صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۲  ، 
کد خبر : ۷۷۸۷۵
ارزیابی صاحب‌نظران از رشد انگاره‌های عرفانی سکولار

عرفان‌های دروغین مثل موادمخدر عمل می‌کنند

مقدمه: رشد و گسترش انگاره های عرفانی پلورالستیک و غربی در فضای فرهنگی کشور باعث شد که از منظری دقیق و علمی به این مقولات نگریسته شود و در نتیجه راههای مقابله با آنان سهل تر تبیین شود.آنچه که می خوانید دیدگاههای اهل فرهنگ در این باب است.

عرفان های دروغین مثل مواد مخدر
علیرضا قائمی نیا پژوهشگر علوم دینی معتقد است: عرفان های سکولار و دروغین برای بشر مثل مواد مخدر عمل می‌کنند، یعنی تلاش می کنند نوعی فراموشی نسبت به مشکلاتی که در زندگی روزمره او وجود دارد، ایجاد کنند. این درحالی است که عرفان در قلمرو تعداد زیادی از ادیان ظهور یافته است و در واقع مرحله ای از ادیان است. اما در قرن بیستم می بینیم که عرفان های سکولار پدیدار شده اند که هیچ ارتباطی با دین ندارند.
این عرفان ها، عرفان هایی هستند که شاید بتوانیم برای آنها چند ویژگی مهم قائل شویم. مهم ترین ویژگی عرفان‌های سکولار یا عرفان‌های جدید استقلال آنها از شریعت و ادیان بزرگ است. یعنی در واقع از سنت های بزرگ دینی مستقل هستند و هیچ ارتباطی با سنت های دینی ندارند. ویژگی دوم این عرفان‌ها این است که بیشتر بر لذت‌های مادی و غرق شدن در این لذت‌ها تأکید دارند. در این عرفان‌ها اصل همین لذت‌ها است و توجه به عالم غیب و گذر کردن از عالم دنیا برای رسیدن به عالم غیب در این عرفان‌ها مدنظر نیست. درباره علل گرایش به این عرفان‌ها در دنیای امروز می‌توان گفت که این امر دلایل متعددی دارد. یکی از دلایل آن، این است که این عرفان ها از آنجا که شریعت گریز هستند برای بسیاری جذاب است. زیرا شریعت نوعی تکلیف را به همراه می‌آورد و برای کسانی که هنوز ضرورت تکلیف را احساس نکرده‌اند، طبیعی است که عرفان‌های سکولار جذاب تر می شود. مسایل سیاسی و اجتماعی را هم می‌توان مزید بر علت دانست.
دیگر آنکه، عرفان‌های دینی در مرحله متأخر شریعت پیدا می شوند. یعنی فرد دین دار با عمل به شریعت و طریقت بالاخره به حقیقت می رسد. بنابراین عرفان در فاز بالاتری از شریعت قرار دارد. اما عرفان‌های دروغین ادعا می‌کنند که از همان اول به یک حقایق عرفانی می‌رسند و این امر فریبندگی دارد. شاید عده ای فکر می‌کنند که این روش بسیار سهل‌الوصول است. علاوه بر این در این عرفان ها کارهای عجیب و غریب هم صورت می‌گیرد که برای عده‌ای جذاب است.
اکنون که عرفان های اصیل تعالیم شان چندان مشخص نیست و روی آنها کار نشده است، برای مردم مشخص نیست که این عرفان ها چه می خواهند بگویند و کسانی هم که آشنا نیستند با شنیدن یک سری چیزهای عجیب و غریب که در هر نوع عرفانی دروغین وجود دارد، فریب این عرفان ها را می خورند و فکر می کنند باید حقیقت را در همین عرفان‌ها جست وجو کرد. وی درخصوص اینکه چگونه می توان با رواج این نوع عرفان ها مبارزه کرد می گوید: از چند راه می توان با نشر عرفان های دروغین مبارزه کرد. یکی اینکه تفاوت این عرفان ها را با عرفان‌های اصیل نشان دهیم. یعنی این دو نوع عرفان چه تفاوت هایی دارند و چه ثمره ای هر یک از عرفان ها می تواند برای انسان داشته باشد. علاوه بر این علیرضا قائمی نیا مبانی فکری که عرفان های وارداتی دارند باید بررسی شود تا مردم متوجه شوند این عرفان ها از چه آبشخور فکری و فلسفی تغذیه می‌شوند و آیا می شود آن مبانی را پذیرفت یا خیر. خیلی ازاین عرفان ها التقاطی هستند. یعنی چیزهایی را از چند آیین گرفته‌اند و اصالت لازم را ندارند، با بررسی انتقادی این عرفان ها و بررسی فکری و نتایج عملی که این عرفان ها دارند و مقایسه آنها با عرفان های اصیل، می توان ناتوانی این عرفان ها را نشان داد.
از سوی دیگر این که گفته می شود این عرفان ها کاربردی هستند، چیزی غیر از این نیست که این عرفان ها در ظاهر سهل الوصول به نظر می آیند. مخصوصا بشر امروز که با مشکلات زندگی سر و کار دارد دنبال راه سهل الوصول می گردد، زیرا می خواهد این مشکلات را هرچه سریع تر فراموش کند. لذا این عرفان ها باعث می شوند که انسان تا حدودی از خود بی خود می شود.
اما لذت هایی که این عرفان ها به ارمغان می آورند، لذت های زود گذر هستند و لذت نهایی نیست که انسان به دنبال آن است. به نظر من نباید دنبال این باشیم که عرفان در کل زندگی مردم وارد شود و آن را به شکلی درآوریم که در کل زندگی مردم پیاده شود یا همه مردم از آن استفاده کنند. عرفان یک محدوده ای دارد و خاص یک طبقه است، زیرا زندگی دینی برای خودش مراتب دارد. مرتبه عرفانی برای دسته ای از مردم است که از مراتبی گذشته اند و به فاز دیگری منتقل شده اند و برای همه قابل تجویز نیست. ولی اخلاقیات عرفانی را می شود در سطح پائین تری به مردم عرضه کرد، مثل خیلی از چیزهایی که در کتاب های تذکره وجود دارد و خلقیات عرفانی اولیا و عرفا را بیان کرده است. اما در کل، عرفان برای کسانی است که یک مراحل قبلی را طی کرده اند و به مرتبه بالاتری از حیات دینی رسیده اند و حقیقت این حیات را چشیده اند.
زیان غرب از تسلط عرفان اسلامی
عباس سلیمی نمین محقق و پژوهشگر علوم تاریخی در خصوص زیان غرب از عرفان اسلامی می گوید:غرب از عرفان های اسلامی به شدت زیان دیده است، عرفان اسلامی موجب خیزش هایی در میان ملل اسلامی علیه سلطه غرب شده است. آن چه مسلم است غرب برای مقابله با اسلام همواره به صورت مستقیم عمل نخواهد کرد.
وی افزود: عرفان اسلامی، عرفانی نیست که انسان را از جامعه منزوی و او را از جامعه منفک کند، برای اینکه عرفانی که اسلام ترویج می کند، عرفانی است که انسان ها را بیشتر به مسائل همنوعانش راغب می کند و او را بیشتر به زندگی اجتماعی ترغیب می کند و ثبات قدم بیشتری در این مسیر می دهد. مقابله با عرفان اسلامی که روز به روز گسترش بیشتری پیدا می کند، در دستور کار غرب است و سعی می کند عرفان های جعلی بسازد و آنها را تبیلغ کند. این عرفان‌های جعلی را ما در میان کشورهای اسلامی به صورت بسیار گسترده شاهد هستیم. عرفان های دروغین انسان را از مسائل جاری جامعه مجزا می کند و موجب غفلت مسلمانان از مسائل جاری کشورشان می شود. در غرب هم که عرفان اسلامی توانسته است، جایگاهی برای خودش پیدا کند، غربی ها تلاش کرده اند که این عرفان را مناسب با منافع شان سازند که تعارضی با مطامع آنها نداشته باشد.
اما آثار عرفای اسلامی ما مثل حافظ، هرگز باعث نمی شود که انسان در زندگی خودش منزوی شود، اگر اشعار حافظ را بخوانیم می بینیم تمام آنها در مسیر توجه بیشتر به مسائل اطراف است. ما چنین عرفانی را داریم که نه یاس را ترویج می کنند، نه از خود بیگانه شدن را. بنابراین بسیار ضروری است که این نوع عرفان امروز در جامعه ایران ترویج شود.
وی می افزاید: اینکه غرب تلاش دارد عرفان اسلامی را نفی کند و آن را به حاشیه بکشاند، نشان از عدم توفیق اوست. در واقع ورود به این عرصه و ترویج عرفان های دروغین نمایانگر شکست غرب در اهداف خود است. می خواهد جوامع را به سمت غیردینی شدن سوق دهد و این موضوع پاسخ خیلی از کسانی است که می گویند اسلام در تبلیغ خود دچار مشکل شده و نتوانسته است توفیق چندانی کسب کند.
اگر میزان گرویدن به اسلام و عرفان اسلامی در جهان زیاد نبود، غرب خطر آن را حس نمی کرد و مجبور نمی شد عرفان‌های جعلی را تولید و نشر کند. بر همین اساس یکی از عرفایی را که می توانیم به جهان امروز معرفی کنیم، امام خمینی(ره) است. ما هیچ وقت بعد عرفانی این شخصیت را به خوبی بررسی، تبیین و معرفی نکرده ایم. این در حالی است که امام یک عارف بزرگ است و اگر ترویج شود و ابعاد عرفانی اش به خوبی تحلیل شود، فکر می کنم مخاطب بسیاری داشته باشد و نگاه جهانیان را به کار برد عرفان اسلامی در زندگی جدید انسان روشن خواهد کرد؛ اینکه عرفان چه اندازه می تواند در سرنوشت بشریت امروز و تحول آن به سوی کمالات موثر باشد.
مجلس خلاء ها را پر کند
جواد آرین منش نماینده مجلس شورای اسلامی نیز معتقد است: کمیسیون فرهنگی مجلس باید در زمینه خلاء های قانونی مبارزه با عرفان های کاذب اقدام کند و امیدوارم این امر به زودی محقق شود. آنچه را تحت عنوان عرفان می شناسیم، در واقع شناخت حق و اسماء و صفات الهی از طریق تهذیب نفس، تزکیه و طهارت درونی است و در واقع توحید، مقصد نهایی عرفان مورد نظر اسلام است. عرفان اسلامی سیر و سلوک عارف برای رسیدن به توحید کامل است و این عرفان از خداشناسی آغاز می شود و سیر و سلوک را به دنبال دارد. عرفان اسلامی با عمل صالح همراه است و همچنین به مراقبت و محاسبه نفس توجه کامل دارد. عرفان اسلامی نوعی از شناخت شهودی است که مبتنی بر سیر و سلوک عملی است و انسان عارف از مرحله فهمیدن به مرحله رسیدن و دیدن حق حرکت می کند و به مقام توحیدی می رسد. اما آنچه که تحت عنوان عرفان های دروغین مطرح است به نظر من به غلط کلمه عرفان را به خودش اختصاص داده است، چون می دانید که هر نوع حرکت معنویت گرایی و باطن گرایی را نمی توان عرفان گفت. مثلا از نظر اسلام، بودیسم و هندوئیسم عرفان به شمار نمی آیند.
وی می افزاید: درباره آنچه که عرفان های دروغین خوانده می شود باید بگویم این نوع عرفان ها بعد از تحولاتی که بعد از قرون وسطی در اروپا اتفاق افتاد به وجود آمده است، زیرا دین جای خودش را به علم داد و علم گرایی محور شد و انسان اصالت پیدا کرد. غرب به سمت یک بعدی شدن پیش رفت و معنویت رخت بر بست و خلأ معنویت در جامعه غربی کاملا مشهود شد. بعد از این اتفاقات یعنی مادی گرایی صرف، خلاء معنویت اتفاق افتاد و دنیای غرب تدریجا به یک کمبودی پی برد و آن کمبود معنویت در جامعه بود.
اینجا بود که غرب برای پر کردن این خلاء به دنبال انواع معنویت گرایی ها و یا عرفان گرایی ها سوق پیدا کرد و تلفیقی از عرفان ها را در قالب عرفان های دروغین رواج داد و البته ما معتقدیم
جواد آرین منش: عرفان های وارداتی فاقد خداگرایی است. عرفان های وارداتی محصول تهاجم فرهنگی هستند. همچنان که تفکرات سکولاریستی، فمینیستی و اندیشه های مختلفی که با اسلام مغایرت و گاهی متضاد است از سوی جامعه غرب وارد کشورهای اسلامی و جهان سوم شده است، عرفان وارداتی هم محصول تهاجم فرهنگی غرب در کشورهای نظیر کشور ماست و راه مقابله با آن هم دقیقا همان راه های مقابله با تهاجم فرهنگی است.
تعمیق ارزش های اسلامی به عنوان یک راه حل است. ما باید تلاش کنیم تا نسل جوان و نوجوان با ارزش ها، مفاهیم و ایدئولوژی اسلامی آشنا شوند. آشنا شدن آنها باعث می شود که به سمت گرایش های انحرافی سوق پیدا نکنند.
نظام آموزش و پرورش ما در این زمینه می تواند در روشنگری نسل جوان ما موثر باشد. رسانه های گروهی نیز به خصوص رسانه ملی نقش موثری را در تفکیک عرفان های دروغین از عرفان های راستین می توانند داشته باشند.
یک سری اقدامات سلبی هم ناگزیر باید انجام داد و آن پیشگیری از ورود محصولات ضدفرهنگی، انواع سی دی ها و فیلم‌هایی که در این زمینه ساخته می شود و مروج عرفان غلط و وارداتی است و یا کتاب هایی که در این زمینه انتشار پیدا می‌کند. کنترل و نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر آثاری که در این زمینه انتشار پیدا می کند، از این راه ها به شمار می آید. باید حساسیت و دقت کافی به خرج داد تا بتوانیم از رواج تفکرات یا اندیشه های عرفان وارداتی پیشگیری کنیم. البته در این زمینه گاهی نهادهای غیرفرهنگی از نهادهای فرهنگی می توانند موثرتر عمل کنند. مثلا گاهی لابه لای کالاهای تجاری که وارد ایران می شود، پیام های ضدفرهنگی وجود دارد. نکته بعدی ضرورت هماهنگی نهادهای فرهنگی در این زمینه است.
وی در پایان تصریح می کند: اما معمولا اشکالاتی که در حوزه فرهنگ پیش می آید به تعدد مراکز تصمیم گیری در این زمینه و عدم هماهنگی نهادهای فرهنگی مربوط است. گاهی این نهادها، تلاش های یکدیگر را در زمینه مشکلات فرهنگی خنثی می کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات