صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۱  ، 
کد خبر : ۷۷۹۹۰

رویکردهای جدید بوش در گزارش پترائوس - کروکر


هادی مجیدی
با پایان یافتن مهلت کنگره آمریکا، ژنرال پترائوس و سفیر کروکر در تاریخ های دهم و دوازدهم سپتامبر ضمن ارائه گزارش عملکرد امنیتی- سیاسی به سوالات کنگره پاسخ گفتند. مهندسی ادبیات این گزارش به شکلی بود که مبانی رویکردهای جدید بوش را پایه ریزی و بیان می کرد.
در این گزارش 50 بار از ایران و 42 بار از القاعده و 9 بار از صدام نام برده شده بود و هیچ ذکری از دمکراسی و دمکراسی سازی، پیروزی و سلاح های کشتار جمعی نبود.
با اینکه یک سازوکار دومرحله ای برای کاهش 7500 نیرو تا پایان دسامبر و کاهش 5 تیپ عملیاتی تا ماه ژولای سال 2008 در این گزارش و سخنرانی بوش مطرح است ولی استراتژی بوش، براساس خروج از عراق نیست و به گفته خانم پلوسی، چشم انداز حضور ده ساله در عراق را نشان می دهد و بوش ضمن موفق ارزیابی کردن استراتژی نظامی خود از نمایندگان دمکرات نیز خواسته تا پس از پایان دوره ریاست جمهوری وی، نسبت به التزام های آمریکا در عرصه های نظامی، سیاسی و اقتصادی در عراق پایبند بوده و از آن حمایت کنند.
مدتی است که در آمریکا در مورد اینکه انحلال ارتش و ریشه کنی حزب بعث عراق درست بوده یا خیر، بحث هایی در جریان است و «بریمر» در مکاتبات و مقالات خود، مسئولیت اینکار را متوجه بوش و مقامات عالی رتبه حکومت وی کرد. این تجدیدنظر ریشه ای در دیدگاه مقامات آمریکایی مبنی بر این است که می توان در هم پیمانی با سنی- بعثی ها به نوعی ثبات در عراق دست یافت و از اقتدار و نقش منطقه ای جمهوری اسلامی نیز ممانعت به عمل آورد. بدین شکل کشورهای عربی معتدل- در واقع هم پیمان با آمریکا- خشنود شده و آماده امتیازدهی در قضیه فلسطین و پذیرش مشروعیت کامل و یا دوفاکتوری رژیم صهیونیستی خواهند شد.
یعنی بوش به جای «استراتژی پیروزی» که در ابتدای سال میلادی 2007 دنبال می کرد، با تکیه بر بعثی- سنی ها به یک موازنه با ثبات در عراق و در سطح منطقه می اندیشد که اسرائیل نیز در کنار کشورهای عربی در مقابل ایران تعریف می شود. لذا تمامی امکانات آمریکا بسیج شده و سران گروه های ضد انقلاب به اربیل در شمال عراق فراخوان شده اند تا نیروهای آنان در مرزهای ایران دست به ناامنی زده و مناطق حاشیه مرزی را بی ثبات نمایند. بوش و گزارش پترائوس- کروکر نیز با متهم کردن شیعیان عراق به طرفداری از ایران، آنان را به هدف عملیاتی خود در کنار القاعده قرار داده است تا در کنار گروه های بعثی که جدیدا و مجددا هم پیمان آمریکا شده اند، پتانسیل درگیری به سوی شیعیان هدایت شود و نیروهای آمریکایی بیش از گذشته در امان باشند.
رویکردهای جدید بوش که در دو گزارش پترائوس- کروکر پایه ریزی شده، صرفا یک برنامه و گزارش دوره ای برای کاهش فشار دمکرات ها در کنگره نیست و سمت گیریهای سیاسی و امنیتی بوش را نیز معرفی می کند. این رویکرد و سمت گیری که در گزارش فوق آمده، مشتمل بر محورهای زیر است:
1- تغییر رویکرد نسبت به بعثی ها و سنی ها و به کارگیری آنان برای مقابله با القاعده و شیعیان. این گزارش سعی کرده تا همکاری گروه های یاد شده در الانبار و دیالی را الگوی رفتار مطلوب نشان دهد و امنیت در استان الانبار را شاخص موفقیت استراتژی خود معرفی کند که با کشته شدن عبدالستار ابوریشه رئیس شورای نجات عشایر الانبار توسط القاعده، که با بوش ملاقات کرده بود، شکلی بودن اقدامات و گزارش های امنیتی اثبات می شود.
2- تاکید به تقابل با شیعیان به نام طرفداران ایران و میلیشیهای مورد حمایت ایران
3- جایگزینی استراتژی ثبات سازی به جای استراتژی پیروزی
4- تاکید بر کاهش تدریجی نیروها و ماندگاری طولانی در عراق
5- مقصر جلوه دادن حکومت مالکی در فرایند سیاسی- امنیتی به عنوان مقدمه سناریوهای بعدی. در این زمینه سفارت آمریکا در بغداد با احزاب ائتلاف چهارگانه حکومتی و اعضای آن تماس هایی برقرار کرده و آنان را تشویق به تغییر ریشه ای حکومت نموده تا زمینه یک حکومت لائیک را فراهم کند. مضافا اینکه در یک سازوکار پیچیده و ارتباط با نظامیان سنی- بعثی در ارتش عراق، امکان یک کودتای نظامی را نیز دنبال می کند. نکته مهم اینکه برخلاف مخالفت چند ماه قبل با پیشنهاد سیدعبدالعزیز حکیم مبنی بر ضرورت تشکیل کمیته های محلی امنیتی متشکل از اهالی و ساکنان بغداد، به شکل گسترده ای در استان های الانبار و دیالی نسبت به مسلح کردن و تشکل دادن به میلیشیاهای محلی از گروه های بعثی، عشایر سنی اقدام نموده که یک بازوی امنیتی فشار در درگیری های طائفه ای و یک پتانسیل بالقوه برای هرگونه سناریوی تقسیم و تجزیه در عراق خواهد بود.
6- استراتژی و رویکرد جدید توسط خانم رایس به عنوان یک مرحله انتقالی در خاورمیانه معرفی شده است.
7- استراتژی نظامی افزایش نیرو را در عراق موفق جلوه داده است.
با اینکه افکار عمومی آمریکا در نظرسنجی ها، 69 درصد با عملکرد بوش مخالفند و مرکز بررسی های استراتژیک لندن در گزارش سالانه خود، یک بن بست، به واسطه تنگناهای استراتژیک برای بوش ارزیابی کرده و سلطه آمریکا در خاورمیانه را شکست خورده و هژمونی آن را در سطح بین الملل با کاهش و فرسایش تصویر کرده و دمکرات های آمریکایی، رویکرد بوش را بر خلاف منافع ملی آمریکا ارزیابی کرده اند، بوش استراتژی خروج از عراق را دنبال نمی کند. این بدان معناست که عراق در این دوره شاهد ناامنی، درگیری های طائفه ای و فشار نظامی علیه شیعیان و کودتاهای احتمالی نرم و یا سخت خواهد بود.
البته حزب دمکرات که ظاهرا با استراتژی بوش و ادامه حضور در عراق مخالف است و طی روزهای گذشته بودجه دفاعی تا پایان سال را نیز در کمیته های بودجه سنا تصویب کرده، به شاخص های ویژه در نتایج انتخاباتی می اندیشد و با حضور غیر عملیاتی- جنگی نیروهای آمریکایی در عراق مخالف نیست. اگر دمکرات ها بتوانند موج مخالفت افکار عمومی با بوش را درخصوص عملکرد بوش حفظ کرده و بهره های انتخاباتی را ثبت کنند، با اساس اشغالگری و هژمونی سازی در سیاست های آمریکا مخالفت نخواهند داشت. یعنی دمکرات ها فشارهای خود را تا حدی که بوش از باتلاق عراق خارج شود، وارد نخواهند کرد و فرسایش و هزینه دار کردن حضور بوش در عراق را به عنوان یک نیاز مرحله ای دنبال می کنند ولی سیاست های آتی خود در منطقه را بر ویرانه های همین سیاست ها، بنا خواهند کرد که مسئله شکل دهی به یک نظام منطقه ای موازنه ساز و متشکل از کشورها و گروه های به اصطلاح معتدل و ضدایرانی- سوری و مقاومت در لبنان و فلسطین را رها نمی کنند.
به هرحال گزارش پترائوس- کروکر آغاز یک تلاش و رویکرد جدید از سوی بوش و جمهوریخواهان است و نباید آن را در حد توجیه یک موفقیت شکلی و رقابت با حزب دمکرات در مسابقه انتخاباتی تلقی کنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات