سیامک باقرى
سرانجام نیروگاه هسته ای ایران پس از سی و پنج سال به مرحله تست آزمایشی رسید. در حالی که طبق موافقتنامه همکاری های بلند مدت سازمان وقت انرژی اتمی ایران با بخش تکنولوژی و تحقیقات سازمان انرژی اتمی آلمان غربی در سال 1355 داشته اند، شرکت «کرافت ورک یونیون» یکی از شرکت های وابسته به زیمنس آلمان ساخت 2 واحد نیروگاه اتمی هر یک به میزان اسمی 1293 مگاوات را در بوشهر و دو واحد آب شیرین کن صدهزار مترمکعبی به عهده گرفت که می بایست در ابتدای دهه 1360 به ایران تحویل می داد. اما آلمانی ها با پیروزی انقلاب اسلامی به جهت همراهی با آمریکا و خصومت با اسلام اصیل محمدی (ص) پروژه را که 75 درصد از واحد اولی و 60 درصد از واحد دوم آن انجام شده بود را متوقف کردند. مضافاً اینکه بخشی از تجهیزات و قطعات نیروگاه که در انبارهای آلمان و ایتالیا باقی مانده بود علیرغم شکایت های ایران بلوکه شد. تا اینکه ایران در اوایل سال 1368 موافقتنامه هسته ای را با روسیه تدوین و متعاقبا در دوم شهریور 1371 این توافقنامه امضا و پس از مدت کوتاهی (نوامبر 1994) قرارداد تکمیل واحد اولی نیروگاه بوشهر به امضا رسید. در قرارداد اولیه با روسیه می بایست، نیروگاه در سال 2004 راه اندازی می شد اما فشارهای غرب و به ویژه آمریکا و بازی های سیاسی روسیه باعث به تعویق افتادن آن شد. اگر چه طولانی شدن زمان تحویل نیروگاه از سوی روسیه تا حدودی به نوع نیروگاه (ترکیب غربی و شرقی) برمی گشت لکن در مجموع نمی توان از اهداف و انگیزه های قدرت های جهانی غافل بود. آنها در هر مرحله ای از ساخت این پروژه اتهامات واهی را به ایران اسلامی می زدند و سپس ادامه پروژه موصوف را از طریق استراتژی مهار متوقف می ساختند. «بارگذاری سوخت مجازی» در راکتور بوشهر و به عبارتی «پیش راه اندازی آزمایشی نیروگاه اتمی بوشهر» در چنین شرایطی حائز اهمیت بسیار زیادی است. در این راستا چند سوال اساسی مطرح است:
الف) راه اندازی آزمایشی نیروگاه بوشهر چه اهمیتی برای جمهوری اسلامی ایران دارد؟ مهمتر اینکه این اهمیت دارای چه ابعاد و جنبه هایی است؟
ب) چه عوامل و زمینه هایی باعث راه اندازی این پروژه افسانه ای شد؟
ج) آثار و نتایج عینی راه اندازی آزمایشی نیروگاه بوشهر کدامند؟
1- اهمیت مسئله
اگرچه در خصوص نیروگاه اتمی بوشهر سخن بسیار گفته شد و اهمیت آن توسط محققان و تحلیل گران به صور مختلف متذکر گردیده است اما در مجموع عمدتا حول یک یا دو جنبه تاکید شده و محور اصلی کمتر مورد امعان نظر قرار گرفته است.
1-1- تامین انرژی؛ بخشی از نگاه به نیروگاه هسته ای بوشهر از منظر تامین انرژی و پاک بودن سوخت هسته ای و کم هزینه بودن آن می باشد. بر این اساس، نیروگاه هسته ای بوشهر پس از راه اندازی قادر خواهد بود هزار مگاوات برق به شبکه برقی کشور بیفزاید و هیچگونه آلودگی را که انرژی های فسیلی دارند، بر محیط زیست ایجاد ننماید. مضافا اینکه یک نیروگاه هسته ای با سوختی که بارگذاری می شود تا 50 سال قابلیت کارکردی دارد و از این بعد هزینه های زیادی صرفه جویی می گردد. هر چند این نکات به عنوان دیدگاه استراتژیک جمهوری اسلامی ایران تلقی می شود و اساسا انگیزه اصلی از احداث نیروگاه نیز همین اهمیت می باشد لکن بعد از گذشت سی و پنج سال از این پروژه، نسبت تولید انرژی این نیروگاه با تولید سایر منابع انرژی زا که حدود 44 هزار مگاوات می باشد غیرقابل مقایسه است، به عبارت دیگر نیروگاه هسته ای به معنای کلی آن از جنبه انرژی زایی بسیار حائز اهمیت و حیاتی است لکن یک واحد 1000 مگاواتی نیروگاه بوشهر در میان نیازمندی های رو به رشد اقتصاد و جمعیت کشور ایران ناچیز می باشد. بنابراین از این لحاظ پیش راه اندازی نیروگاه فوق خیلی شوق انگیز نیست.
2-1- انتقال تکنولوژی؛ یکی دیگر از توجهات به اهمیت راه اندازی نیروگاه بوشهر، مسئله انتقال تکنولوژی هسته ای به ایران است. به این معنا که اگرچه یک واحد نیروگاه برق هسته ای در ایران بزرگ، ناچیز است لکن آنچه در این میان بدست آمده و اتفاق بزرگی که رخ داده انتقال این تکنولوژی است که تحت انحصار تنها چند کشور می باشد. با توجه به اینکه قرارداد این نیروگاه با روس ها بر مبنای «کلید در دست» بود و فراز و نشیبی که تاکنون داشته، ضمن اینکه احداث آن را منحصر به فرد ساخته تجارب تخصصی و فنی آن برای مهندسان ایران نیز به یک فرصت بزرگ تبدیل شد. در حال حاضر 24 درصد تجهیزات استفاده شده در نیروگاه بوشهر، آلمانی، 36 درصد آن ایرانی و 40 درصد آن روسی است. از سوی دیگر براساس قرارداد ایران و روسیه راه اندازی و بهره برداری نیروگاه بوشهر به مدت یک سال توسط همکاران روسی انجام خواهد شد و در این مدت تجربیات و سایر مسائل مورد نیاز به طرف ایرانی منتقل خواهد شد. در حالی که پروژه های هسته ای که غربی ها و آمریکا طرف ایران بودند هیچگاه سعی نمی کردند که تکنولوژی مربوط به دانشمندان و مهندسان ایرانی منتقل گردد. رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در قبل از انقلاب تعریف می کند که وقتی راکتور تحقیقات تهران را آمریکایی ها راه اندازی کردند هیچ ایرانی حق بازدید از بخش های اصلی آن را نداشتند. با این توصیف اکنون علاوه بر شکل گیری صنعت نیروگاه هسته ای در ایران، تکنولوژی آن هم منتقل شده و ایران وارد عرصه تازه ای در فناوری هسته ای گردیده که در سایر نیروگاه هایی که در دست احداث است می توان این «مدیریت بومی» را مشاهده کرد.
3-1- برد سیاسی و دیپلماتیک؛ یکی دیگر از جنبه های اهمیت «پیش راه انداز» نیروگاه اتمی بوشهر برد سیاسی این اقدام می باشد. در واقع راه اندازی این مسئله پس از سالها مقاومت و فشارهای ممتد، ضمن اینکه تحولی در مناسبات ایران و روسیه ایجاد می کند بلکه تاثیر حتمی را بر رفتار مخالفان هسته ای به ویژه غربی ها خواهد گذاشت. استخدام واژگان و عبارت هایی که رسانه های منطقه ای و غربی در خصوص این رخداد طی روزهای اخیر داشته اند بیانگر این نکته می باشد. سیاست های گذشته قابلیت لازم برای حیات خود نداشته و باید بر مبنای رویدادهای جدید در حوزه هسته ای ایران، سیاست های جدید تدوین و تنظیم گردد. با این وصف در آینده شاهد رویکردهای دیپلماتیک جدیدی در چند سطح دوجانبه و چندجانبه و همچنین منطقه ای و بین المللی خواهیم بود. در واقع اهمیت این موضوع در این است که برداشته شدن یکی دیگر از موانع و چالش های پیش روی صنعت هسته ای ایران «پازل سیاست» نیز لزوماً دچار تغییر باید گردد. زیرا با جابجایی تهدیدات و فرصت ها، شرایط و قواعد بازی نیز ناچاراً تغییر خواهد کرد.
4-1- تصویرسازی، غالباً رفتارها در مناسبات دولت ها و ملت ها بر حول تصویری می چرخد که از همدیگر دارند. همکاریها، رقابت، منازعه سه عنصر رفتاری هستند که ناشی از تصویرهای موجود میان دولت ها و ملت ها است. از این منظر، رویداد پیش راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر با توجه به فراز و نشیب های آن، تصویر جدیدی را شکل داده است، براساس قاعده فوق رفتارهای جدیدی نیز باید شاهد باشیم. در درجه اول اینکه راه اندازی نیروگاه، اتمی بوشهر تصویرهای گذشته را به کلی شکست. به ویژه برخی دستیابی به این صنعت را یک افسانه یاد می کردند و معتقد بودند که هیچ راهی جز پذیرش و تن دادن به خواسته های غرب به منظور دستیابی آن نداریم و گرنه صنعت هسته ای برای ایرانیان همواره به عنوان یک افسانه باقی خواهد ماند. اما اکنون بطلان این اندیشه مادی گرا و بریده از امید به خداوند متعال بر همگان اثبات شده است. تصویر دوم آغاز شکل گیری امیدی جدید است و باور به این مسئله که «ما می توانیم» علیرغم فشارها و تهدیدات راهی را که انتخاب کرده ایم به حول قوه الهی طی کنیم. در واقع تصویرسازی جدید دو جنبه دارد؛ ناامیدی و یاس دشمنان و چالش گران هسته ای ایران و امید و شوق به ادامه راه در ملت و مسئولان جمهوری اسلامی ایران.
5/1- حیثیتی: علی رغم اینکه پیش راه اندازی نیروگاه هسته ای بوشهر جنبه های ارزشمندی برای جمهوری اسلامی ایران دارد و خواهد داشت اما با کمی دقت می توان فهمید که جنبه حیثیتی این پروژه برای نظام جمهوری اسلامی ایران بسیار حائز اهمیت بود. در واقع عملکرد غرب و آمریکا و بعضا دنبال روی روسیه از سیاست های مهار واشنگتن علیه ایران موضوع هسته ای را که ماهیت متعارف و عادی داشته به یک «مسئله اصلی» تبدیل و در فرایند امر آن را به یک موضوع حیثیتی برای جمهوری اسلامی ایران تبدیل نموده اند. در واقع غرب از طریق سیاست های غلط خود هم موقعیت پرستیژی ایران و هم جنبه های هویتی جمهوری اسلامی را و همچنین ابعاد کارآمدی نظام را با تطویل سازی پروژه نیروگاه هسته ای بوشهر و سایر تجهیزات جانبی در معرض تهدید قرار دادند. در حقیقت رابطه ای که بین دسترسی به فناوری هسته ای و حیثیت و هویت ایران برقرار گردید، ماهیت و انگیزه امنیتی داشت لکن در تطویل موضوع «عنصر مقاومت » نیز با تمام قوا در برابر آن شکل گرفت. لذا برد و باخت در این میدان مبارزه بسیار حیثیتی شد. از همین رو ، می توان اذعان کرد که راه اندازی نیروگاه بوشهر به معنای حفظ حیثیت و کرامت ایران است و به مثابه اکسیر انرژی زا در پویایی و کارآمدی نظام می باشد.
2- عامل شکست قفل هسته ای
سوال دومی که در ارتباط با پیش راه اندازی نیروگاه هسته ای مطرح است این می باشد که چه عوامل و شرایطی باعث شد تا سرانجام روس ها اقدام به بازگشایی قفل های نیروگاه نمایند؟ چند گمانه را می توان در این راستا مطرح ساخت:
1/2 - الزام قراردادی : براساس قراردادی که بین روس ها و جمهوری اسلامی ایران در سال های اخیر منعقد شده بود روس ها ناچار بودند که نیروگاه بوشهر را در موعد تعیین شده تحویل نمایند بویژه در آخرین رفت و آمد های سیاسی مقامات عالی رتبه دو کشور نقش تعیین کننده در عینی سازی وعده های مندرج در قراردادها داشته است. اگر چه عامل الزام قراردادی در پیش راه اندازی هسته ای بوشهر نقش داشته لکن به نظر می رسد تنها عامل توضیح دهنده رفتار روس ها نباشد زیرا چنین قول و قرارهایی در سال های گذشته نیز بوده لکن روس ها از آن طفره می رفتند براساس قرارداد اولیه روس ها می بایست حداکثر در سال 2004 این پروژه را تحویل ایرانی ها می دادند اما این کار انجام نشد پس نتیجه می گیریم اگر روس ها بازی دیگر در سر می داشتند بلاتردید بازهم این پروژه را به تعویق می انداختند.
2-2 - الزام محیطی: اقدام روسیه را باید در شرایط و تحولات محیطی آن مورد تحلیل قرار داد. مهمترین تحولی که می توان در تأثیر دولت ها پیرامون مسئله هسته ای ایران ذکر کرد، جابه جایی سیاسی در کاخ سفید ومواضع نه چندان شفاف اوباما در مورد بازنگری سیاست های خود علیه ایران است. این مسئله نه تنها روس ها بلکه متحدین اروپایی آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار داده و آنها نیز سخنان و مواضع جدیدی را ابراز می کنند. به نظر برخی تحیلگران ، اقدام روسیه در پیش راه اندازی بوشهر یک اقدام پیشدستانه در نوع سیاست های آتی است که اوباما و تیم او در قبال ایران دنبال می کنند. به عبارت دیگر عنصر رقابت بر سر اینکه چگونه با ایران باید ارتباط برقرار کرد تجلی خود را در مسایل مختلف از جمله نیروگاه اتمی بوشهر نشان داده است. در کنار تحول فوق باید به این نکته نیز اشاره کرد که در دو سال اخیر اتفاقاتی که در فلسطین و لبنان، عراق و افغانستان و اساسا در وضعیت و موقعیت قدرت ها ایجاد شد، موقعیت ایران در کلاس قدرت متحول ساخت بویژه اینکه این مسائل با پیشرفت های چشمگیر علمی ایران با پرتاب ماهواره امید همراه شد تأثیر بسزایی در نحوه مواجهه با ایران داشته است لذا تردیدی نیست که همه این تحولات در تصمیم کرملین برای پیش راه اندازی بوشهر موثر بوده است.
3/2- دیپلماسی مقاومت: شکی نیست که در ظهورهر رفتار و پدیده ای علاوه بر شرایط محیطی و زمینه ای ، «عاملیت» نیز نقش بسزایی دارد. براساس این قاعده دیپلماسی دولت نهم و اتخاذ سیاست های ویژه و متفاوت دولت در پی گیری مطالبات مردمی را نمی توان در راه اندازی بوشهر نادیده گرفت. دیپلماسی مصرانه و تهاجمی جمهوری اسلامی ایران در چند سال اخیر شرایطی را برای طرف های هسته ای ایران ایجاد کرد که آنها ناگزیر به رفتن راهی شدند که خواسته های به حق ایران در آن در نظر گرفته شود.اهمیت این موضوع زمانی بهتر فهمیده می شود که به دیپلماسی دولتمردان گذشته نگاهی افکنده شود. در گذشته سیاست اتخاذ شده توسط دولتمردان اجرایی عمدتا تدافعی و مصالح گرایی بود ( هر چند این بیان به معنای نادیده گرفتن زحمات آنها در پیگیری و ... نیست.) این مسئله درسال های 76 تا 84 به گونه ای بود که برخی از افراد مسئول در این دوره سخن از بی فایده بودن نیروگاه اتمی و غیرضروری بودن آن به میان می آوردند.( برای توضیح بیشتر می توان به شماره های قدیمی صبح صادق و فصلنامه مطالعات سیاسی روز رجوع کرد.) اما با روی کار آمدن دولت نهم انرژی جدید وارد دیپلماسی هسته ای ایران گردید و به اعتراف عاملان مستقیم هسته ای ایران، سیاست های جدید جان تازه ای را به این پروژه داد. لذا با این وجود می توان نتیجه گرفت که سماجت و پایداری دولت نهم نیز اگر نبود نمی توانستیم با قاطعیت بگوئیم که نیروگاه بوشهر افتتاح می شد و یا بطور کلی برنامه هسته ای ایران تا بدین اندازه پیشرفت می کرد. این نکته اساسی است که غرب و آمریکا نیز به آن رسیده اند و برای همین جهت در انتظار انتخابات ریاست جمهوری دهم هستند. البته انتظار آنها صرفا یک چشم انداز نیست بلکه برای این منظور فعالیت های پنهان و آشکار وسیعی را در حال اجرا دارند که در این مختصر مجال طرح آنها نیست.
3- آثار و نتایج
پیش راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر با عنایت به اهمیت آن دارای آثار و نتایجی نیز می باشد که به برخی از آنها اشاره می شود.
1/3- اقتدار علمی و ملی: اولین و مهمترین آثار و پیامدهای بارگذاری سوخت مجازی در راکتور بوشهر نمود یافتن بخش دیگری از اقتدار علمی و ملی کشور ایران می باشد. با رخ داد موصوف این تصور انکارناپذیر ایجاد شد که قابلیت های ایجاد شده در ایران قابلیت های غیرقابل بازگشت است و همانطور که رسانه های غربی از آن به عنوان «جهش هسته ای بزرگ» یاد کرده اند، راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر حلقه های فناوری هسته ای ایران را تکمیل و تثبیت نمود. از آن جایی که یکی از صافی های مهم تبدیل قدرت به اقتدار، مقاومت و ایستادگی است، راه اندازی بوشهر تجلی عینی این فرایند می باشد از همین زاویه است که تلویزیون روسی در آستانه بارگذاری مجازی اورانیوم در راکتور هسته ای بوشهر از آن به عنوان اتم اسلام یاد کرده و پیروزی برای ایران و روسیه به شمار آورد.
2/3- تایید عینی از صلح آمیز بودن هسته ای ایران، اقدامی که درخصوص بارگذاری مجازی صورت گرفت خواسته و ناخواسته این افکار را دامن زد که فعالیت های هسته ای ایران صلح آمیز است به عبارت دیگر اقدام روسیه سخنان و گزارش البرادعی در مورد برنامه هسته ای ایران را به صورت عملیاتی صلح آمیز بازتاب داده است و اثرگذاری این مسئله بر تصویرهای موجود در خصوص هسته ای ایران بسیار حائز اهمیت است.
3/3- تحول مناسباتی، راه اندازی بوشهر مناسبات ایران و روسیه و سایر طرف های درگیر در مسئله هسته ای ایران را نیز می تواند تحت تأثیر قرار دهد. به تعبیر شبکه العربیه این مسئله بر کاهش تنش میان روسیه و ایران کمک بسزایی می کند. چنانچه مناسبات منطقه ای و فرامنطقه ای علیه مسائل هسته ای ایران نیز در نتیجه این مسئله رو به تغییر خواهد نهاد.
4/3 - بازدارندگی بیشتر: امروز صاحب نظران بر این باورند که داشتن دانش هسته ای بدون برخورداری از سلاح اتمی می تواند جنبه های بازدارندگی همتراز داشته باشد. اکنون که نیروگاه هسته ای به سوخت هسته ای مجهز شده به لحاظ قوانین و مقررات بین المللی برخوردهای تهدیدآمیز با چالش سنگینی روبه رومی شود. هرچند به تعبیر البرادعی دانش هسته ای ایران دیگر بومی شده و با فشار و تهدید و ارعاب نمی تواند آن را از دست ایرانی ها گرفت.
5/3- شکستی دیگر برای سیاست تحریم غرب: غرب و آمریکا بار دیگر شاهد تجربه تلخ سیاست های انزوا سازی و تحریم ایران شده اند. در واقع خبر راه اندازی نیروگاه بوشهر که سابقا آمریکا و متحدینش آن را سمی مهلک برای منطقه خاورمیانه به شمار می آوردند، بسیار خبر بدی بود چنانکه بی بی سی از قول نشریات صهیونیستی نقل می کند. بارگذاری مجازی نیروگاه بوشهر خبرناگواری برای رژیم صهیونیستی بوده است.
6/3 - بازگشایی راه های جدید: گذشتن از مرحله ساخت نیروگاه بوشهر و رسیدن به زمان راه گذاری و بهره برداری ، شرایط جدید و درهای نویی را برروی صنعت نیروگاه هسته ای برای ایرانیان گشوده است. در واقع با شکسته شدن طلسم این صنعت در ایران، پروژه های بعدی احداث نیروگاه، در جمهوری اسلامی ایران راه آسانتری را در پیش خواهد داشت. چنانچه براساس برنامه های پنج ساله ایران می بایست بیست هزار مگاوات برق خود را طریق نیروگاه های هسته ای تامین نماید.