صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۱  ، 
کد خبر : ۷۸۳۵۵

اشتباهات غیرقابل جبران


سیامک باقرى
رخدادهای مربوط به موضوع هسته ای ایران در روزهای اخیر بیانگر ناتوانی آمریکا در دستیابی به هدف خود درباره برنامه هسته ای ایران و تثبیت روند جدیدی است که به ابتکار جمهوری اسلامی ایران ایجاد شده بود. این رخدادها عبارتند از:
1- اتحادیه اروپا نه تنها نتوانست نتیجه مشخصی درباره تحریم خارج از سازمان ملل بگیرد، بلکه از توافق ایران و آژانس استقبال کرد و روند موجود را تایید کردند. این در حالی است که فرانسه، انگلیس و آمریکا تلاش بی سابقه ای برای واردکردن اتحادیه اروپا در خط مشی های تحریم علیه ایران انجام دادند در این راستا کوشنر پیش از نشست وزرای خارجی اتحادیه اروپا طی نامه ای از همه 27 عضو اتحادیه اروپا درخواست کرد تا با قاطعیت بیشتر محدود یت هایی را خارج از چارچوب شورای امنیت عمل نمایند.
2- گروه 1+5 وضعیت شکننده ای پیدا کرده است. کاخ سفید کوشش داشت تا با فعال سازی گروه 1+5 فرایند توافقات ایران و آژانس را کنترل و مدیریت نموده تا شرایط به نفع ایران رقم نخورد. برای این منظور درخواست برای نشست گروه 1+5 به کرات صورت گرفت اما قوت گفتمان جدید مانع از تجمع اعضای 1+5 شد فلذا گروه 1+5 کارایی خودش را به طور موقت از دست داد. به همین جهت با کوچکترین رویدادی آنارشی بر اعضا مستولی می گردد. چنانکه یک بیانیه وزارت خارجه آمریکا در خصوص «دالایاما» منجر به تعلیق نشست گروه 1+5 در چهارشنبه گذشته شد. با این حال انتظاری که آمریکا از گروه 1+5 تا زمان نتایج همکاری های ایران و آژانس برای فشار بر ایران در نظر داشت، تا حدودی نا امید کننده شده است. انجمن کنترل تسلیحات آمریکا در این زمینه گفت: اختلافات بین دیپلمات های ارشد آمریکا و چهار کشور دیگر عضو شورای امنیت و آلمان همچنان ادامه دارد و همین امر رایزنی ها درباره تحریم شورای امنیت را طولانی می کند.
3- فراخوان گروه غربی مخالفان آژانس از روسیه و چین جهت همصدایی با آنان با شکست سختی مواجه شده است. سفرها و دیدارهای پی درپی مقامات کاخ سفید و الیزه به مسکو با ناکامی آشکاری روبه رو شد. نکته حائز اهمیت این است که رفتارهای مسکو و پکن در شرایطی که کاخ سفید به شدت نیازمند آنها بوده بسیار بغرنج و نا امید کننده برای مقامات آمریکا بود. به همین منظور بوش ناگزیر اعلام کرد باید بیشتر با پوتین صحبت کند.
4- در چنین شرایطی سخنگوی سولانا اعلام کرد که به زودی ملاقاتی با لاریجانی خواهد داشت. متعاقبا رسانه‌ها زمان و مکان این دیدار را تایید نموده و جالب اینکه اعلام کردند گروه 1+5 به سولانا ماموریت دادند تا با لاریجانی ملاقات کند و گزارشی از تلاش‌های خود را تا آخر ماه نوامبر به این گروه ارائه کند. از این اقدام دو پیام متفاوت می توان برداشت کرد. پیام اول این است که آمریکا و متحدین آن قادر به تغییر شرایط جدید نیستند چنانکه نه اتحادیه اروپا نه گروه 1+5 و نه سایر رویکردها همراهی لازم را از خود نشان ندادند. پیام دوم این است که آمریکا و متحدین آن ابتدا نمایشی از احتمال اقدامات سخت گیرانه یا غیرمتعارف اجرا کرده اکنون بابی را باز کرده تا اولا میزان اثرات آن را سنجیده و ثانیا هدف های خود را با یکسری پکیج های جدید مطرح سازند. پیام دوم همان سیاست رسمی است که آمریکا، فرانسه و انگلیس و برخی دیگر از اروپایی ها اعلام کرده بودند. سیاستی که عنوان «دومسیر» را به خود گرفته است. مسیر فشار و محدودیت از یک سو و مسیر مذاکره و گفت وگو برای ترغیب از سوی دیگر.
اگر چه «استراتژی دو مسیری» مورد توافق آمریکا و متحدین اروپایی اش است اما صحنه واقعی بازی متفاوت از مبانی استراتژی فوق است. زیرا اولا فشارهای وارده تاکنون نتوانست تهدید جدی برای ایران تلقی شود. جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با این فشارها تدابیر لازم را دیده و تاثیرگذاری آن را کاهش داده است. از سوی دیگر اقتصاد جهانی به ویژه وضعیت انرژی و افزایش قیمت نفت توان و مانور اقتصاد ایران را به شدت تقویت کرده است. ثانیا جمهوری اسلامی ایران چه در موضع رسمی خود و چه عملا نشان داده است که هیچگاه حاضر به عقب نشینی از حقوق مسلم خود نیست. بنابراین تصویری که استراتژیست های غربی برای راهبرد دو مسیر علیه ایران دارند کاملا اشتباه است. در واقع هنوز آنها ایران را آنگونه که هست نمی بینند بلکه آنگونه که می خواهند یا آنگونه برایشان درست می کنند می نگرند.
رفتار جدید البرادعی در موضوع هسته ای ایران دقیقا دگردیسی در تصویر است که وی از ایران داشته است. البرادعی به این نتیجه رسید که ایران هیچوقت حاضر به توقف برنامه های هسته ای اش نخواهد بود و از سوی دیگر هیچ ابزاری حتی بمباران نیز نمی تواند برنامه هسته ای اش را از بین ببرد. تحول در تصویر ذهنی دبیر کل آژانس از ایران مبنای توافقنامه اخیر ایران و آژانس شده است و تاکنون نیز روند درستی را طی کرده است. در واقع واقعگرایی البرادعی روند عقلایی را در موضوع هسته ای ایران به وجود آورده است که اکنون شاهد حل مسایل باقیمانده پرونده هسته ای ایران به صورت گفت وگو محترمانه هستیم که آخرین آن سفر اخیر کارشناسان آژانس برای گفت وگوهای پایانی پیرامون سانتریفوژهای p1-p2 است.
بنابراین آمریکا و متحدین آمریکایی آن باید تصورات ذهنی شان را نسبت به ایران مبنی بر اینکه فشارها ایران را از پای درمی آورد و یا تشویقات تهران را تسلیم می کند، متحول سازند. مقدمه این تحول سازی نیز فاصله گرفتن از رژیم صهیونیستی است چرا که شواهد امر نشان می دهد که مهم ترین عامل تصلب فکری دولتمردان کاخ سفید و فرانسه و انگلیس رژیم صهیونیستی است به عنوان نمونه چرخش فرانسه به سیاست آمریکا مثال زدنی است. از وقتی که سارکوزی روی کار آمده رویکرد خصمانه ای را که کم سابقه در روابط ایران و فرانسه بوده اتخاذ کرده است. عامل اصلی آن نیز براساس اطلاعات افشا شده جدیدی که راجع به سارکوزی منتشر شده است. براساس این اطلاعات وی یکی از مرتبطین «موساد» در دوران قبل از ریاست جمهوری بوده است فلذا با تصدی ریاست جمهوری اکنون به رسالت خود که دفاع از رژیم صهیونیستی به هر قیمتی و زیر پا گذاشتن هر تعهد و قانونی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات