بسماللهالرحمنالرحیم
اعلام خبر استعفای لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی از سوی سخنگوی دولت، منتقدین دولت را که مدتها منتظر چنین فرصتی بودند تا بی رحمانه دولت را زیر ضربات انتقادی خود قرار دهند، شتابزده وارد صحنه کرد. منتقدین دولت نسبت به عوامل خارجی که در رسانه های جهانی به این مسئله توجه کردند، بی محاباتر به موضوع پرداختند. انگیزه انتقام گیری آنها از دولت که با اشتیاق زیاد هم همراه بود، آنها را به سمت وسوی مسایلی کشاند که حاصل آن نیاز دشمن را تامین می کرد و برمسایل بنیادی مربوط به این استعفا پرده نفی و انکار می کشید.
افرادی مانند: ابراهیم یزدی، محسن آرمین، هرمیداس باوند، محمدعلی ابطحی و ... با موضوعاتی همچون تشدید روند میان ایران و آمریکا، آشنا شدن با حقایق و واقعیت های جامعه بین الملل، اعتراض به خط مشی دولت احمدی نژاد، درست بودن مسیر تیم هستهای گذشته، فقدان تجربه لازم، اختلاف میان لاریجانی و احمدی نژاد، بهانه دادن به دشمن برای قربانی کردن ملت ایران در ارتباط با استعفای دکتر لاریجانی گفتند و نوشتند.
استعفای دکترلاریجانی را باید درچارچوب ساختار و مصالح نظام دید تا در ورطه ای که دیگران افتادند فرو نیفتیم. دکتر لاریجانی با رویکردی که دولت نهم درخصوص پرونده هسته ای اتخاذ نمودحرکت کرد و به موفقیتهای قابل توجهی دست یافت. تعهد لاریجانی در اجرای تصمیمات اخذ شده در شورای عالی امنیت ملی در کنار هوشمندی و توانایی های شخصی لاریجانی وی را دیپلماتی موفق در چارچوب ماموریت به عهده گرفته نشان داد. همراهی لاریجانی با دولت نهم منطقا می بایست تاجایی ادامه یابد که به تشخیص خود قدرت هضم تصمیمات و اجرای آن را در خود می دید و به محض رسیدن به نقطه ای که ادامه کار را به هر دلیل غیرقابل انجام تشخیص می داد، خود را از مسیر حرکت ناوگان هسته ای کشور کنار می کشید تادیگری که توان ادامه کار را دارد مسئولیت را به عهده بگیرد.
چنین اتفاقاتی اگر آلوده به شیطنت و جوسازی نشود امری کاملا طبیعی است، در این فرآیند، مهم تداوم سیاست بنیادی است که به عنوان رویکرد نظام تلقی می شود و افراد به تناسب می توانند در مسیر هدف مشخص شده با ایفای نقش، سهمی داشته باشند. در این صورت رفت و آمد افراد در حد تفاوت چهره ها تغییر ایجاد می کند و سیاست اتخاذ شده با حفظ تثبیت خود گام به گام جلو می رود. فرقی نمی کند این فرد حسن روحانی یا علی لاریجانی و یا سعید جلیلی باشد. کسانی که در ارتباط با استعفای آقای لاریجانی هیاهو به راه انداختند و به فکر تسویه حساب سیاسی افتادند باید بدانند چنین برخوردهای هوچیگرانه نمیتواند در تغییر تشخیص صحیح مسایل هسته ای ایران نقش داشته باشد. مطالعه رفتار دشمن و رفتار گروه سابق ایران در بحث هسته ای و قرار دادن این دو رفتار در زیر ذره بین دقیق عقلانیت سیاسی نظام را به برنامه موجود در موضوع هسته ای رسانده است. بنابراین تصور اینکه با راه انداختن هیاهوهایی که دشمن را خوشحال و امیدوار می کند می توانند تغییر و تحولی در سیاست کلان هستهای نظام ایجاد کنند سخت در اشتباهند.