بسماللهالرحمنالرحیم
دکتر حسن روحانی در هفته گذشته سخنان قابل توجهی را در جمع اعضای شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه ایراد کرد که به دلیل رویکرد خاص ایشان به موضوعات مختلف، این سخنان در رسانه ها به ویژه مطبوعات بازتاب ویژه ای داشت. این عضو مجلس خبرگان طی تحلیلی اوضاع داخلی و شرایط بین المللی جمهوری اسلامی ایران را نگران کننده دانست و با تاکید بر افراطی گری، تنگ نظری و شعارزدگی به عنوان عوامل این وضعیت، اعلام داشت که ما به دنبال منطق و انتخاب مسیر میانه یعنی مسیر حق هستیم.
برخی از محورهای سخنان روحانی بدین شرح است:
1- اکنون در حوزه بین المللی بیش از همیشه مورد تهدید هستیم.
2- دیپلماسی یک کشور زمانی موفق است که اجازه ندهد دشمن دیگر کشورها را علیه منافع ملی آن کشور به خود پیوند دهد.
3- شرایط ما، شرایط مطلوبی نیست. دشمن، خود را آماده کرده و علیه ما هر روز توطئه می کند. شورای امنیت را پناهگاهی برای خود قرار داده تا از آن طریق فشار را بر ما افزایش دهد.
4- متاسفانه دشمنان ما رو به افزایش هستند.
5- تا دیروز در کنار آمریکا، انگلیس بود، اما امروز فرانسه هم با حرارتی بیشتر در کنار ایالات متحده قرار گرفته است.
6- شرایط ما هر روز سخت تر می شود.
7- شعار ما پرهیز از افراطی گری، تنگ نظری و شعارزدگی است. ما به دنبال منطق و انتخاب مسیر میانه یعنی مسیر حق هستیم.
دکتر حسن روحانی در پایان سخنان خود موضوع انتخاب مجلس هشتم را مطرح و پس از ارائه رهنمود به اعضای شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه می گوید: «در انتخابات می تواند اگر با رقابت سالم، مشارکت مردم و حضور اخلاقی فعالان سیاسی توام باشد، ما را در دورکردن خطرات از کشور یاری کند. مجلس قدرتمند و مستقل می تواند منافع مردم و نظام را به خوبی تامین کند.»
تحلیل ارائه شده از شرایط داخلی و موقعیت بین المللی جمهوری اسلامی از سوی روحانی ارتباط معنی داری با انتخابات مجلس هشتم دارد. در جامعه شناسی سیاسی، اصلی وجود دارد که می گوید اگر می خواهی در انتخابات بر رقیب پیشی گیری و آرای مردم را به سمت خود جلب کنی، باید اوضاع را از هر حیث تیره و تار و نگران کننده جلوه دهی و آنگاه خود را فرشته نجات نشان دهی تا مردم به تو و حزب تو رای دهند. در وجود تهدید علیه جمهوری اسلامی و افزایش فشارهای بین المللی به دلیل موضوع هسته ای در مقطع فعلی هیچ تردیدی وجود ندارد. ملت ایران 28 سال است که در معرض تهدید و فشارهای گوناگون بوده و بدیهی است که با اصرار ملت و نظام جمهوری اسلامی بر پیمودن مسیر رشد و توسعه در چارچوب اصول و آرمان های انقلاب اسلامی، این فشارها افزایش باید. دشمنان و به ویژه قدرت های سلطه گر و در راس آن آمریکایی ها، زمانی دست از توطئه بر می دارند که ملت ایران از انقلاب اسلامی خود پشیمان گشته و با بی اعتنایی به اصول و ارزش های دینی و انقلابی خود، در چارچوب منافع قدرت ها به حرکت درآید. حرکت بر مدار منطق و اعتدال و پیمودن مسیر حق حرف حقی است و نمی توان بر این حرف و یا راهبرد خرده گرفت. اما سخن اینجاست که آیا دلیل بر صحت حرکت بر مبنای منطق و اعتدال نشانه اش کم شدن دشمنان و کاهش فشارها و دورشدن خطرات است.
اگر امروز دشمن تهدید می کند و از طریق شورای امنیت به دنبال صدور قطعنامه های بیشتر جهت اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه ملت ایران است، آیا این دلیل بر افراط گرایی، تنگ نظری و برخورد شعاری و بدون منطق است؟ آقای روحانی در سخنان خود می گوید، باید ببینیم نسبت به سال های گذشته در چه شرایطی هستیم؟ ایشان خود در پاسخ این سوال با اشاره به موضوع ایران در شورای امنیت جواب می دهد که شرایط ما، شرایط مطلوبی نیست و شرایط ما هر روز سخت تر می شود. چرا موضوع هستهای ایران به شورای امنیت کشانده شد؟ آیا دلیل آن افراط گرایی و خروج از مدار منطق و اعتدال بود. یا اینکه پس از دو سال مذاکره، اروپاییها با صراحت هرچه تمام طی بیانیه ای اعلام داشتند که ایران نباید چرخ سوخت داشته باشد. پشتوانه این زورگویی اروپایی ها نیز شورای امنیت بود. طی سال های اخیر سردمداران قدرت های غربی، با صراحت بارها و بارها اعلام کرده اند یک ایران هسته ای را تحمل نخواهند کرد. آنها با بهانه ابهام در فعالیت های هسته ای ایران، به دنبال متوقف کردن ایران بودند.
بدیهی است که در چنین شرایطی برای احقاق حق و تامین منافع ملی، راهی جز استقامت، ایستادگی و مقابله با زورگویی ها برای ملت مسلمان، مومن، مستقل و انقلابی ایران وجود ندارد. این راه، همان راهی است که خمینی عزیز به این ملت آموخت. اگر کسانی دیپلماسی فعال امروز دولت جمهوری اسلامی ایران را افراط گرایی، ناموفق و تهدیدزا ارزیابی می کنند و دلیل آن را افزایش فشارها و قرارگرفتن کشورهایی چون فرانسه در کنار آمریکا می دانند، این نوع دیپلماسی را به چه کسی نسبت می دهند. اتخاذ مواضع قاطع، صریح و انقلابی علیه اسرائیل و حامیان آن به ویژه آمریکا از یک سو و حمایت از ملت های مظلوم و ستمدیده از دیگر سوی، که خودبه خود، خشم قدرت های ستمگر و ظالم را به دنبال دارد، در قاموس چه کسی است؟ به یاد داریم که وقتی در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد رای آورد، برخی از رسانه های غربی اعلام داشتند، پیام این انتخابات این است که در ایران خمینی همچنان زنده است! این تحلیل از انتخابات به جهت شعارهای انتخاباتی احمدی نژاد بود. شعارهایی که ریشه در آرمان های حضرت امام(ره) داشت. یعنی همان شعارهای اصیل انقلاب اسلامی که در یک دوره ای در حال رنگ باختن بود. دوره ای که به گمان برخی با پندار دیپلماسی موفق در سیاست خارجی، خطرات از کشور دور شده بود. اما در آن دوران، ما از مسیر انقلاب اسلامی در حال فاصله گرفتن بودیم.
در سال 1378، مجلس ششم در چه فضایی شکل گرفت. در فضای اصلاحات با سردمداری روشنفکران لیبرال به ظاهر انقلابی و پیرو خط امام(ره)، که البته همراهی عده ای علما و روحانیون انقلابی و یار امام(ره) به این جماعت در نزد مردم مشروعیت بخشیده بود. اما بلافاصله پس از انتخابات مجلس که از قبل عنوان مجلس اصلاحات بر پیشانی اش حک شده بود، شاهد برگزاری کنفرانس برلین بودیم. در حاشیه همین کنفرانس بود که یکی از چهره های جنجالی اصلاحات در مصاحبه با اشپیگل با صراحت گفت، از این پس باید خمینی را در تاریخ مطالعه کرد. آن دوران سپری شد و با افتادن پرده ها، ملت ایران به گونه ای رفتار کرد که تحلیل گران غربی گفتند، هنوز خمینی در ایران زنده است. بنابراین آنچه امروز در عرصه سیاست خارجی به صورت فعال دنبال می شود، چیزی جز حرکت در مسیر امام(ره) نیست. بنابراین، اعتراض به این نوع حرکت، در واقع اعتراض به مشی امام(ره) است. کسانی که نسبت به این ادعا تردید دارند، به برخی از جملات و کلمات قصار آن عزیز سفرکرده توجه کنند:
1- جمهوری اسلامی ایران نباید تحت هیچ شرایطی از اصول و آرمان های مقدس و الهی خود دست بردارد. انشاءا... مردم سلحشور ایران کینه و خشم انقلابی و مقدس خود را در سینه ها نگه داشته و شعله های ستم سوز آن را علیه شوروی جنایتکار و آمریکای جهانخوار و اذناب آنان به کار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ پرچم اسلام ناب محمدی (صلی ا...علیه وآله وسلم) بر بام همه عالم قد برافرازد و مستضعفان و پابرهنگان و صالحان، وارثان زمین گردند.
2- چه در جنگ و چه در صلح، بزرگترین ساده اندیشی این است که تصور کنیم جهانخواران، خصوصا آمریکا و شوروی از ما و اسلام عزیز دست برداشته اند. لحظه ای نباید از کید دشمنان غافل بمانیم. در نهاد و سرشت آمریکا و شوروی کینه و دشمنی با اسلام محمدی(ص) موج می زند. باید برای شکستن امواج طوفان ها و فتنه ها و جلوگیری از سیل آفت ها، به سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم. ملتی که در خط اسلام ناب محمدی(ص) و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند چرا که در هنگامه خطر، ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن، آمادگی لازم رزمی را داشته باشد.
3- باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است، چرا که بسیج منحصر به ایران اسلامی نیست. باید هسته های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می توان اسلام را فاتح جهان نمود. شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است. انقلاب اسلامی در جهان نیازمند فداکاری شماست. مسئولین تنها با پشتوانه شماست که می توانند به تمامی تشنگان حقیقت و صداقت اثبات کنند که بدون آمریکا و شوروی می شود به زندگی مسالمت آمیز توام با صلح و آزادی رسید.
4- باید همه به پاخیزیم و اسرائیل را نابود کنیم و ملت قهرمان فلسطین را جایگزین آن گردانیم.
5- اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود.
6- بر هر مسلمانی لازم است که خود را علیه اسرائیل مجهز کند.
7- ما اگر چنانچه قدرت داشته باشیم تمام مستکبرین را از بین خواهیم برد.
8- مقصد یک مقصد است و آن شکست ابرقدرت هاست.
9- وظیفه ماست که در مقابل ابرقدرت ها بایستیم و قدرت ایستادن هم داریم.
10- هر چه فریاد دارید سر آمریکا بکشید.
11- اگر همه ما از بین برویم بهتر است از این که ذلیل باشیم زیردست صهیونیزم و زیردست آمریکا.
12- ما یقین داریم اگر دقیقا به وظیفه مان که مبارزه با آمریکای جنایتکار است ادامه دهیم، فرزندانمان شهد پیروزی را خواهند چشید.
...و اما سخن آخر اینکه، اگر امروز کسی راه امام را می رود و سخن او را فریاد می کند، نباید بر او خرده گرفت، بلکه باید بر خود اندیشه کنیم که چرا از افکار و اندیشه های امام (ره) زاویه گرفته ایم.