دکتر حشمتالله فلاحتپیشه
جنگ در لبنان با پیروزى “حزبالله” پایان یافت. این نتیجه براى کسانى که به مقاومت ایمان دارند، قابل پیشبینى و براى اصحاب قدرت، غیرقابل قبول بود. بهرغم مظلومیت و محرومیت حزبالله در تبلیغات جنگ، دنیاى اسلام اذعان دارد که از زمان صدور اعلامیه بالفور (در اعلام طرح شکلگیرى دولت اسرائیل) چنین پیروزى بزرگى نصیب مسلمانان نشده بود. این فتح را به سربازان گمنام حزبالله و مردم رنجدیده لبنان تبریک مىگوئیم. به ویژه شیعیانى که تاریخ لبنان ایثارگرى آنها براى وطن خود را فراموش نمىکند.
فتح حزبالله نقطه عطفى در تحولات خاورمیانه است مقاله حاضر به تجزیه و تحلیل این ادعا مىپردازد:
مصاف لبنان نخستین مصاف جدى در قالب طرح “خاورمیانه بزرگ” آمریکا بود. در زمان تسخیر عراق و افغانستان، آمریکایىها از خاورمیانه بزرگ کمتر نام مىبردند، چرا که این طرح یک طرح “اسرائیل محور” است و نخستین شوک آن باید در خط مقدم کلاسیک جنگ با مسلمانان به این جمعیت وارد مىشد. خلع سلاح حزبالله گام اول بود. یک ماه قبل از جنگ اخیر، صهیونیست مانور حمله به لبنان را با یکصد هواپیما، لشکرهاى زرهى و... به انجام رساند و در تجاوز از منطقه اشغالى مزارع شبعا، یک تانک اسرائیلى منهدم، هشت صهیونیست کشته و دو نفر اسیر شدند و جنگ را اسرائیلىها شروع کردند.
البته قطعنامه 1701 شوراى امنیت در بند 2 مقدماتى هم واقعیات فوق را نادیده مىگیرد و هم سابقه 11 هزار بار حریمشکنى صهیونیستها از سال 2000 م و به ویژه 6000 مورد تجاوز مربوط به یک سال اخیر را مورد چشمپوشى قرار مىدهد تا حزبالله عامل آغاز جنگ معرفى شود.
هدف اعلامى اول اسرائیل، خلع سلاح حزبالله در طول 48 ساعت و هدف اعلامى بعدى در طول 10 روز بود. اما آنها با مقاومتى مواجه شدند که پیش از آنکه حاصل تکیه بر تجهیزات جدید باشد، مبین الگوى انسانی- معنوى خاص حزبالله و به قول خودشان الگوى ایرانى بود. اذعان وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستى به اینکه هیچ ارتشى در دنیا توان خلع سلاح حزبالله را ندارد، برگرفته از اعلام عجز نظامیان صهیونیست بود. آنها از تجربه جنگهاى 1948 م، 1967 م و 1973 م تاکنون چنین سربازان شجاعى را در جهان عرب ندیده بودند.
اساس طرح خاورمیانه بزرگ بر یک قدرت ساخته شده و مجهز گردیده به نام اسرائیل شکل گرفته است که ظاهر مهیب آن نوعى بازدارندههاى خاص دوران جنگ سرد را در جهان اسلام ایجاد مىکند. به عبارتى هیچ نیروى اسلامى یا کشور مسلمان، خطر جنگ با اسرائیل را نمىپذیرد حمله به حزبالله با هدف تصویر عملى این “تابوى قدرت” شکل گرفت. و لذا پیروزى حزبالله شکست این تابو بود.
رایس وزیر خارجه آمریکا در سفر ابتداى جنگ به تلآویو و منطقه به صورت آشکار، خلع سلاح عملى حزبالله را بخشى از طرح خاورمیانه بزرگ دانست و اعلام کرد در این طرح حزبالله و حماس جایگاهى ندارند و رفتار کشورهایى همچون ایران و سوریه تغییر خواهد یافت اما نتیجه عکس تحولات خشم دیروز بوش را به دنبال داشت که همان مجموعه پیروز را عامل مشکلات منطقه خواند. از جنایات صهیونیستها در ویرانى لبنان و کشتار قانا و... نامى نبرد و گفت: ایران و سوریه مخالف دموکراسى هستند.
بنابراین پیشبینى شرایط ذیل در آینده دشوار نخواهد بود:
1- حزبالله هم محبوبیت مقاومت را در دنیاى اسلام افزایش داده و هم هیمنه قدرت را شکسته است. بنابراین برغم مفاد قطعنامه 1701، این نیرو از لحاظ دفاعى بیشتر تقویت خواهد شد و در روندهاى سیاسى داخل لبنان و منطقه از جایگاه برترى برخوردار مىشود.
2- خط سازش عرب و به ویژه خائنین افشاء شده در هنگامه بحران بیشتر منزوى خواهند شد. پرسش اساسى ملل عرب در قبال علل سازش و علت عدم مقاومت، به چالشى در مقابل زمامداران عرب تبدیل خواهد شد. به عبارتى چالش با اسرائیل، سیاستهاى داخلى و خارجى کشورهاى عربى را مجبور به اثرگذارى متقابل بر یکدیگر کرده است.
3- آمریکا و رژیم صهیونیستى به همراه برخى دولتهاى اروپایى سعى خواهند کرد، با طفرهرفتن از تحلیل شرایط جنگ ، روند آینده تحولات را در قالب قطعنامه ناعادلانه 1701 سامان دهند. در این قطعنامه چهار بار از اجراى قطعنامه پیشین 1559 در خلع سلاح نیروهاى مختلف داخل لبنان نام برده شده، سه بار عبارت خلع سلاح را به کار برده و در بند 8 اجرایى آن تلاش شده که امکان تجهیز و آموزش نظامى حزبالله را محدود نماید.
در صورتى که هر آنچه در قطعنامه آمده، خاص دوران صلح است نه آتشبس. تاکنون چندین بار در مرزهاى فلسطین اشغالى و لبنان اعلام آتشبس شده ولى جنگ و تجاوز به عاملیت رژیم صهیونیستى تجدید شده است. لذا تا زمان برقرارى صلح، حزبالله باید مسلح و مجهز باقى بماند. چون این نیرو، نیروى خاص دوران جنگ سرد با رژیم صهیونیستى است و با توجه به محدودیتهاى بنیادى و فلسفى صلح لبنان با اسرائیل، صلحى در این منطقه میسر نخواهد شد. به ویژه آنکه محوریت طرح خاورمیانه بزرگ نیز بر اساس جنگ سرد و آتشبس در سایه وحشت شکل گرفته است. اگر حزبالله خلع سلاح شود، لبنان به جولانگاه تانکهاى اسرائیلى و جاسوسان موساد تبدیل خواهد شد.
بنابراین مردم لبنان که نخستین قربانیان طرح خاورمیانه بزرگ هستند، نباید اجازه دهند طراحان طرح سرنوشت آنها را رقم بزنند.
دیگر اینکه غیر از آتشبس، چون معادله قدرت در منطقه به سود حزبالله است، بندهاى اسرائیل محور قطعنامه 1701 اجرا نخواهد شد. صهیونیستها به خوبى مىدانند که این قطعنامه با قطعنامههاى پیشین متفاوت است.
د در گذشته ابتدا در جنگ و بحران، اسرائیل پیروز مىشد وسپس قطعنامهاى ناعادلانه را تحمیل مىکرد. اما اکنون شکستخورده و بسیارى از بندهاى قطعنامه 1701 نیز برغم تعدیل شدن آن، قابل اجرا نیست و از حالا باید آن را با 13 قطعنامه و بیانیه صادر شده قبلى از 1978 تاکنون هم سرنوشت دانست.
4- سرانجام اینکه پیروزى حزبالله، ضربهاى جدى به میلیتاریسم در منطقه بود. اگر نتایج سیاسی- اقتصادى اقدام نظامى آمریکا در افغانستان و عراق را ارزیابى کنیم، میلیتاریسم پیش از این نیز در خاورمیانه شکست خورده بود، اما آمریکایىها این شکست را نمىپذیرند، ولى شکست عملى آن را در لبنان خواهند پذیرفت. بنابراین به خاطر ایثارگرى حزبالله اکنون منطقه نظامیان متجاوز را که تنها براى پیروزى آموزش دیده بودند، مرعوبتر از گذشته خواهد دید.
روزنامه رسالت ۲۵مرداد۸۵