تلاش مستمر نظام سلطه به سردمداری آمریکا برای گسترش و عمق بخشی ابعاد تروریسم از یک سو و ادعاهای واهی دولتمردان آمریکا در زمینه مبارزه با تروریسم از سوی دیگر، نشان از انگیزه ها و اهداف پشت پرده ای دارد که نظام سلطه در دوران متلاطم و در حال گذار کنونی از این اقدام و ادعا به دنبال تحقق آنها است. در حقیقت طراحی، برنامه ریزی و اقدامات گسترده تروریستی و ادعاهای غیرواقعی مبارزه با تروریسم توسط دولتمردان آمریکایی برخلاف ظاهر متفاوت آن، از همسویی و هدف واحد و مشترکی برخوردار است که با نگاهی واقع بینانه می توان دریافت سلطه گری هدف غایی آن اقدامات و این ادعاها را تشکیل می دهد.
زورگویان و سلطه جویان جهان به ویژه دولتمردان ابرقدرت سلطه گر آمریکا همواره با تکیه بر عوامل مادی قدرت و استفاده ابزاری از آن عوامل سعی نموده اند: اولا با تعریف واژه ها منطبق بر خواسته های خود، ثانیا پنهان نمودن چهره واقعی خود پشت پرده های تزویر و ثالثا ممانعت از شناخت واقعی و مناسب افکار عمومی از حقایق پدیده ها زمینه این استفاده ابزاری را فراهم کنند آنچنان که برخورد آنها با پدیده تروریسم نشان از این واقعیت دارد.
واقعیت این است که امروزه نیز استفاده ابزاری و نگرش خاص به مفهوم و مقوله تروریسم توسط دولتمردان آمریکا مشکل اساسی دنیای کنونی ماست، زیرا هر انسانی نمی تواند معنای واقعی و روشن تروریسم را بیابد و به مبارزه با آن بپردازد اما اهل بصیرت که ملت ایران افتخار پرچمداری و جلوداری آنها را دارد با نفی نگاه تک بعدی و جانبدارانه به مفهوم تروریسم به کنه معنای این پدیده شوم پی برده اند.
با تمسک و پیگیری نوع بینش اهل بصیرت می توان بسیاری حقایق پشت پرده را برای حقیقت طلبان برملا نمود و متاثر از این افشاگری؛ اهداف مستکبران و زورگویان را در تفسیر تک بعدی و بهره برداری تبلیغاتی آنها از واژه تروریسم و ادعای واهی مبارزه با آن را روشن کرد.
اشتباه استراتژیک مجلس نمایندگان آمریکا در تعرض به نهاد قانونی و مردمی سپاه پاسداران که فرزندان برگزیده و نماد قدرت ملت انقلابی ایران هستند، بهانه ای شد تا نگارنده به صورت مختصر و در حد میسور با نگاهی گذرا به مقوله تروریسم روزنه ای به عرصه شناخت و تبیین این پدیده بگشاید و نقش کانون ها و عوامل گسترش تروریسم را با قراردادن پرده ای از اعمال تروریستی در جهان جلوی دید خوانندگان قرار دهد و رمز و راز تمسک جویی سلطه جویان عالم را در ادعای مبارزه با تروریسم، مطرح نماید.
هر چند تروریسم پدیده تازه ای نیست و در طول تاریخ اقدامات تروریستی جان بی گناهان زیادی را گرفته و یا زندگی بسیاری از انسانها را به خطر انداخته است، اما جهانیان شاهد اقدامات گسترده تروریستی توسط تروریست های شناخته شده و بعضا ناشناس و دامن زدن بیش از پیش مراکز قدرت جهانی به این پدیده هستند و به صورت ویژه پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 (20 شهریور 1380) دولتمردان آمریکایی در حد غیرمتعارف مقوله تروریسم را ابزاری برای تحقق اهداف خود قرار داده اند، لذا پرداختن به این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است.
در حقیقت اگر واژه تروریسم در مفهوم و معنای واقعی اش شناخته شود و چهره واقعی آن برملا شود، کانون ها و عوامل تروریست پرور شناسایی و معرفی شوند، ماهیت اختلافات در تعریف این واژه و پدیده مشخص شود، حاملان واقعی اندیشه تروریسم شناخته شوند، قربانیان حقیقی این پدیده شوم شناسایی شوند، چرایی و ساز و کارهای اتهام های وارده به جوامع اسلامی و جریانات مخالف نظام سلطه از سوی سلطه گران جهانی مرتبط با مقوله تروریسم، اهداف پشت پرده مدعیان مبارزه با تروریسم روشن شود ضمن اینکه رابطه تروریسم و سلطه آشکارتر می شود بی صلاحیتی مدعیان کنونی مبارزه با تروریسم که هر زمان و به هر بهانه ای به هر مجموعه، جریان یا هر دولتی را که مانع اهداف نامشروع خود یافتند اتهام تروریسم می زنند هم اثبات خواهد شد.
زمانی این واقعیت ها آشکار می شود که خوانندگان عزیز این سطور، نگارنده را تا پایان این سلسله مباحث همراهی نموده و همزمان با این همراهی دعای خویش را برای توفیق این قلم در زمینه تبیین ابعاد این مقوله پشتوانه این نوشتار قرار دهند در یادداشت بعد به مفهوم تروریسم و نگاه های متفاوت به آن پرداخته می شود.
سردبیری: تیتر اصلی سند با این عنوان بوده است: "رابطه تروریسم و سلطهگری" که جهت هماهنگی با قسمتهای بعدی به صورت مشاهده شده تغییر یافت.