صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۹  ، 
کد خبر : ۷۸۶۴۲

گزارشی از مثلث گفتمانى در جبهه دوم خرداد


بصیرت:سه گانه مطرح در جغرافیاى سیاسى جبهه دوم خرداد گرچه طى هفته هاى گذشته تکاپوى انتخاباتى خود را شدت بخشیده اند، اما بیش از هرچیز،«تنظیم روابط اجتماعى» را در دستورکارخویش قرار داده اند. توجه به «قدرت اجتماعى» و آگاه سازى پیکره عمومى از ایده ها،نظرات و دیدگاه هاى خود، آن چیزى است که میرحسین موسوى،کروبى و خاتمى سخت به آن مشغولند و سعى دارند تا از این رهگذر، شرایط مطلوب را براى خود فراهم ساخته و تدبیر لازم را براى اخذ تصمیم مناسب عملى سازند.
بى شک دراین میان آنچه که درحال تقریر و مفصل بندى در لایه هاى هاى مختلف جامعه توسط سه گانه یادشده مى باشد ،تولید گفتمان دربسترى از«رضایت،مقبولیت و مشروعیت» با هدف فعال سازى لایه هاى مختلف جامعه است.گرچه دراین میان هریک ازاین سه چهره نیازهایى را هدف فعالیت هاى خود قرار داده اند اما اصالت مرام و نظام اندیشگى آنان درپاره اى ازجهات در تباین و تعارض با یکدیگر قراردارد.برهمین اساس ،جهت شناسى بازیگران سیاسى جبهه دوم خرداد و شناخت گفتمان هاى آنان از اهمیت بسزایى برخوردارمى باشد.
-1 میرحسین موسوى:
نخست وزیر دهه ۶۰ که پس از ۲۰ سال آرام آرام به عرصه سیاست و میهمانى رسانه ها آمده ،بیش از هریک از گزینه هاى دیگربه «جنبش اجتماعى » مى اندیشد.وى که اصرار دارد استقلال فکرى قول عملى او نسبت به جبهه دوم خرداد برجستگى یابد،بر این باور است که حوادث ق€ڈزمانه ترجمان ایده هاى نیروهاى مختلف اجتماعى است و منطق سیاست ورزى حکم مى کند که با ایجاد یک چتر فراگیر گفتمانى به تولید قدرت اجتماعى پرداخت.
میرحسین معتقد است که عادت هاى مدیریتى یک نوع شخصیت هاى رفتارى اى را رقم زده که بى شک این رفتارها وعادت ها در سرنوشت جامعه موثرمى باشد،لذا باید اندیشه ها عوض شده و رفتارها مکانیسم عقلایى به خود بگیرد تا سرنوشت ها محکوم به نا
هنجارى هاى خاص نگردد.
برهمین اساس و با توجه به جنس گفتارهاى میرحسین و یارانش مى توان گفت وى به نوعى به گفتمان«دمکراسى اجتماعى» اندیشیده و توده هاى مردمى را هدف اندیشه هاى خود قرارداده است.
به تعبیر دیگر وى با گرایشات «سوسیال دمکرات» و با شعار«عدالت» و اصالت دادن برنامه در اجراى آن،قدم به عرصه فعالیت گذاشته است. بى تردید عزم موسوى تاثیرگذارى بر فضاى سیاسى- اجتماعى کشور است که وى را مصمم ساخته تا قدرت پشت گفتمان را در صدر توجهات خود قرارداده و به دنبال رسانه و انتشار
روزنامه اى براى تبیین دیدگاه هاى خود باشد.
اما این که فعالیت هاى او تا چه میزان به حضور درانتخابات منتهى شود ،چندان روشن نیست اما از شواهد وقرائن این گونه برمى آید که برنامه ریزى وى براین پایه است که:
الف) اگر نتوانست به هرعلتى در فضاى سیاسى حضور پیدا کند ،فعالیت خود را به طرف میکروفیزیک قدرت و حرکت خود رامعطوف به عرصه اجتماعى نماید.
ب) با تجمیع قدرت هاى اجتماعى و با مزین کردن و مسلح ساختن خود به این قدرت،هم در شرایط آتى
اثر گذار بوده و هم در آینده در سطح سیاسى ،حرکت خود را با موفقیت بیشترى ساماندهى کند.
-2 سید محمد خاتمى:
رئیس جمهور سابق کشور که هشت سال زمامدارى وى در قوه مجریه به دوران اصلاحات معروف شد،درحالى به عرصه انتخابات پاى گذاشته است که برخلاف سال ۷۶ چندان تمایلات مطلوبى را از سوى جبهه دوم خرداد مشاهده نمى کند.
خاتمى و حامیانش که جامعه هدف خود را در برهه هاى مختلف،طبقه متوسط جدید تعریف کرده بودند اینک درعرصه سیاسى بازهم «نخبگان» را هدف فعالیت خود قرار داده اند.به عبارت دیگرگفتمان جریان خاتمى بر پایه «لیبرال دمکراسى» و با محور«تامین منافع کرامتى» مردم شکل گرفته و شعار «آزادى» از متن و بطن این گفتمان فریاد زده
مى شود.گرچه حامیان خاتمى سعى دارند از وى به عنوان سرمایه اى اجتماعى، انسانى و نمادین بهره لازم را بگیرند،اما آنان نیزبه دنبال ایجاد یک جنبش در میان «نخبگان» مى باشند.
جریان خاتمى بر این باور است که شرط تحول در جامعه ، فرهنگ سازى در زیر بدنه هاى اجتماع و نشت و رسوب دادن تفکرات و ایده هاى خود در جریان هاى فکرى و روشنفکرى مى باشد.
به تعبیرى دیگر،اینان امید دارند با «جنبش نخبگان» بصورت مداوم و آهسته بتوانند بخشى از آراى طبقات مرفه را به صحنه بیاورند ،اینان همچنین بر این باورند نسبت به گفتمان اصولگرایى حاضر باید دو روش را اتخاذ کنند.روش اول اینکه در مسیر این گفتمان قرارگرفته تا یا همگون شوند یا تلاش کنند شعارها و دوایر ق€ڈاین گفتمان را مصادره به مطلوب کرده و جامه آن را بر تن خود کنند.
روش دوم هم این که لاجرم باید در ق€ڈمقابل این گفتمان ایستادگى کرده ویک گفتمان آلترناتیو ارائه کنند.
-3 مهدى کروبى:
شیخ اصلاحات براى حضوردر انتخابات علاوه بر تلاش براى کسب قدرت به تغییر گرانیگاه اصلاحات نیز مى اندیشد.
کروبى که بارها و به کرات از مدیریت ناکارآمد بر اصلاحات سخن گفته بود،رداى حزبى بر قامت کرده و سعى دارد در پناه حزب خود فعالیت و دیدگاه هاى خویش را دنبال نماید.
وى برپایه «دمکراسى پوپولیستى» و با اصالت دادن به «خواست هاى روزانه جامعه»، شعار« مردم» را هدف خود قرار داده و به فعالیت مشغول است. کروبى در حالى با اعتقاد به «رقابت درحین رفاقت» به وضوح همت خود را بر صف آرایى در برابر بخشى از جبهه دوم خرداد استوار ساخته است که نگاهى به سخنان وى بیانگرآن است که او مى کوشد:
- با ترکیب مجموعه اى از شعارهاى اصلاح طلبان نظیراعتراض به نظارت استصوابى ، محدودیت هاى مطبوعات و فعالیت هاى دانشجویى و بحث جمهوریت خودرا به عنوان یک اصلاح طلب معرفى نماید
- در سیاست خارجى صراحتا شعار رابطه با آمریکا را البته با کمى تعارفات ،محور تبلیغات کند
- نوعى تعامل و چراغ سبز به مجلس و قوه قضائیه را پالس نماید
- قشر بانوان و آراى آنان را با طرح شعار افزایش تعداد زنان مسئول در کابینه به سمت خود متمایل سازد
- و نهایتا با تاکید بر اقشار فقیر و شعار کاهش فشار گرانى پاره اى از شعارها و مخاطبان دولت نهم را از آن خود کند
نما ، ترکیب و برآیند کلى جبهه دوم خرداد:
با توجه به مطالب گفته شده و رصد فعالیت هاى گفتمانى و انتخاباتى سه گانه هاى مختلف در جبهه دوم خرداد مى توان گفت:
-1 دوم خرداد به طور ناخواسته سه ضلع ازسرمایه هاى اجتماعى را در خود مشاهده مى کند.میرحسین با شعار«عدالت برنامه محورى»،خاتمى با شعار«آزادى محورى» و کروبى با شعار«مردم محورى».
-2 میرحسین موسوى با تقریر گفتمان خود و مفصل بندى آن در حال شکل دهى به یک منظومه فکرى ق€… نظرى است تا از خلال آن برخى افراد با آن تعریف شوند. با توجه به نوع دیدگاههاى وى مى توان گفت شاید از هم اکنون بتوان عدم تقارن خاتمى با این منظومه فکرى - نظرى را شاهد بود.لذا چندان بى مناسبت نیست که برخى از چهره هاى دوم خردادى با موسوى زاویه پیدا کرده اند.
-3 میرحسین موسوى درحال تصحیح نگاه مردم به عملکرد دوران نخست وزیرى خود بوده و ازدیگر سو مى کوشد تا ایده هاى جدى خود را ضمن انتقاد از وضع مدیریتى کنونى ،براى مردم تشریح کند.هرچند که هنوزهیچ آزمونى براى ایده هاى وى اتفاق نیفتاده و
« مقبولیت» ، «مشروعیت» و« رضایت » مردمى هنوز برآن مترتب نشده است. شاید تاکید میرحسین مبنى بر کارکردن و مطالعه براى حضور درانتخابات در همین چارچوب قابل ارزیابى باشد.
-4 خاتمى و میرحسین به لحاظ ماهیت و اصالت گفتمانى دردو سوى «لیبرال دمکراسى» و «سوسیال دمکراسى» قرارداشته و اجماع میان آنها سخت و دشوار مى نمایاند.
-5 خاتمى و کروبى نیز به دلیل عملکرد دوران اصلاحات در مقابل یکدیگر قرار گرفته و به لحاظ گفتمانى نیزدر یک مسیر قرار ندارند.
-6 میرحسین و کروبى نیز گرچه در بخش هایى همچون رضایت مندى مردمى توافق دارند اما به لحاظ «برنامه محورى» چندان در یک پازل نمى گنجند.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات