صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۹  ، 
کد خبر : ۷۸۲۶۷
بازخوانی فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان دانشگاهی

ارتقای فکر دینی نسخه شفابخش است


صدور پیام نوروزی حضرت امام(ره) در سال 1359 را باید نقطه عطفی در حرکت به سوی اسلامی کردن دانشگاه‌های کشور قلمداد کرد. ایشان در بند یازده آن پیام بر سه نکته محوری «ضرورت ایجاد انقلاب اسلامی در دانشگاه ها»، «تصفیه اساتید مرتبط با شرق و غرب» و «تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی» تاکید کردند.
در 26 فروردین آن سال، آقای هاشمی رفسنجانی در تالار اجتماعات دانشکده پزشکی تبریز حضور یافت تا مبحثی را تحت عنوان اهداف و مبانی فکری انقلاب اسلامی مطرح نماید اما دانشجویان هوادار سازمان مجاهدین (منافقین) و مارکسیست ها، با سردادن شعارهایی دانشگاه را به تشنج کشیدند. دامنه این تشنجات در روزهای 27 و 28 فروردین، 30 دانشگاه کشور را فرا گرفت که اوج آن درگیری ها در دانشگاه های مشهد، شیراز و علم وصنعت تهران بود.
در روز 29 فروردین، اعضای شورای انقلاب پس از دیدار با حضرت امام و ارائه گزارشی از وضعیت دانشگاه ها، با صدور بیانیه‌ای اعلام کردند ظرف مدت سه روز، دفاتر تمامی گروه ها که دانشگاه را تبدیل به ستادهای عملیاتی نموده اند باید برچیده شود. در این اطلاعیه همچنین آمده بود که پس از پایان امتحانات دانشگاه ها در 14خرداد، تمام دانشگاه ها جهت انقلاب فرهنگی تعطیل می شود تا نظام گزینش و آموزش کشور بر اساس موازین انقلابی و اسلامی طرح ریزی شود. شهید محمدجواد باهنر پس از صدور این بیانیه در مصاحبه ای اظهار داشت: «دانشگاه ها باید متناسب با نیازهای انقلاب تغییر کنند و نظام و سیستم تازه ای در آنجا پیاده شود. در این مدت تغییر چشمگیری در سیستم دانشگاه ها داده نشده و هدف آن است نظام دانشگاه ها «مطابق با انقلاب اسلامی عوض شود.» در 23خرداد همان سال، فرمانی از سوی حضرت امام مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی صادر شد که در آن بر ضرورت تربیت استاد، گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه ها، تغییر متون آموزشی و اسلامی کردن فضای دانشگاه ها تاکید گردیده بود. اعضای این ستاد عبارت بودند از محمدجواد باهنر، مهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش، شمس آل احمد، جلال الدین فارسی و علی شریعتمداری.
در شهریور سال 62 و با بازگشایی دانشگاه ها، بنابر پیشنهاد رئیس جمهور وقت (آیت. .. خامنه ای) این ستاد با حضور نخست وزیر، وزرای فرهنگ و آموزش عالی و ارشاد اسلامی و دو دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهی ترمیم یافت.
پس از گذشت چند هفته از بازگشایی دانشگاه ها، معلوم گردید در مدت فعالیت سه ساله این ستاد، به جز چند دستاورد محدود در زمینه تجدید ساختار دانشگاه ها و سامان دادن اولیه به متون درسی و پالایش دانشگاه از اساتید غربزده، دستاورد مهم و بنیادینی در جهت اسلامی شدن دانشگاه ها به وجود نیامده است. از سوی دیگر با توسعه مراکز آموزشی و گستردگی فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی، ضرورت تقویت این نهاد بیش از پیش احساس شد به طوری که در 19 آذر 1363، دومین ترمیم عمده ستاد توسط حضرت امام(ره) انجام گرفت و به این ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی با ترکیبی جدید تشکیل شد. در بخشی از فرمان حضرت امام آمده بود: «خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینه‌ها در سطح کشور، آنچنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشه دار غرب مبارزه کرد.»
در پایان چهار سال فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی، معلوم شد که دامنه اسلامی شدن دانشگاه ها بسیار گسترده تر از آن است که «ستاد انقلاب فرهنگی» بتواند از عهده انجام آن برآید لذا برای تداوم و تحکیم کار، حضرت امام دستور تشکیل «شورای عالی انقلاب فرهنگی» را صادر فرمودند.
آرای امام در باب اسلامی شدن دانشگاه ها
در تبیین آرای حضرت امام در باب اسلامی شدن دانشگاه ها، نظرات معظم له را می توان در سه مقطع آغاز نهضت تا پیروزی انقلاب، پیروزی انقلاب تا آغاز حرکت انقلاب فرهنگی و از آن پس تا زمان رحلت ایشان دسته بندی نمود. در مقطع آغاز انقلاب فرهنگی در مجموع نظرات ایشان را می توان در تاکید ایشان بر مواردی چون تاکید بر اصل اسلامی شدن دانشگاه ها و لزوم حرکت دانشگاه به سمت اندیشه اسلامی، تاکید بر خودباوری و استقلال فکری و علمی دانشگاه ها و لزوم خروج از غربزدگی و غرب باوری، تاکید بر تعلیم و تربیت اسلامی و تهذیب نفس و اخلاق در تنظیم برنامه های دانشگاه ها، تاکید بر کارآمدی و ثمربخش بودن دانشگاه‌ها برای جامعه اسلامی ایران و رسیدن به توانایی رفع نیازهای فرهنگی، علمی و فناوری جامعه ایران و تاکید بر ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه و لزوم حرکت هماهنگ دانشگاه ها و حوزه های علمیه خلاصه نمود.
در این میان، مبانی فکری و اجتماعی مستحکمی وجود دارد که حضرت امام بنای اندیشه خود در باب اسلامی شدن دانشگاه را بر آن نهاده که مهم ترین آنها عبارتند از: تقدم تزکیه و تهذیب بر تعلیم و آموزش، کمال و جامعیت اسلام برای پاسخگویی به نیازهای بشر، لزوم طرد و نفی سلطه اجانب و غرب و شرق، خودباوری و اعتمادبه نفس، استقلال و حاکمیت بر سرنوشت خویش، لزوم رسیدن به قله‌های علم ودانش بشری، التزام به معنویت و اخلاق، تقدم و اولویت فرهنگ بر سایر عرصه های اجتماعی، لزوم هوشیاری برای درک پیچیدگی شرایط جهان امروز و مقابله با آن، ضرورت دوری از تحجر و انحراف و التقاط و در نهایت ضرورت شکل گیری یک رستاخیز اسلامی برای بازگشت همه جانبه به قرآن.
در این میان نکته کلیدی در طرح آرا و ادبیات حضرت امام در باب گفتمان اسلامی شدن دانشگاه ها آن است که معظم له بیش از آنکه به سوی تبیین و توضیح وظایف مسئولان و برنامه های آموزش عالی معطوف باشد، به ایجاد یک خیزش عمومی در میان نسل جوان و فرهیخته متدین دانشگاهی توجه دارد. از نظر ایشان، توجه به نیروی مومن و متخصص، نیروی محرکه اصلی اسلامی شدن دانشگاه‌ها به شمار می آید.
چهار گام اساسی
پس از ارتحال حضرت امام و سکانداری نظام اسلامی توسط حضرت آیت. .. خامنه ای، معظم له مسیر تحول و تغییرات بنیادین در دانشگاه ها را با همان دیدگاه های حضرت امام(ره) پیمودند، تنها نکته شایان ذکر در این مسیر، بهره مندی ایشان از تجربیات گرانقیمت دوران ریاست جمهوری و اهتمام به راهبردهای کلان و سیاستگذاری و برنامه ریزی های کاربردی در حوزه اسلامی کردن دانشگاه‌ها بود.
رهبر معظم انقلاب در ترسیم مسیر منتهی به ایجاد تحولات و تغییرات بنیادین در دانشگاه ها، چهار گام اساسی را مقرر فرموده اند که عبارتند از:
1- برپایی نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری
2- تدوین نقشه جامع علمی کشور
3- اسلامی کردن دانشگاه ها
4- ارتقای فکر دینی در دانشگاه ها
در این میان، بیانات معظم له در دیدار هفته گذشته اساتید و مسئولان دانشگاه ها و دفاتر نهاد نمایندگی ولی فقیه با ایشان، حاکی از این مهم بود که منویات و طرح های عملیاتی حضرت امام و مقام معظم رهبری برای اسلامی کردن دانشگاه‌ها، هنوز جنبه عملیاتی و اجرایی به خود نگرفته است. ایشان در این دیدار تاکید می نمایند: «مسئولان دانشگاه ها در زمینه دینی کردن محیط دانشگاه‌ها وظایفی دارند اما اصلی ترین وظیفه برعهده روحانیان فعال در نهاد نمایندگی است که باید با ارائه مستمر فکر دینی نو، عمیق، مستدل، تحسین برانگیز و قانع کننده، ارتقای فکر دینی در دانشگاه ها را با جدیت دنبال نمایند... امروز در دنیای غرب، خلایی اساسی به وجود آمده است که پاسخ های لیبرال- دمکراسی قادر نیست آن خلأ را پر کند در حالیکه اسلام در دنیای فکر و اندیشه، حقا و انصافا منطق قوی، حرف های نو، جذاب و پرطراوتی دارد که ارائه منطق قوی اسلام به زبان دانشجویی، وظیفه اصلی نهاد نمایندگی است و باید مراقب بود خلأ فکری برای روشنفکر و دانشجو به وجود نیاید... کار تدوین نقشه علمی جامع، عمیق و کامل با استفاده از فرزانگان و نخبگان نباید به تاخیر افتد... قبلا گفته ایم از علم آموزی ابایی نداریم اما نمی خواهیم همیشه شاگرد و دنباله رو بمانیم.»
تعبیر «ارتقای فکر دینی» از مطالبات جدیدی است که مقام معظم رهبری مطرح کرده اند و این مطالبه نشان می دهد ایشان نمی‌خواهند به حداقل های موجود در دانشگاه اکتفا شود. اسلامی کردن دانشگاهها یک گام اولیه و اساسی برای رشد و تعالی جامعه اسلامی است اما تعبیر ارتقای فکر دینی نشان می دهد جامعه اسلامی باید ضمن عبور از مرحله اسلامی شدن و احیای فکر دینی، زاویه و شیب حرکت خود را به سمت ارتقای فکر دینی در مراکز علمی و آموزشی تعیین نماید. از نگاه مقام معظم رهبری، اسلامی شدن دانشگاهها به معنای جهت گیری اسلامی در همه زمینه های علمی و آموزشی است و به مسئولان توصیه اکید می فرمایند مراقب باشند دانشگاهها از مسیر حرکت به سوی آرمان های اسلامی خارج نشوند. اما ارتقای فکر دینی یک گام به جلوتر و آن رفع نیازها و خلأ های فکری روشنفکران، اساتید و دانشجویان کشور است. ایشان با تاکید بر ضعف نظام لیبرال- دمکراسی در پاسخگویی به خلأهای فکری نسل امروز، یادآور می شوند که این تنها اسلام است که می تواند با منطق عمیق، قوی، مستدل، تحسین برانگیز و قانع کننده، نیازهای فکری نسل جوان امروز را مرتفع سازد.
نهاد نمایندگی و انگشت اشارت رهبری
فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری نشان داد انگشت اشارت ایشان در باب اسلامی کردن دانشگاهها و ارتقای فکر دینی، بیش از هر سازمان و مسئولی، به سمت نهاد نمایندگی است. از این رو شایسته و بایسته است مسئولان دفاتر نهاد نمایندگی با بازخوانی دوباره وظایف و کارکردهای خود، چگونگی به فعلیت در آوردن مطالبات مقام معظم رهبری و موانع پیش رو را بررسی مجدد نمایند.
توصیه های رهبر معظم انقلاب به مسئولان نهاد نمایندگی حاکی از این مهم است وظایف نهاد بسیار عمیق تر و گسترده تر از آن است که مسئولان آن برای خود تعریف نموده اند بنابراین حیطه وظیفه آنها از برنامه ریزی، تصمیم گیری، سیاستگذاری تا اجراء و ارتقای سطح فکری و علمی دانشگاهها گسترش یافته است. مسئولان نهاد باید بدانند وظیفه دانشگاه اسلامی، تولید علم است نه مدرک، و تولید علم یعنی شکستن مرزهای علم. آنان باید علم گرایی و علم محوری را به گفتمان مسلط جامعه در همه بخش‌ها تبدیل نمایند.
اگر سکاندار نظام اسلامی از ضرورت برپایی جنبش نرم افزاری در حوزه و دانشگاه سخن می گویند بدان معناست که کارها و آثار موجود در جامعه علمی کشور، «حرکت» بوده اند نه «جنبش» و اگر توسعه و گسترش در فضای آموزش عالی صورت گرفته، توسعه سخت افزاری شامل ساخت و ساز مراکز آموزشی و تهیه وسایل آموزشی بوده نه تولید نرم افزار و علم و دانش. تعبیر «نهضت» و «جنبش» در جایی است که جامعه گرفتار رکود، سکون و ثبات باشد. در جامعه ای که علوم انسانی آن متاثر از ترجمه های دیگران نضج یافته است، به سختی می توان ادعای استقلال فکری و حتی سیاسی کرد.
و اگر سکاندار نظام اسلامی از «تمدن نوبنیاد اسلامی» سخن می گویند، این تمدن سازی بدون برخورد انتقادی با تفکر ترجمه‌ای امکان ندارد. دانشگاه ما هنوز در عصر ترجمه و تقلید به سر می برد و عمدتا اساتیدی متفکرتر و باسوادتر دانسته می شوند که مترجم ترند. امروز «بنیادگرایی لیبرال» با همان جزمیت بنیادگرایی مارکسیستی، ساحت تفکر انتقادی و غیر ترجمه ای را به تعطیل و تسلیم فرا می‌خواند. باید اعتراف نمائیم جرأت اجتهاد در برابر غرب، از دانشگاهیان ما سلب شده است در حالی که تمدن سازی بدون برخورد انتقادی با تفکر ترجمه ای امکان ندارد. امروز «ترجمه» در علوم سیاسی، اقتصاد، حقوق، جامعه شناسی، روانشناسی و حتی الهیات و ادبیات، «تابو» های بسیاری تراشیده است که حتی نگاه انتقادی به آنها، جزو محرمات عصر جدید درآمده است. یک ارجاع مطنطن با سلسله سندی هر چه غربی تر، اعتباری بیش از هزار نظریه پردازی بومی و اجتهادی یافته و ظاهرا خلل برنمی دارد زیر «استاد فرموده» را نمی‌توان به مهمیز سوال کشید!
تالیفات جامعه شناسان، متکلمان، حقوقدانان و فیلسوفان سیاسی غرب، در طبقات وسیعی از دانشگاهیان ما، بدل به متون مقدس شده اند. بسیاری از نخبگان و روشنفکران ما، فکر کردن را کنار گذاشته اند و تنها ترجمه می کنند و این تحجر به اندازه تحجر قدیم، راه «اجتهاد» و نوآوری را بسته است.
چه بخواهیم و چه نخواهیم، باید اعتراف نمائیم که در اکثر قریب به اتفاق رشته های علوم انسانی، دچار بحران هویت علمی گشته‌ایم و آبشخور فکری ما متاثر از پیامبران لیبرال- دمکراسی و نظام مبتنی بر لائیسم و سکولاریسم الحادی است.
فلسفه وجودی دانشگاه به سبک جدید که در سال 1313 تاسیس شد، برای آن بود که رژیم پهلوی نمی خواست از محصول حوزه برای اداره امور جامعه استفاده کند. اکنون با حاکمیت نظام اسلامی، تفکیک حوزه و دانشگاه باید در حد تفکیک دانشگاه علوم پزشکی از دانشگاه فنی و مهندسی و علوم انسانی باشد. بر این مبنا، تاسیس دانشگاه علوم انسانی در عرض حوزه های علمیه، امری عبث و غیر معقول خواهد بود چه رسد به تاسیس و گسترش رشته هایی چون الهیات و حقوق در دانشگاههای سراسر کشور.
پیوندهای دینی
مسئولان نهاد نمایندگی باید بدانند و حتما هم می دانند که بدون یک مظروف و محتوای دینی، نمی توان دانشگاهی اسلامی بنا نهاد. متون آموزشی ما برخاسته از ایسم هایی است که برمبنای اصالت سود، لذت، زور، زر و تزویر بنا نهاده شده اند. قهرا محصول چنین دانشگاهی نباید و نمی تواند یک محصول اسلامی دلخواه باشد. اسلامی کردن دانشگاه با اسلامی کردن ظواهر آن آغاز می شود، اما ما سال ها است که اسیر ظواهر مانده ایم. به محض آنکه می گوئیم دانشگاه اسلامی، از جدایی دختران و پسران دانشجو و پوشش مناسب و برپایی مراسم های مذهبی سخن می گوئیم. اما این پله اول است نه محور و موتور محرکه اسلامی شدن دانشگاه. اسلامی شدن دانشگاه یعنی علمی شدن آن، یعنی برای علم هیچ مرزی را قائل نشویم، از شخصیت زدگی پرهیز نمائیم، خود باخته و شیفته علوم وارداتی نباشیم، اعتماد به نفس داشته باشیم و با فرهنگ جهادی و نیازسنجی از واقعیات جامعه، به تولید علم بپردازیم.
امروز چه بخواهیم و چه نخواهیم، چشم های امید به سوی ما دوخته شده است. کشوری که در تمامی عرصه‌ها به عنوان یک مدعی والگو سربرآورده و پنجه در پنجه تمامیت خواهان کرده، باید پاسخگوی تمام نیازها و تشنه کامی ها باشد. اگر امروز خود را دربند تهاجمات و شبیخون های فکری و فرهنگی غرب می بینیم بدان جهت است که موتور تولید فکر و اندیشه الحادی غرب، چند قرن است که از حرکت باز نایستاده است. اگر علم، قدرت می آورد، این قدرت برای دنیای غرب به ارمغان آمده است. اما دوران افول و سراشیبی این علم برخاسته از الحاد وانسان محوری، نیز فرا رسیده و پاسخ به نیازها و خلأهای فکری بشر امروز، در گرو ارتقای فکر دینی و ارائه منطقی نو، عمیق، مستدل، جامع و تحسین برانگیز از دین تعالی بخش اسلام است که شکوفایی و ثمربخشی آن باید از کانون حوزه‌های علمیه آغاز شود و مسئولان نهاد نمایندگی در دانشگاهها به عنوان حلقه های واسط، بر شاخه‌های علوم، پیوندهای دینی بزنند و این مهم میسر نخواهد شد جز در سایه تلاش، همیاری، همکاری و وحدت دو کانون علم یعنی حوزه و دانشگاه.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات