صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۸  ، 
کد خبر : ۷۹۲۸۲

رئیس آکادمی اسکار در ایران چه می کند؟! علی شیرازی

فرانسیس فوکویاما می گوید:برای پیروزی بر یک ملت باید میل مردم را تغییر داد... ابتدا ولایت‌فقیه را خط بزنید، در گام بعد، شهادت‌طلبی این‌ها را به رفاه‌طلبی تبدیل کنید. اگر این دو‌تا را خط زدید، خود به خود اندیشه‌های امام زمانی از جامعه شیعه رخت می‌بندد... شما باید برای غرب هم امام زمان، کربلا و ولی‌فقیه بتراشید

بصیرت:پس از اتحاد روشنفکران مخملی و سلطنت‌طلبان ورشکسته پیرامون پروژه لهستانیزه‌کردن ایران، در اردیبهشت 1384، آدام‌هیچنیک (یکی از برجسته‌ترین معماران فروپاشی لهستان) الکسا‌ندر سمولار (یکی از رهبران جنبش‌همبستگی لهستان) در کنار آگنش‌ هلر (از طراحان صهیونیست فروپاشی مجارستان در جنگ سرد) از مرز هوایی مهرآباد، وارد تهران شدند.(1)
آن‌ها روزگاری امید‌های اصلی واشنگتن در انقلاب نرم لهستان و مجارستان بودند و الگو‌های رسمی کاندولیزا رایس- وزیر امور خارجه وقت آمریکا- برای روشنفکران ایرانی محسوب می‌شدند.
این افراد پس از دیدار با شخصیت‌های نزدیک به دولت خاتمی، مدیران مرکز بین‌المللی گفت‌وگوی تمدن‌ها و دفتر پژوهش‌های فرهنگی، روز‌های پی‌ در ‌پی به خانه هنر‌مندان ایران رفتند تا با حمایت از اصلاح‌طلبان، انقلابی آرام را رقم بزنند و شاید مانع ورود محمود احمدی‌نژاد به قوه مجریه گردند!
در نهم اسفند 1387 شماری از با نفوذ‌ترین چهره‌های آکادمی اسکار- نهاد مدنی آمریکا- و صنعت فیلم»هالیوود» به دعوت خانه سینما وارد تهران شدند. حضور چهره‌هایی مثل سید‌گانیس (رئیس آکادمی اسکار) آنت بنینگ (همسر واران بیتی و بازیگر مشهور آمریکایی) و تام پولاک (رئیس کمپانی یونیور‌سال) که به بهانه برپایی کارگاه‌های آموزشی برای سینما‌گران ایران به کشورمان آمده‌اند،(2) با توجه به رویکرد‌ هالیوود علیه اسلام و مسلمانان و تبلیغات آنان به نفع صهیونیست‌ها و با توجه به نزدیک‌شدن به انتخابات دهم ریاست‌جمهوری چه معنا و مفهومی دارد؟
آن روز دو رهبر جنبش همبستگی لهستان، به همراه «آگنش ‌هلر» از چهره‌های سرشناس هوادار آمریکا در جنگ‌سرد با بلوک‌ شرق- که نوشته‌‌هایش، سرآغاز ترسیم مدل لیبرال دموکراسی برای مجارستان بود- به ایران آمدند تا در کسوت سرمایه‌ها و مخازن فکری ایالات ‌متحده، راهی برای فروپاشی از درون برای ایران بجویند.(3)‌
اکنون نیز کسانی به ایران آمده‌اند که «مایکل هایدن»- مدیر ارشد اداره ویژه سینمایی سازمان جاسوسی سیا- در روز 19 خرداد ماه 1386 به آنان گفت: «از این پس شما با ساخت آثاری که «هرچه بیش‌تر دلاوری، شهامت و مهارت‌های کارکنان سیا را تعریف نماید» ما را در جنگ با تروریست‌ها و بنیاد‌گرایان اسلامی در خاور‌میانه یاری خواهید داد(!4)
فرانسیس فوکویاما در سال 1365 در کنفرانسی در اورشلیم، یک مهندسی معکوس را برای فروپاشی اسلام سیاسی در ایران ترسیم کرد و گفت: «مهندسی معکوسی برای شیعیان این است که ابتدا ولایت‌فقیه را خط بزنید. تا این را خط نزنید، نمی‌توانید به ساحت قدسی کربلا و مهدویت تجاوز کنید.»
وی در ادامه می‌گوید: «برای پیروزی بر یک ملت باید میل مردم را تغییر داد... ابتدا ولایت‌فقیه را خط بزنید، در گام بعد، شهادت‌طلبی این‌ها را به رفاه‌طلبی تبدیل کنید. اگر این دو‌تا را خط زدید، خود به خود اندیشه‌های امام زمانی از جامعه شیعه رخت می‌بندد... شما باید برای غرب هم امام زمان، کربلا و ولی‌فقیه بتراشید!»(5)
سازمان‌های جاسوسی سیا و موساد، مجری برنامه‌های کنفرانس اورشلیم شدند و هالیوود گام‌های بلندی در این میدان گذاشت و جوایز اسکار به کارگردانانی تعلق گرفت که تولید فیلم‌هایی با موضوع‌های ایدئولوژیک و در جهت باور‌ها و عقاید او‌انجلیست‌های حاکم بر آمریکا (که اعتقادات شدید آخر زمانی داشته و به نبرد آرماگدون حول محور اسرائیل و علیه بشریت باور دارند) را بر عهده گیرند.(6)
دقیقاً به همین علت و برای نبردی سرد و آرام، در یک زمان، کانون‌های امپریالیستی و صهیونیستی، شیرین عبادی را به عنوان برنده جایزه صلح نوبل و شهره آغداشلو- کارشناس ارشد هنری دفتر فرح پهلوی- را به عنوان کاندیدای دریافت «جایزه اسکار» برای فیلم «خانه‌ای بر روی ماسه و مه»- که اثری ضد انقلابی و علیه اسلام و ایران بود- معرفی کردند و این دو نفر را تا مدت‌ها سوژه‌ روز رسانه‌های خود ساختند(!7)
متأسفانه روزنامه «نسیم صبا» (8) به صاحب امتیازی رسول منتجب‌نیا و روزنامه‌ «بانی فیلم» (9) نیز صفحاتی از جریده خود را به تبلیغ از آغداشلو- هنر‌پیشه‌ بهایی مسلک- اختصاص دادند!
امروز نیز در راستای همان طرح و با حضور برخی اصلاح‌طلبان در عرصه انتخابات، طرح فوکویاما پیگیری می‌شود.
برخی در مجله «حضور» در سی‌امین سالگشت انقلاب اسلامی، امام و فکر ایشان را مورد هجمه قرار می‌دهند.(10) آغاجری در منزل عبد‌ا... نوری به امام جسارت می‌کند.(11) مجتهد شبستری در دانشگاه صنعتی اصفهان به ساحت مقدس پیامبر و ائمه معصومین(ع) اهانت می‌نماید(12) و همزمان چهره‌های با نفوذ آکادمی اسکار به ایران می‌آیند تا با نگاه خوشبینانه، ساختار دینی و مناسبات ارزشی حاکم بر سینمای انقلاب اسلامی را دگرگون کنند بدان امید که این سینمای مستقل در جهان به نسخه بدلی سینمای هالیوود تغییر ماهیت دهد!
البته گیمیچ لیانو- سخنگوی آژانس اطلاعات مرکز آمریکا- معتقد است رابط سازمان سیا در هالیوود، ترتیب ملاقات فیلم‌سازان را با روِسای سازمان سیا خواهد داد(13) تا آنان با کمک سکولار‌های ایرانی و روشنفکران وابسته مناسبات ارزشی جامعه ایران را دگرگون کنند.
جایزه صلح نوبل و جایزه اسکار در سال 1382 کاری بود که در راستای یک پروژه براندازی تعریف شد.
مقام معظم رهبری در 21/5/1371 فرمودند: «بنده احتمال می‌دهم که این مجامع حتی جایزه نوبل را هم بدهند به یکی از همین عناصر به اصطلاح فرهنگی ضد اسلامی و ضد‌انقلابی، برای این‌که آن‌ها را در دنیا بزرگ و عناصر انقلابی را منزوی کنند.»(14)
در سال 1384 براندازان نرم لهستان و مجارستان به ایران آمدند تا پروژه انقلاب مخملینی را در ایران با کمک برخی از اصلاح‌طلبان و سلطنت‌طلبان اجرا نمایند.
اکنون تهاجم فرهنگی در طرحی جدید با حضور مستقیم هالیوود در ایران رقم می‌خورد. پشت صحنه این جنگ سرد فرهنگی چه خبر است؟!
درست همزمان با انتخابات دوم‌ خرداد و پس از آن، جریانی همصدا با آمریکا و دشمنان ملت ایران فاتحه انقلاب را می‌خواند و تصور می‌کند دیگر دوران حاکمیت ولایت‌فقیه به پایان رسیده است!
امروز نیز در سایه همه‌ این تلاش‌ها، و اهانت به پیامبر و ائمه و امام و دین و ارزش‌ها و همزمان با ورود سید‌گانیس، آنت بنینگ و تام‌ پولاک و شش چهره شاخص هالیوود به ایران، غرب و هم‌پیاله‌هایش از خاتمی و اصلاح‌طلبان حمایت می‌کنند تا چهره اصولگرایی را در ایران در‌هم بشکنند.
روزنامه بوستون‌گلوب در تاریخ 27/11/87 با اشاره به شعار تسامح و تساهل خاتمی در انتخابات سال 1997 تصریح کرد: پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات سال 2005 توانست جلوی جنبش اصلاح‌طلبی مورد‌نظر غرب را به نحو چشمگیری بگیرد.(15)‌
از آن روز تا به امروز، نتانیا‌هو بر این نگاه است که: «دولت احمدی‌نژاد در ایران بزرگ‌ترین تهدید علیه اسرائیل است.»(16)
هفته‌نامه آمریکایی تایم نیز برای رفع این تهدید می‌نویسد: «اگر آمریکا خوش‌شانس باشد، احمدی‌نژاد در انتخابات ایران شکست می‌خورد و شاید شخصی که سابقه نزدیک شدن به غرب را هم دارد روی کار بیاید.»(17)
حال بپرسید که چرا خاتمی در کرمانشاه، وقتی فردی می‌گوید: «برای نابودی احمدی‌نژاد صلوات!» می‌آورد «نابودی فرد مهم نیست. ما باید کاری کنیم که این طرز تفکر نابود شود. حالا برای نابودی این تفکر صلوات بفرستید!» (18)
طبیعی است که با این نگاه خاتمی، روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارنوت در مقاله‌ای تاکید کند: «پیروزی خاتمی در انتخابات ایران می‌تواند تاثیر زیادی بر اسرائیل بگذارد.» (19)
این روزنامه در نوشته‌ای با عنوان «شانسی برای تغییر در ایران»، نوشت: «اگر محمد خاتمی بتواند مجدداً رئیس جمهور ایران شود، شاهد تغییرات تدریجی در سیاست خارجی ایران خواهیم بود و اسرائیل اولین کشوری است که این تغییرات را احساس خواهد کرد. البته این به معنای پایان انقلاب اسلامی نیست ولی جوهره آن را رقیق‌تر می‌کند.»
شاید بولتون- نماینده اسبق آمریکا در سازمان ملل- در راستای همین نگاه می‌گوید: «اکنون تنها چیزی که می‌تواند مقابله را به نفع آمریکا برگرداند، تغییر نظام سیاسی ایران است.» (20)
از این رو روزنامه آمریکایی بوستون گلوب در مقاله «به خاتمی امید داریم»، می‌نویسد: «اوباما می‌تواند به طرز غیرمستقیم یا مستقیم از خاتمی حمایت کند.»( !21)
علت را شبکه تلویزیونی فاکس نیوز طی گزارشی چنین بیان می‌نماید: «خاتمی کسی است که ژست مقابله‌جویانه ندارد و شیوه وی مصالحه‌جویانه است.»
