علی تتماج
شینزو آبه که یک سال پیش نخست وزیری ژاپن را از کوایزومی دریافت کرده بود، پس از شکست در انتخابات پارلمان در برابر دموکرات ها و افزایش فشار گروههای مخالف وادار به استعفا و برگزاری انتخابات زودهنگام گردید.
آبه که به نمایندگی از حزب لیبرال دموکرات نخست وزیری را برعهده داشت نتوانست چنان که وعده داده بود با گرایش های ناسیونالیستی، اهدافش را برای توسعه کشور محقق سازد. هر چند برخی ناظران سیاسی شکست حزب وی در انتخابات را عامل خروج وی از قدرت و بحران سیاسی در ژاپن می دانند اما با بررسی سیاست های وی بیش از هر چیز اشتباهات او در عرصه سیاست خارجی را عامل این شکست می دانند. در مجموع دلایل شکست وی عبارتند از:
1) عملکرد ضعیف وزرای کابینه در توسعه کشور و رسوایی های مالی و سیاسی آنها که نوعی بی اعتمادی مردمی را به آنها در پی داشت. این رسوایی ها برکناری 5 وزیر از دولت قبلی و دو وزیر از دولت جدید وی را موجب شد.
2) آبه در حالی که شعارهای ناسیونالیستی سرمی داد و برای ارتقای توان دفاعی ژاپن فعالیت می کرد، همچنان به همکاری با آمریکا در ابعاد گسترده ادامه می داد. استقرار سیستم دفاع موشکی و پایگاههای جدید آمریکا در ژاپن واصرار بر ادامه همکاری با اشغالگران در جنگ افغانستان نمودی از این همکاری ها بود. وی درحالی به این امر مبادرت ورزید که مردم و احزاب خواستار پایان این تعاملات بویژه در افغانستان بودند لذا در برابر آن به صف آرایی پرداختند.
3) نکته دیگر در سیاست خارجی ژاپن، تشدید حملات آن به کره شمالی و اصرار بر تمدید آن بود. هر چند که دو کشور روابط چندان مطلوبی ندارند اما در دوران کوایزومی با نرمش سیاسی توکیو، روابط متعادلی را آغاز کرده بود که مورد رضایت مردم بود. آبه برخلاف گذشته به اعمال فشار بر پیونگ یانگ تاکید داشت درحالی که مردم بر اتحاد منطقه برای کاهش بحران جهت خروج آمریکا از شرق آسیا تاکید می کردند.
در مجموع آبه از یک سو به دلیل چالشهای داخلی و چینش نادرست کابینه و از سوی دیگر به دلیل عدم بازیگری صحیح در سیاست خارجی بویژه در قبال آمریکا با بحران شدید انتقادها مواجه شد که سرانجام برکناری وی و قدرت یابی مخالفان را به همراه داشت هرچند که حزب وی (لیبرال دموکرات) همچنان قدرت را در اختیار دارد.