صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۷  ، 
کد خبر : ۷۸۶۹۲

جریان‌های سیاسی و سیاست خارجی اصولگرا


مرتضى صفار هرندى
این سلسله مقالات رفته رفته به پایان خود نزدیک می شود. سه سال است ، با بضاعت محدود خود،رفتار جریان های سیاسی ایران را در برهه های مختلف مورد بررسی قرار می دهیم. براساس آنچه تاکنون بارها بیان شد در مقاطعی از تاریخ جمهوری اسلامی، بخش عمده ای از رفتار گروه های سیاسی ایران، متأثر از شکل تعامل بازیگران خارجی با جمهوری اسلامی و بلکه با جنبش بیداری اسلامی در سراسر جهان بوده است.
در آخرین سال فعالیت دولت نهم به رغم تبلیغات سنگینی که در بین طیف متنوعی از گروه های سیاسی مخالف این دولت درباره انزوای جمهوری اسلامی در صحنه بین المللی وجود داشت، واقعیت صحنه، حاکی از ناکامی قدرت های بین المللی در واداشتن جمهوری اسلامی به عقب نشینی از مواضع خود بود. دولت بوش در آخرین ماه های حیات خود به دنبال گشایش باب مذاکره با ایران از طریق «کانال های ارتباطی در خارج از دولت» بود، اما وزیر دفاع او ( گیتس) از یک مشکل مهم در این زمینه سخن می گفت. او بر این واقعیت انگشت نهاده بود که «در یک مذاکره ایرانی ها هم باید به چیزی نیاز داشته باشند.» آمریکا شاهد مجموعه ای از تصمیم گیران در ایران بود که علاوه بر به کارگیری تمام همت خود برای این بی نیازی، برخواسته های امام راحل در سیاست خارجی و حمایت از جنبش بیداری اسلامی پای می فشردند. عکس العمل گروه های داخلی به این موضعگیری ، بخشی از جریان شناسی این مقطع است. درست در شرایطی که آمریکایی ها جو سنگینی را با متهم ساختن دولت ایران به حمایت از «شبه نظامیان عراقی» به راه انداخته و موج جدیدی مبنی بر مداخله ایران در مسائل داخلی لبنان ایجاد کرده بودند، این اظهارات آقای سیدمحمد خاتمی مورد توجه و تبلیغ آنها در رسانه های مهمی همچون آسوشیتدپرس، فرانس پرس و ... قرار گرفته بود:« امام چه می خواست و مقصودش از صدور انقلاب چه بود؟ این که ما اسلحه بگیریم و در دیگر کشورها انفجار ایجاد کنیم و گروه هایی درست کنیم که در دیگر کشورها خرابکاری کنند؟» جنجال آمریکایی در عراق به منظور ایجاد فضا برای قبولاندن پیمان امنیتی بغداد و واشنگتن و در نتیجه تضمین حضور نظامی دائمی و تثبیت کاپیتولاسیون این کشور درعراق صورت می گرفت.
نکته جالب این که روزنامه حزب کارگزاران در آن زمان در مقاله ای به قلم دکتر صادق زیبا کلام با بیان این ادعا که ایران در پاره پاره نشدن عراق و گرفته شدن زهرالقاعده مرهون آمریکا است ، مخالفت جمهوری اسلامی با این پیمان امنیتی را مورد انتقاد قرار داده بود. در لبنان آمریکایی ها نوید «یک تابستان داغ» را داده بودند که در آن با کوتاه کردن دست جریان مقاومت از سیستم امنیتی و مخابراتی این کشور زمینه حذف ( حتی فیزیکی) رهبران مقاومت فراهم می شد. آنها به هیچ یک از این اهداف دست نیافتند. اگر چه طرح امنیتی بغداد : واشنگتن به تصویب پارلمان عراق رسید اما محتوای آن تمام آن چیزی نبود که آمریکا به دنبال تحقق آن بود. ناکامی آمریکا، صهیونیست ها و ارتجاع عرب در لبنان عمقی بیشتر از عراق داشت. ورود مردم بیروت به صحنه و سرکوب جریان وابسته به آمریکا در یک نیم روز، نه تنها مانع از آن شد که دستگاه امنیتی و ارتباطاتی لبنان به دست عوامل آمریکا بیفتد، بلکه تمام نیروهای سیاسی لبنان را واداشت که در اجلاس قطر به مدل مورد نظر جریان مقاومت برای تقسیم قدرت در این کشور گردن نهند.
حلقه دیگر فعالیت های آمریکا تلاش برای وارد آوردن فشار جدیدی بر ایران با توسعه تحریم ها از طریق یک قطعنامه دیگر شورای امنیت بود.
نیروهای سیاسی مخالف دولت نهم حتی افرادی که دارای مسئولیت های مهمی در بخشی از نهادهای نظام هم بودند، با اظهار نگرانی از خطراتی مثل احتمال ماجراجویی نظامی صهیونیست های زخم خورده از شکست های لبنان و فلسطین و احتمال توسل نومحافظه کاران آمریکایی به چنین حماقتی به عنوان آخرین برگه های موفقیت احتمالی در طرح های منطقه ای، عملکرد دولت در زمینه دیپلماسی خاورمیانه ای و هسته ای را زیر سوال می بردند. این اظهارنظرها بدون توجه به اذعان مکرر غربی ها به امکان پذیر نبودن موفقیت عملیات نظامی برضد ایران و نیز بی اثر بودن تحریم های اقتصادی صورت می گرفت. دستگاه دیپلماسی کشور نه تنها به خواسته های غیرمنطقی آمریکا و اروپا برای تعلیق غنی سازی جواب منفی می داد بلکه با جدیت پیگیر بررسی موارد نقض « ان پی تی » توسط کشورهایی مثل آمریکا ، انگلیس و فرانسه بود.
در بی ثمر بودن تلاش غربی ها همین بس که در آستانه سفر خرداد ماه 1387 سولانا به تهران برای ارائه بسته پیشنهادی کشورهای 1+5 وقتی انگلیس حرکت جدیدی را برای مسدود کردن دارایی ها و فعالیت های بانک ملی و نیز تحریم صنایع نفت و گاز ایران انجام داد، اتحادیه اروپا سراسیمه اعلام کرد که در این اتحادیه با هیچ تحریم جدیدی توافق نشده است. وضعیت به گونه ای بود که بنیامین الیعاذر، وزیر جنگ پیشین رژیم صهیونیستی گفت:« احساس می کنم جهان غرب تسلیم تحولات هسته ای ایران شده است و شرکت های اروپایی شب و روز با ایران تجارت می کنند.» تردیدی نیست که تحریم ها در بخشی از قسمت ها باعث ایجاد زحمت برای جمهوری اسلامی شده بود ولی این امر با توجه به نیرومندی روزافزون جمهوری اسلامی در زمینه های تکنولوژیک و ظرفیت های روابط اقتصادی وسیع دیگر هیچ گاه نمی توانست تأثیر عمده ای در روند پیشرفت کشور داشته باشد.
در این زمان ایران همزمان با اعزام نماینده اتحادیه اروپا به تهران، بسته پیشنهادی خود حاوی مسائلی فراتر از مسئله هسته ای را روی میز قرارداده بود. اندکی بعد سولانا و نمایندگان کشورهای 1+5 در ژنو به گفت وگو با دکتر جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و هیئت ایران نشستند. حضور معاون وزیر خارجه آمریکا در هیئت مذاکره کننده 1+5 که اکنون حتی از شرط همیشگی تعلیق غنی سازی چشم پوشیده بود، در این گفت وگوها که بدون دادن هیچ گونه امتیازی از سوی ایران پایان یافت، سبب شده بود، برخی رسانه ها ایران را برنده مذاکرات ژنو بنا مند. گری سیک کارشناس برجسته شورای امنیت ملی آمریکا اعتراف کرد که ایران در موقعیت چانه زنی خوبی قرار دارد و «ری تکیه» عضو شورای روابط خارجی آمریکا گفت، ایران ممکن است رایس وچنی را نیز به مذاکره بکشاند. یک نظرسنجی از سوی پایگاه «هوت ایر» نیز نشان می داد 78 درصد پاسخگویان آمریکایی ایران را برنده مناقشه هسته ای با آمریکا می دانند.
اما روزنامه های دوم خردادی مثل اعتماد ملی و مردم سالاری در گزینش تیترها به گونه ای عمل می کردند که ذهنیت شکست آمریکا در این مذاکرات را از اذهان بزدایند و به جای آن هشدارهای بدون پشتوانه واقعی افرادی مثل وزیرخارجه آلمان را که ایران را به تحریم های شدیدتر تحریم می کرد، بازتاب دهند. روزنامه اعتماد هم که بیشتر نظرگاه های حامیان خاتمی را پشتیبانی می کرد بر پیشانی صفحه اول خود تیتر «پاسخ منفی تهران ، افزایش فشار غرب» را نشانده بود. در آن مقطع حتی رادیو «دویچه وله» آلمان اعتراف داشت که تحریم ها جنبه سمبولیک دارد و شرکت های اروپایی حاضر نیستند در رقابت اقتصادی از رقبای آمریکایی و آسیایی عقب بمانند. در این شرایط رهبر معظم انقلاب راه هرگونه دوگانگی موضع را با یک موضعگیری قاطع بستند. ایشان در بیانی که به نظر می رسید بیشتر جنبه ارائه رهنمود به مسئولان را دارد تصریح کردند: «موضع هسته ای رئیس جمهور مورد اجماع همه مسئولان است. روسای سه قوه و نمایندگان رهبری در شورای عالی امنیت ملی با تدبیر، تعهد و مسئولیت این موضع را پیگیری می کنند.»
به نظر می رسد مخاطب سخنان آن ایام رهبر معظم انقلاب که فرمودند:« این تصور که عقب نشینی و عدول از مواضع و حرف های صحیح باعث تغییر سیاست استکبار خواهد شد تصوری کاملا غلط و بی اساس است ... ما می دانیم چه می کنیم و به کجا می رسیم.» برخی از جریان های سیاسی داخلی و حتی مسئولان برخی از نهادهای نظام بودند. مدتی پس از بیان این سخنان از سوی رهبر معظم انقلاب، آقای حسن روحانی مدعی « از دست رفتن فرصت های طلایی در سیاست خارجی » شد. این اظهارات به فاصله سه هفته پس از ستایش بی سابقه رهبر معظم انقلاب از عملکردهای دولت نهم در صحنه داخلی و خارجی بیان شده بود. از جمله ویژگی های این دولت که رهبر معظم انقلاب در هفته دولت سال 1387 بیان کردند، «خارج شدن از حالت انفعال، گرفتن روحیه تهاجمی مقابل زورگویان جهانی و پایداری در موضوع انرژی هسته ای» به عنوان یکی از مظاهر دفاع از هویت ملی بود . روزنامه های دوم خردادی اندکی پیش از بیان این سخنان تیترهای بزرگی از اظهارات آیت الله هاشمی رفسنجانی و با مضمون «پایان مدارا با دولت نهم » درج کردند. البته آقای هاشمی رفسنجانی پس از بیانات رهبر معظم انقلاب گفت:« رهبر انقلاب با اظهارات حکیمانه شان کمک کردند در اوضاعی که نیاز به آرامش داریم کشور آرامش بیشتری بگیرد... شرایط موجود هوشیاری زیادی را می طلبد که با در نظر گرفتن شرایط به جان هم افتادن سر مسائل جزئی و طرد کردن درست نیست.»
در این میان برخی از نیروهای سیاسی دارای سابقه مخالفت با آیت الله هاشمی رفسنجانی در این مقطع به گرایش انتقادی وی به صورت یک فرصت سیاسی می نگریستند. روزنامه کارگزاران در اوایل شهریور 1387 مقاله ای را از سید محمدعلی ابطحی به چاپ رساند که در آن نوشته بود:« خیلی از ماها در دوران اصلاحات به این ظرفیت [نقش آقای هاشمی رفسنجانی در خبرگان] و توان هاشمی و نه مسائل حاشیه ای وی توجه نکرده بودیم و نمی دانستیم که او می تواند بخش اصلی روحانیت و تأثیرگذاران را مخاطب قرار دهد.» بخشی از چشمداشت افرادی مثل ابطحی به آقای هاشمی رفسنجانی به انتقاد او از دیپلماسی دولت نهم و تصور منزوی شدن جمهوری اسلامی در اثر این دیپلماسی مربوط می شد. رهبر معظم انقلاب در همان ایام وقتی میزبان اعضای مجلس خبرگان رهبری بودند، فرمودند:« در راه عمل به دستورات اسلام [به عنوان حلال مشکلات] نباید نگران برخی القائات بود که تلاش دارند بگویند کشور در این مسیر منزوی خواهد شد. زیرا منزوی شدن یا نشدن ارتباط نزدیک با اقتدار کشور دارد.»
نتیجه تمام فضاسازی های داخلی و خارجی در آن مقطع تصویب یک قطعنامه جدید در شورای امنیت بودکه جان بولتون نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل آن را «یک شکست جدید برای آمریکا» خواند. در این قطعنامه که بی بی سی از آن به عنوان «سندی فقط برای حفظ وجهه و بدون نکته جدید» یاد کرد، هیچ گونه مجازات تازه ای برای ایران در نظر گرفته نشده بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات