صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۱  ، 
کد خبر : ۷۸۷۷۳

انقلاب اسلامی و آرمان‌های سید


مهدى سعیدى
        چو غلام آفتابم، هم از آفتاب گوبم
نه شبم، نه شب پرستم، که حدیث خواب گویم

در نیمه دوم قرن سیزدهم هجری ، تهاجم گسترده و همه جانبه استعمار غربی به جهان اسلام آغاز شد. این تهاجم ، واکنشهای گوناگون را از سوی سیاستمداران ، روشنفکران ، عالمان و متفکران جامعه اسلامی به دنبال داشت. برخی فرهنگ و تمدن غرب را پذیرا شدند و به آن علاقه نشان دادند و برخی دیگر به نفی و تحریم مطلق آن حکم کردند.
گروه نخست ترقی و پیشرفت را در گرو پیروی بی قید و شرط از غرب می پنداشتند. در هند ، سر سید احمد خان و در ایران ملکم خان این اندیشه را تبلیغ می کردند و بی شرمانه از اطاعت بی چون و چرا از انگلستان و اخذ تمدن غربی بدون دخالت ایرانی سخن می گفتند.
گروه دوم ، از علوم و فنون و فرهنگ غربی روی بر می تافتند وآن را ضد اسلام معرفی می کردند و فرهنگ ملی و اسلامی موجود را خوب و مفید وکافی می دانستند و به شدت از آن دفاع می کردند.
در این گیر و دار ، جریان سومی بود که سنجیده وآگاهانه با تمدن غربی برخورد می کرد. نه تسلیم و سرسپردگی بی قید و شرط را روا می دانست و نه نفی وتحریم مطلق را راه نجات و سعادت می شناخت. سید جمال الدین اسدآبادی از زمره این مصلحان و متفکران دنیای اسلام بود. او را در کابل اسلامبولی و در قاهره کنری و در اروپا افغانی و در حیدر آباد دکن مصریش می پنداشتند و روزنامه های ایران او را ایرانی و سید همدانی می نامیدند.
سید ، در جای جای گفته ها و نوشته هایش انحطاط وعقب ماندگی مسلمانان راگوشزد می کند و ریشه آن را می نمایاند. دردهایی که سید به کرات از آن سخن گفته عبارتند از:
1. فاصله مسلمانان از اسلام راستین و نفوذ وگسترش عقاید خرافی در اندیشه آنان
2. نفوذ و استیلای بیگانگان ، به ویژه انگلیس بر کشورهای اسلامی
3. استبداد حکام خودکامه در کشورهای اسلامی
4. عقب ماندگی جوامع اسلامی از کاروان علم و تمدن بشری
5. تفرقه و جدایی و در نتیجه عدم شناخت از یکدیگر
6. تهاجم گسترده فرهنگی غرب برای نابودی هویت فرهنگی مسلمانان
بزرگترین تلاش سیدجمال را در تحقق آموزه های اسلامی و حاکمیت دین در جوامع اسلامی باید جستجو نمود. تلاشی که در زمان حیات وی به ثمر ننشست ولی آرمانهای او سالها بعد زمینه ساز و تداعی بخش جنبش های اسلامی متعدد در جهان اسلام گردید که در این میان برجسته ترین آنها انقلاب اسلامی ملت ایران بود که در بهمن 1357 به پیروزی رسید.
حضرت آیت الله خامنه ای در پیامی به اولین مجمع حرکت جهانی اسلامی دانشجویی درباره نسبت میان انقلاب اسلامی و آرمانهای سید جمال می نویسند:
«انقلاب ما تولد مجدد و تجدید حیات اسلام است و عینیت اجتماعی همان خروشی است که سید جمال الدین اسدآبادی در محاق خورشید اسلام، در پس ابرهای استعمار غرب برآورد و در حنجره و سپس قلم و آنگاه خون مصلحان و صدها روشنفکر و هزاران شهید و معتقد به جریان افتاد.»(23/11/60)
معظم له در جایی دیگر به اهداف متعالی مصلحان و بزرگان جهان اسلام از جمله سید جمال چنین اشاره می دارند:
«مسلمانان عالم در طول قرنهای متمادی و بخصوص متفکرین بزرگ در قرن اخیر - از سید جمال اسدآبادی تا اقبال لاهوری، تا بزرگان فکر و اندیشه، تا علمای بزرگی در داخل کشور خود ما - دنبال آن بوده اند که دین خدا را حاکم کنند و این ادامه ی راه پیغمبران بوده است.»
(2/2/77)
همچنین می افزاید:
«امروز صد و پنجاه سال است که برجسته ترین و شریف ترین عناصر سیاسی و دینی ملت ما پرچم حاکمیت اسلام را بلند کرده اند و پایش سینه زده اند و بسیاری در این راه جان دادند؛ امثال مدرس ها، آخوند خراسانی ها و سید جمال الدین ها»(7/3/82)
با کشته شدن ناصرالدین شاه توسط میرزا رضای کرمانی شاگرد سید، دربار ایران درخواست استرداد سید و یارانش را به ایران می نماید. همچنین در این ایام سید جمال در دربار عثمانی دشمنان زیادی پیدا کرده بود. در نتیجه سلطان عثمانی از تحویل دادن سید به ایران هراسناک بود، چرا که ممکن بود نهضت عظیم مردمی با این کار به وجود بیاید، لذا به شیوه ای مرموزانه او را مسموم می کنند و شبانه در قبرستانی دور دست، گمنام دفن می نمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات