صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۰  ، 
کد خبر : ۷۸۶۸۶

انقلاب فرهنگی امام(ره)


استاد حسن رحیم‌پور ازغدی
اسلام با نام امام خمینی (ره) به عنوان یک دعوت پا به جبهه سیاسی اجتماعی گذاشت. دیگر اسلام یک سنت در کنار سایر سنتها نبود بلکه یک دعوت بود و پا به صحنه گذاشت تا نشان دهد که نه فقط دوره نظام های فاشیستی و مارکسیستی به سرآمده، بلکه نظام لیبرال سرمایه داری غرب نیز حتی بیشتر از آن دوی دیگر، انسان را ضایع می کند. چرا که نظام سرمایه داری، که محصول مدرنیته و عقلانیت مدرن بود انسان ها، بصورت دستگاه های خودکاری درمی آیند و خودشان ماشین هایی می سازند که آن ماشین ها نیز مانند انسان ها عمل کنند. ماشین ها هم به نوبه خودشان انسان هایی را می سازند که آن انسان ها مانند ماشین ها عمل کنند و در یک چنین جامعه ای، عقل بشر زایل می شود اما هوش شان زیاد می شود.
در دنیا، تنها صدایی که در برابر این بلایا ایستاد و طنین صدای انبیا در بقعه تاریخ بود، صدای امام(ره) بود. پیرمردی با دست های خالی که کلماتش از جنس نور بود. جایی از یکی یاران امام(ره) نقل شده بود که در جمعی حرف های امام(ره) از رادیو پخش می شد. آن جمع هم اغلب گرایش مخالف ایشان داشتند یا حداقل موافق نبودند. امام(ره) آن قدر ساده حرف زدند که من هرچه فکر کردم یک حکم پیچیده ای یا عبارت پرداخته ای که این تأثیرگذاری ناشی از صورت گرفته باشد نیافتم. جملات بسیار ساده اما در مغز استخوان و روح آن ها چنان نفوذ کرد که اغلب شان در آن جمع، بدون هیچ بحثی پذیرفتند. آن فرد می گوید وقتی این را به امام (ره) گفتم ایشان فرمودند که این ها به این خاطر نیست که حرف های من است، چون از فطرت برمی خیزد و در برابر حرف فطری، هیچ چیز نمی تواند مقاومت کند. چون انسان مفطور بر فطرت الهی موجودی است و ممکن است از سر تعصب یا حفظ منافع مخالفت کند، اما وجدانی خداوند در انسان نهاده است که در لحظه اول، درست و نادرست را می فهمد.
انقلاب امام(ره)، تعویض ساده اوضاع سیاسی نبود بلکه چنین مسائل مهم انسانی بود که با رشته های ظریف ابریشمی به هم بسته بود و یک دست ناوارد می توانست بدون اینکه هیچ کمکی به جهان اسلام و حل مشکلات آن کند، همه اتصالات ظریف را به هم بریزد. محکم حرف زدن و شعاردادن کافی نیست. امام(ره) نه تنها مسلمین بلکه بشریت را متقاعد کرد که باید دین و اسلام را جدی بگیرید. اگر به همراه معرفت جدی گرفتید که هیچ، والا ما این حقیقت را به شما و به صاحبان زر و زور و تزویر در جهان تحمیل خواهیم کرد. امام(ره) این کار را کرد و نشان داد که کار نظام اجتماعی تولید انبوه شهروندان بی تعهد و بی مسئولیت که در بازار آزاد سیاست و اقتصاد، آلت فعل صاحبان قدرت بشوند، قانونمند نیست. امام نشان داد که مفاهیم اسلامی، در ذات خود سیاسی و انقلابی و عدالت طلبانه اند و لازم نیست کسی دین را حکومتی و سیاسی کند، چرا که خود سیاسی و حکومتی است. گفت انسان خلیفه الله است نه ملعبه تاریخ؛ و گفت راه حل لیبرالی، مارکسیستی و فاشیستی که تحفه های مدرنیزم غرب بعد از رنسانس هستند برای بشریت در قرن گذشته راه حل هایی د اده اند که از خود بیماری، مهلک ترند.
کسانی ادعا می کردند رژیم سیاسی امام(ره) یک رژیم دینی است که از احکام مرده تغذیه خواهد کرد و یا رژیم قرون وسطایی است که تمام قوای ارتجاع مذهبی را به فعلیت درخواهد آورد و با نفوذ و کاریزمای شخصی خود، امواج انسانی را برمی انگیزد تا تاریخ را به عقب برگرداند. اینها حرفهایی است که تئوریسین های نظام سرمایه داری غرب، در همان دهه اول انقلاب علیه امام(ره) گفتند اما بعد به تدریج دانستند که این انقلاب انسانی ترین و مردمی ترین انقلابی بود که در قرن20 به وقوع پیوست. به زودی دانستند مدل هایی که برای تحلیل انقلاب امام(ره) اختیار کرده اند مدل هایی مندرس و دورانداختنی است. آنها امام(ره) را نمی شناختند، چون کتاب و سنت را نمی شناختند و هنوز هم نمی شناسند. امام(ره) گام از فهم جماعت فراتر نهاد و نشان داد که توجیهاتی که - چه از بعد مقدس مآبی و چه روشنفکرمآبی- برای غیر سیاسی و غیر حکومتی کردن دین می می آورده اند به سفسطه می انجامد و این ها نه قرائت از دین بلکه خیانت به دین هستند. امام(ره) نشان داد که نمی توان هر قرائتی از دین بدست داد و این ها قرائت دین نیست که تحریف دین است. امام(ره) همچنین نشان داد که دین فرضیه ای بین سایر فرضیه ها نیست، ایده ای است که باید با او زندگی کرد و با آن به پایان رساند. آیین نامه زندگی است، همان طور که آیین نامه حکومت است. امام(ره) به ما آموخت که دین و حکومت دینی از زمره مسائلی است که وجودش همان ماهیتش است یعنی اگر ماهیت آن عوض شد دیگر وجود ندارد و آن چیزی که وجود دارد، دیگر دین و حکومت دینی نیست و امام(ره) نشان داد که اسلام گزینشی، اسلام تفسیر به رأی شده، دست کاری شده و اسلام در ظل تأویلات لیبرالی و سکولار، اسلام انبیا(س) و اسلام خاتم الانبیا(ص) نیست و اسلامی نیست که براساس آن بشود زندگی کرد و جامعه را اداره نمود.
البته امروز خطی ترویج می شود که نشان دهد هر انقلابی علیه نظام سلطه لیبرال سرمایه دار غرب و علیه صهیونیسم، یک تلاش مذبوحانه و موقت است و دوره اش به سر می آید. تبی است که عارض شده و تمام خواهد شد و انقلاب ها را متهم می کنند که صورت های جا نیفتاده دیکتاتوری هستند. آنها می خواهند بگویند که امام(ره) یک آدم عاشقی بود که با یک عده مرید عاشق آمدند و رفتند و به پایان رسید. ابزار اصلی امام(ره) برای پیشرفت همان ابزاری بود که انبیا داشتند. تمام زندگی خصوصی امام(ره) در یک چمدان دستی جا می گرفت. این چمدان هنوز در جماران موجود است. تمام وسایل زندگی شخصی امام(ره) یک چمدان کوچک دستی را هم پر نمی کرد. مع ذلک چرا در عرض یک دهه، افکار و حرف های او تمام جهان بشر و جهان اسلام را این میزان و با این سرعت تحت تاثیر قرار داد؟ انسانی که من نمی دانیم در آن 10 سال حکومتش، چند بار از آن اتاق سه در چهار بیرون آمد. شنیدم که ایشان در تمام 10 سال حکومتش یا از جماران بیرون نیامدند یا جز در موارد خیلی خاص بیرون نیامدند.
یعنی تمام این 10 سال حکومت در همان اتاق و یک حیاطی که گاهی در آن قدم می زده است گذشت و تا انسان از درون جهانش بزرگ نباشد نمی تواند در جهان کوچکی به اندازه یک اتاق و یک حیاط، بیش از10 سال آن هم به عنوان یک حاکم مقتدر سپری کند. مقتدرترین حاکم در خاورمیانه، انسانی که پیام و تصویرش، هر جای دنیا رفت با شعار حکومت اسلامی و حجاب و با عکسش همه جا را به هم ریخت. خالد اسلامبولی و یارانش در دادگاه گفتند مقتدای ما امام(ره) است و ما برای تشکیل حکومت اسلامی امثال حکومت انورسادات را که پیش قدم در قرارداد کمپ دیوید بود در مصر ترور کردیم. بدون اینکه هیچ کدام از آنها امام(ره) را دیده باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات