صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۰  ، 
کد خبر : ۷۸۷۷۲

مصدق قربانی اشتباه خود


مریم‌السادات حسینى
14 اسفند سالگرد درگذشت مردی در ایران است که داوری ها درباره عملکرد و حیات سیاسی او چندان دور از ابهام و تناقض نمی نماید. محمد مصدق؛ که هواداران دو آتیشه اش او را در حد قهرمانی ملی ستایش می کنند و از سویی دیگر بسیاری از عناصر مذهبی و انقلابی که او را چون دیگر سردمداران استبداد و استعمار خائنی فراماسون و غربزده محسوب می نمایند.
رجوع به مستندات و شواهد تاریخی روشن کننده بسیاری از نکات تاریک و مبهم فرازهای زندگی سیاسی مصدق است که می تواند ما را به برداشتی واقع گرایانه به دور از احساسات ستایش آمیز یا محکومیت صرف نسبت به او رهنمون سازد. آنچه در این مجال به عنوان نکته ای تاریخی در این باب قابل تأمل و بررسی می نماید عامل اساسی و مولفه سرنوشت سازی است که سرانجام مصدق را به سقوط سیاسی و مرگ در غربت منتهی ساخت و آن همانا اشتباه استراتژیک او - در سال های پس از نخست وزیری - جهت کناره گیری و فاصله گذاری جریان مبارزات ملی از عنصر روحانیت بود.
مهمترین داعیه مصدق در حیات سیاسی اش مبارزه با اقتدار نامحدود سلطنت محمدرضا شاه و کوتاه نمودن دست استعمار انگلیس از منابع و ذخایر ملی کشور بود، به طوریکه او در آخرین پیامی که خطاب به ملت ایران دارد این طور اظهار می کند که: «... آری تنها گناه من و گناه بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت را ملی کردم و بساط استعمار و اعمال نفوذ منافع اقتصادی عظیم ترین امپراتوری جهان را از این مملکت برچیده ام...» با فرض صحیح دانستن چنین مدعایی آنچه در حرکت سیاسی مصدق و سقوط و نافرجامی آن جای تأمل و بررسی دارد اعتقاد و ابرام او در کنار گذاشتن و منزوی ساختن روحانیت و در رأس آن آیت الله کاشانی در این مسیر بود. حال آنکه آیت الله کاشانی رهبر و هدایت گر تعیین کننده مبارزات سیاسی در سال ها 32 - 1329 بود که نقطه اوج آن در قیام سی تیر سال 1331 موجب قدرت یابی مجدد مصدق و بازگشت مقتدرانه او به نخست وزیری بود. ولی گویا مصدق نسبت به منشأ این اقتدار و پشتیبانی ملی نسبت به خود بی توجه بود حال آنکه این پتانسیل عظیم از عمق اعتقادات و فرهنگ بومی و مذهبی ملت ایران نشأت گرفته بود.
در همین راستا با یک جانبه گرایی سیاسی و جبهه گیری مصدق علیه کاشانی به تدریج زمینه های کاهش حمایت مردمی از نهضت ملی فراهم شد و اشتباهات آشکار او موقعیت را برای بازگشت استبداد و وقوع کودتا در کشور آماده ساخت.
در این میان رهبر مذهبی نهضت، آیت الله کاشانی، هرچند از بی مهری ها و غرض ورزی های دولت مصدق نسبت به خود و همراهانش آگاه بود ولی با هوشمندی قبل از وقوع کودتا از احتمال چنین اقدامی مصدق را مطلع نمود اما مصدق در پاسخ تنها به جمله ای بسنده کرد که مستظحر به پشتیبانی ملت ایران هستم و اینچنین بود که او خود را متکی به پشتیبانی و حمایت ملت ایران می دانست، حال آنکه ملت ایران هیچگاه از عنصر اسلام و روحانیت منفک و جدا نبوده است و جدایی مصدق از چنین مسیری در واقع مهمترین عامل از دست دادن حمایت های مردمی و مذهبی از او و نهایتاً سقوط و انزوای سیاسی اش تا مرگ او گردید و در یک جمله می توان چنین گفت که مصدق بیش از هر چیز قربانی اشتباهات خود شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات