امیر محبیان
قسمت دوم
سعید حجاریان از اعضاى ارشد جبهه مشارکت، پیش از انتخاب دبیرکل جدید این جبهه در مصاحبهاى با روزنامه شرق گفته بود: شرایط تازه سیاسى بعد از انتخابات حکم مىکند که جبهه تازهاى تشکیل شود که فراگیرتر باشد. وى همچنین افزود: حزب مشارکت هم دچار تحول خواهد شد و دبیرکل آن نیز تغییر مىکند.
اما اگر تشکیل جبههاى فراگیرتر را به معناى هرچه خنثىتر و غیرایدئولوژیکتر بودن دبیرکل انتخابى بدانیم، مسلما میردامادى نمىتوانست آن فرد باشد. میردامادى شخصا با انتخابش پیامهایى را به پارهاى از مخاطبان حزب ارسال داشت که این پیامها در مسیرى خلاف مسیر مورد نظر آقاى حجاریان مبنى بر فراگیرترکردن حزب بود.
در این قسمت به بعضى از سیگنالهایى که انتخاب میردامادى از لحاظ شخص او داشت، اشاره مىکنیم:
1- میردامادى و همسرش جزو چهرههاى شناخته شده جریان تسخیر لانه جاسوسى (سفارت آمریکا) و شخص میردامادى از رهبران دانشجویان خط امام شناخته مىشده لذا بىتردید این انتخاب یعنى گزینش یکى از چهرههاى شدیدا ضد آمریکایى آغاز انقلاب که در تسخیر سفارت آمریکا نقش کلیدى داشته است، براى ایالات متحده آمریکا پیامى شدیدا منفى دارد زیرا شواهد نشان مىدهد که آمریکا هنوز نتوانسته به اصطلاح جرم )!!( این افراد را ببخشاید. در نتیجه مىتوان دریافت که گزینش میردامادى بر حسب سابقه وى روند گرایش به لیبرال دموکراسى با قرائت آمریکایى را در حزب مشارکت با نوعى سکته ناقص مواجه خواهد کرد و این حزب را خواسته یا ناخواسته یک گام از خط مطلوب ایالات متحده دور خواهد کرد.
2- برخلاف بعضى از تسخیرکنندگان لانه جاسوسى به نظر مىرسد میردامادى هنوز از این اقدام در ظرف زمانى خاص خود دفاع مىکند. اگر در آن سوى قضیه دریابیم که تسخیر لانه جاسوسى و به یک بیان جریان دانشجویان خط امام به سقوط دولت موقت انجامید در مىیابیم که انتخاب میردامادى پیام مثبتى براى نهضت آزادى و خط لیبرالهاى اپوزیسیون ندارد. از اینرو تشخیص سعید مدنى از چهرههاى ملى مذهبى درست است که در واکنش به انتخاب میردامادى خبرگزارى ایلنا گفته بود: تغییر دبیرکل مشارکت نشانه برخى تغییرات در سیاستهاى این حزب است و میردامادى بیشتر به حفظ روابط سنتى درون جبهه اصلاحات تمایل دارد.
3- میردامادى به اندازه سیدمحمدرضا خاتمى از جذابیتهاى بصرى براى نسل جدید برخوردار نیست ضمن آنکه دیدگاههاى غیررادیکال او هم او را چندان براى پارهاى از نیروهاى نسل نو جبهه مشارکت مطلوب نمىگرداند. به عبارتى او در وجه جذابیتها داراى همان اشکالات معین براى انگیزش نسل نو است لذا عجیب نیست اگر ایلنا پیش از انتخاب دبیرکل جدید خبر مىدهد که جوانان جبهه مشارکت از دبیرکلى رمضانزاده حمایت مىکنند. پس گزینش میردامادى نشاندهنده آن است که ذوق و شوق جوانان مشارکتى در برابر تجربه و مصلحت بینىهاى مسنترها عقب نشسته است.
4- سیدمحمدرضا خاتمی- خواسته یا ناخواسته قرائتى غیرروحانى و لیبرال از سیدمحمدخاتمى رئیس جمهور پیشین و نماد دوم خرداد بود و در هر حال از سرمایه و اعتبار سیدمحمد خاتمى هم ارتزاق مىکرد- ولو خود خواهان آن نبود و مىکوشید خود را از زیر سایه سنگین برادر خویش کنار کشد، اما میردامادى چنین نیست و با رفتن سیدمحمدرضا خاتمى گویا نقطه پایانى بر اعتبار دوم خرداد نهاده شد و جبهه مشارکت ظاهرا قصد دارد فضایى جدید بگشاید و اعتبارى نو بیافریند.
5- با نفى جمهورىخواهى (به دور از اسلامیت) توسط میردامادى آن را مترادف رادیکالیسم دانستن عملا جبهه مشارکت یک پاى خود را از جبهه دموکراسىخواهى بیرون نهاده است.
6- با نفى “دستاوردهاى ناگهانی” توسط میردامادى در اولین سخنرانى بعد از انتخاب خود و تاکید بر روند طولانى و تدریجى در مسیر اصلاحات عملا استراتژى فابیانى و سیاست گام به گام در جبهه مشارکت جاى استراتژى رادیکال و موج سوارىهاى سیاسى را گرفته لذا اقشارى که در پراتیک سیاسى نظیر دانشجویان، جبهه مشارکت تاکنون به آنها تاکید مىکرد به نظر مىرسد در آینده شاهد تغییراتى در جایگاه خود باشند و جبهه مشارکت خواهد کوشید لایههاى اجتماعى دیگرى را مخاطب نخست خود قرار دهد.
روزنامه رسالت ۲۵مرداد