على حمزهپور
شکل گیری احزاب در ایالات متحده آمریکا با نخستین روزهای تاسیس آن کشور نوپا پیوند دارد. در آن دوران شیوه های مختلف اداره کشور با یکدیگر رو در رو قرار گرفت. جایگاه مستحکم آن شیوه ها در بین رهبران استقلال، موجب تشکیل دو حزب شد به گونه ای که هنوز ریشه های آن تفکر در بین احزاب کنونی وجود دارد. طی دویست سال گذشته مناسبات حزبی پنج مرحله مشخص را پشت سر گذاشته است که هر یک از ویژگیهای خاصی برخوردارند و عبارتند از:
دوره نخست: ظهور فدرالیستها و دموکرات ها (1796 تا 1824)
اختلاف دیدگاه «جان هامیلتون» با «توماس جفرسون» ( دو عضو دولت جرج و واشنگتن) در آن دوران دو حزب نخستین ایالات متحده را بوجود آورد. جان هامیلتون ( نماینده نجبای ایالت های شمالی) از تقویت دولت مرکزی و واگذاری بخشی از اختیارات آن؛ برای اداره کشور جانبداری می کرد و راه حل خروج از بی ثباتی سیاسی نخستین ماههای استقلال را در تقویت ساختار و قدرت دولت مرکزی جست وجو می کرد. در نتیجه هامیلتون و یارانش به فدرالیستها معروف شدند. توماس جفرسون وزیرخارجه واشنگتن در مقابل؛ از آزادی و حقوق شهروندان حمایت می کرد و تمام تلاش خود را برای جلوگیری از ظهور دولت مطلقه صرف می نمود. دیدگاه وی در تمایلات آزادیخواهانه و گریز از مرکز، از مناطق کشاورزی جنوب ریشه می گرفت و در همان منطقه نیز، هواداران بسیاری پیدا کرد. حزبی که جفرسون با یاری روسای بعدی ایالات متحده آمریکا (مثل مونروئه) بنیاد نهاد به نام حزب جمهوریخواهان دموکراتیک معروف شد. سالهای بعد واژه جمهوریخواهان از عنوان آن حزب حذف شد نام حزب دموکرات را به خود گرفت. حزب دموکرات کنونی ریشه در تفکرات لیبرالیستی جفرسون دارد و پیرو حزب جمهوریخواهان دموکرات شناخته می شود. فدرالیستها نتیجه نخستین و دومین انتخابات ریاست جمهوری را از آن خود کردند ولی به علت تشکیلات محدود در انتخابات های بعدی شکست خورده و از بین رفتند پس از آن در یک برهه کوتاه در زمان ریاست جمهوری مونروئه و آدامز سیستم تک حزبی حاکم شد اما در دهه 1830 بار دیگر سیستم دوحزبی بررقابتهای سیاسی حاکم گردید.
دوره دوم: صف بندی ویک ها و دموکرات ها ( 1828 تا 1856) :
در سال 1828 آندرو جکسون ائتلاف جدیدی را در حزب جمهوریخواهان دموکرات به وجود آورد و بدین طریق در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی دست یافت. وی با شناسایی مهاجران جدید در ایالت های شمال شرقی و پرداختن به مشکلات و مسائل آنان توانست بین آنان و بزرگ مالکان جنوب ارتباط برقرار کند و حزبی قدرتمند را در کشور به وجود آورد. بدین ترتیب حزب دموکرات متولد شد.
فدرالیستهای سابق و اشراف شمالی محافظه کار و اشرافی بودند و به تقلید از انگلستان حزب ویک را تاسیس کردند که دوبار در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی دست یافت. این حزب همانند حزب دموکرات از دو جناح صنعتگران شمالی و کشاورزان جنوبی تشکیل شده بود.
بدنبال جدال برسر برده داری در دهه 1850 دوره دوم رقابت حزبی نیز به پایان رسید. موضوع برده داری همه حزبهای نیرومند آن زمان را از میان برد و در نتیجه تعدادی از احزاب اقلیت در برهه کوتاهی در عرصه فعالیت های سیاسی ظاهر گشتند.
دوره سوم: تثبیت دو حزب جمهوریخواه و دموکرات (1860 تا1928)
بدنبال موفقیت آبراهام لینکلن و پیروزی حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری دوره سوم فعالیت های حزبی در آمریکا آغاز می شود که از آن با نام دوره مدرن یاد می شود. این دوره تاکنون ادامه دارد و رقابت سیاسی در انحصار دو حزب نیرومند جمهوریخواه و دموکرات قرار دارد و این دوران دارای نقاط عطفی به شرح ذیل می باشد:
1- دوران پیشتازی حزب جمهوریخواه: از سال 1860 تا 1896 جمهوریخواهان در 6 دوره پیروز انتخابات شدند و مردم حزب جمهوریخواه را حزبی موفق، وطن پرست، سازنده و مخالف برده داری شناختند و علاوه برآن برداشت عموم براین بود که جمهوریخواهان هوادار بازرگانی و منافع مالکین هستند. این افراد بیشتر در شمال شرقی، شمال و غرب ساکن بودند و در مقابل هواداران دموکراتها بیشتر در جنوب ومیان کاتولیکهای ساکن شمال کشور متمرکز بودند.
2- دوران انشعاب در جمهوریخواهان و برتری دموکراتها: از سال 1896 تا 1932 که جموریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری دچار اختلاف درون شدند و حزب پیشرو به رهبری تئودور روزولت از آن انشعاب کرد و در نتیجه وودروویلسون نامزد دموکراتها به پیروزی رسید دوران برتری جمهوریخواهان را پس از 52 سال به پایان رسانید. پس از آن نیز با کارآمدبودن طرحهای اقتصادی دموکرات ها برای حل بحران اقتصادی سال 1929 و در پرتو تحولات اجتماعی و انتظارات طبقه متوسط از دولت در ائتلاف قدرتمندی از طبقه متوسط، اقلیتها، کشاورزان، مهاجران کم درآمد و قشر عظیمی از فقرا، موجب استمرار حاکمیت دموکراتها تا اواخر دهه 1960 شد.
3- دوران تقسیم حکومت: پیش از انتخابات ریاست جمهوری در سال 1968، همواره یک حزب برکاخ سفید و کنگره حاکم بود اگر حزبی ریاست جمهوری را از دست می داد کنگره را نیز به رقیب واگذار می کرد لیکن جمهوریخواهان در سال 1968 برای نخستین بار در موقعیتی وارد کاخ سفید شدند که بیشترین نمایندگان کنگره از حزب دموکرات بودند. از آن هنگام تاکنون نوعی تقسیم قدرت بین جمهوریخواهان و دموکرات ها صورت گرفت یعنی جمهوریخواهان بیشتر در کاخ سفید حاضر می شوند و کنگره نیز عمدتا در اختیار دموکراتها قرار دارد.