الف- دکترین نظامی (Militarydoctrine)؛ اصول راهنما برای کاربرد نیروی نظامی به منظور نیل به اهداف سیاسی را دکترین نظامی می گویند. دکترین نظامی را می توان به صورت یک نظریه در نظر گرفت که محیط عمل نیروهای مسلح را توصیف و روشها و شرایط به کارگیری آن نیروها را تعیین می کند. در این صورت می توان کارکردهای اصلی دکترین نظامی را در موارد ذیل خلاصه کرد:
1-تصوری از جنگ های آینده (استراتژی، وسایل و روش آماده کردن کشور و نیروهای مسلح آن برای این جنگها)؛
2-اندیشه بکارگیری نیروی نظامی برای دوری جستن از جنگ یا برپایی آن؛
3-ایده استفاده از نیروی نظامی در حمایت از سیاست خارجی زمان صلح؛
4-تصوری از نقش نیروی نظامی در امور داخلی کشور؛
دکترین نظامی در سطح ملی، قدرت نظامی کشور را با سایر ابعاد قدرت ملی هماهنگ می سازد. دکترین نظامی در سه سطح استراتژیک، عملیاتی و تاکتیکی مورد بررسی قرار می گیرد:
1-دکترین استراتژیک (strategic doctrine) که به آن دسته از قواعد بنیادی اطلاق می شود که هدایت کننده اقدام نظامی در پشتیبانی از تدابیر اتخاذی عالی ترین سطوح فرماندهی نظامی در رده جبهه، گروه ارتشها و قوا باشد. تدابیر متخذه در پرتو دکترین های استراتژیک منجر به تهیه و تدوین طرح های استراتژیک می گردد. دکترین استراتژیک در واقع متضمن اجرای جنگ در صحنه است و چگونه جنگیدن را خاطرنشان می سازد.
2- دکترین عملیاتی (operational doctrine) که تدابیر اتخاذی در سطوح میانی فرماندهی نظامی (رده سپاه) است، منجر به تدوین طرح های عملیاتی می گردد. دکترین عملیاتی متضمن اجرای نبرد در جبهه و حلقه واسط چگونه جنگیدن یا چگونه رزمیدن است که به شکلهای ساده، مشترک و مرکب تهیه و در میدان نبرد اجرا می شوند.
3- دکترین تاکتیکی (tactical doctrine) آن دسته از قواعدی است که هدایت کننده عملیات تاکتیکی در پشتیبانی از تدابیر اتخاذی سطوح پایین فرماندهی نظامی است که متضمن اجرای رزم در منطقه هدف است.
ب- دکترین ملی (national doctrine)؛ اصول یا قواعد بنیادین معتبری است که هدایت قدرت ملی یک کشور را درهمه ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و اقتصادی و حتی انسانی برای ایصال به اهداف و آرمانهای آن واحد سیاسی در سطوح ملی، منطقهای و بینالمللی بر عهده می گیرد.