مردم کشور را به نفع خود به پای صندوق های رأی بیاورند. محل بروز رقابت واقعی بین دو حزب عمده کشور هنگام انتخابات ریاست جمهوری است.
انتخابات ریاست جمهوری سبب شده است تا جامعه آمریکا با وجود گرایش بر تکثرگرایی و مرکزگریزی دوقطبی شده و همه گروه های اجتماعی حول دو محور مشخص حلقه بزنند.
این دو حزب با در اختیار گرفتن کلیه ابزارهای سیاسی، اقتصادی و رسانه ای، ضمن تضمین تسلط خود بر شئونات زندگی سیاسی ملت آمریکا، به صورت دوره ای حکومت را در دست می گیرند. با نگاهی به لیست روسای جمهوری ایالات متحده آمریکا، مشخص می شود که از سال 1860 تاکنون، علی رغم رقابت احزاب مختلف با احزاب بزرگ تر و کسب بعضا آرای چشمگیری حتی تا 17 درصد آرا (از سوی راس پرو میلیاردر تگزاسی در سال 1992 در رقابت با جرج بوش و بیل کلینتون)، هیچ حزب دیگری به غیر از دمکرات و جمهوریخواه نتوانسته اند به کاخ سفید راه یابند. لذا از 150 سال پیش تاکنون جمهوریخواهان 60 درصد و دمکرات ها 40 درصد روسای جمهوری آمریکا را تحت کنترل خود داشته اند.
تحکیم سیستم دو حزبی به گونه ای شکل گرفته است که هیچ یک دارای تسلط مطلق بر دیگری نیست و رقابت خشن انتخابات ریاست جمهوری تنها در انحصار دو حزب قرار دارد و همین موضوع سبب می شود تا جناح های داخلی دو حزب برای کسب قدرت و راهیابی به کاخ سفید همه اختلافات درونی را کنار گذاشته به وحدت نظر دست یابند. در انتخابات کنگره نیز علی رغم آنکه رقابت ها از سیستم دو حزبی خارج می شود و بیشتر بلوک های رأی دهنده به جای احزاب ایفای نقش می نمایند لکن هنگام انتخاب رئیس مجلس نمایندگان و روسای کمیته های مجالس کنگره نیز مجددا فضای سیاسی دوقطبی حاکم می شود.
از طرف دیگر با تعمیق شناخت در ماهیت قدرت و نظام تصمیم گیری در ایالات متحده آمریکا، به این معنا می رسیم که تنها یک حزب سیاسی با دو جناح اجتماعی دمکرات و جمهوریخواه در آمریکا فعال هستند که هواداران طبقه متوسط و هواداران طبقه مرفه و هر آمریکایی باید عضو یکی از این احزاب باشد تا به قدرت برسد. اگر چه در ظاهر حزب جمهوریخواه را حزب طبقات مرفه و حزب دمکرات را حزب عامه می نامند لکن حزب دمکرات نیز به وسیله اعضای گوناگون طبقات بالای جامعه آمریکا کنترل می شود و از نظر ماهوی و رویکردهای راهبردی در واقع تفاوتی بین این دو حزب وجود ندارد. حقیقت این است که حزب دمکرات برای برخورداری از آرای عامه مردم به آنها متوسل می شود اما کنترل آن همچنان در دست اشراف و طبقات مرفه می باشد و سیاست های اعلام شده احزاب آمریکا یک سیاست اصولی و حقیقی نیست بلکه یک سیاست فرصت طلبانه است که در دوره های مختلف صرفا با خواست و منافع نظام سرمایه داری و سیستم تجاری و صنایع عظیم آن کشور همراه و همگام بوده و منافع عامه مردم تابعی از نظم جهانی و کیفیت روابط اقتصادی آن از یک سو و خواست طبقات مرفه برای حیات و انطباق در این نظم جدید از طرف دیگر می باشد.