فاکس نیوز اضافه می‌کند: «خاتمی طرف گفت‌گوی مناسبی برای اوباما به شمار می‌آید.»(22)
شاید از این هم بالاتر باشد. خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اینترنتی دنیانیوز می‌نویسد: «سید‌محمد خاتمی پیش از اعلام نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری، با ارتباط‌گیری با سران برخی دولت‌های عربی و غربی متعهد شد که در صورت پیروزی، در روابط با آن‌ها، دیدگاه «مصلحت‌اندیشانه» را بر دیدگاه «عقیدتی» ترجیح دهد.»(23)
دقیقاً در همین راستا است که شبکه تلویزیونی ضدایرانی العربیه ضمن حمایت از نامزدی خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری، با ذوق‌زدگی از نامزدی سه‌باره خاتمی، مدعی می‌شود: «بازگشت وی به عرصه ریاست جمهوری به مصلحت ملی و بین‌المللی ایران است»!
حتماً چهره‌های آکادمی اسکار نیز برای ساخت فیلم‌هایی به ایران آمده‌اند که ایران را بر جایگاه رفیع بین‌المللی بنشانند!
چه شده که دشمنان ملت ایران و مخالفان اسلام و مسلمانان به فکر مصلحت ملی و بین‌المللی ایران افتاده‌اند؟!
اصلاح‌طلبان هم باید بدانند که غربی‌ها آن‌ها را برای اجرای پروژه براندازی می‌خواهند. در پایان این ماجرا، اگر خاتمی سوخته شود، عبور از وی حتمی است.
مصدق یک روز می‌گفت: سیاست انگلیس در انتصاب من به ایالات فارس دخالت تام داشت»(24) در دیگر روز می‌گفت: « اعتراف می‌کنم که سیاست انگلیس نه فقط در انتصاب من به ایالت فارس، بلکه در انتصاب من به ایالت آذربایجان نیز اثری بسزا داشت.»(25)
همین مصدق‌السلطنه- که مورد حمایت اصلاح‌طلبان و محمد خاتمی است- با یک کودتا توسط آمریکا و انگلیس حذف شد. آمریکایی‌ها در اسناد عملیات آژاکس می‌آورند: «اگر عوامل انگلستان در عملیات شرکت داده نمی‌شدند، ممکن بود هر خبری را که درباره عملیات «آژاکس» به دست می‌آورند برای دولت مصدق افشا کرده و فعالانه می‌کوشیدند که از شکست آن مطمئن شوند... در سراسر جهان، منافع و فعالیت‌های ایالات متحده و انگلستان باید با یکدیگر هماهنگ شود.»(26)
مصدق خود مطلب را روشن‌تر می‌کند و در دیدارش با هندرسون- سفیر آمریکا در ایران- می‌گوید: «آمریکا فاقد هرگونه سیاست مستقلی است و در خاورمیانه عامل و کارگزار دولت انگلیس است.»(27)
حتماً آقای خاتمی به یاد دارد که در تابستان 1384، پس از شکست کاندیدای روشنفکران ایران در انتخابات ریاست جمهوری، رامین جهانبگلو- نفوذی سازمان سیا و مجری طرح براندازی نرم در ایران- که تا دیروز، یکی از نظریه‌پردازان اصلاح‌طلبان و در قامت مشاوری نافذ برای نهادهای دولتی تحت مدیریت حزب مشارکت ایران و حزب کارگزاران ایران به شمار می‌رفت، ناگهان چنان دل از اصلاح‌طلبان برید که محمد خاتمی و دیگر اصلاح‌طلبان را دروغگوهایی خواند که از «زبان دوگانه» استفاده می‌کردند.»(!28)
غربی‌ها به هیچ‌کس وفا نکرده‌اند. بهتر آن است که راه صلاح برگزینیم و هرگز از راه امام و ارزش‌ها و اصول انقلاب و اسلام جدا نشویم. سعادت دنیا و آخرت، در پیروی از دین و ارزش‌ها و پایبندی به خط امام خمینی(ره) و ولایت فقیه و پاسداری از اسلام ناب محمدی(ص) است.
برای رسیدن به این هدف همه باید بیدار باشیم. وزارت ارشاد اسلامی هم باید چشم‌هایش را باز کند و ببیند در ایران چه خبر است! قوه قضائیه نیز باید به هوش باشد. وزارت اطلاعات دولت نهم هم باید همه سفرهای خارجی مشکوک را زیر نظر بگیرد.
تعجب این‌جاست که با توجه به علنی بودن این سفرها چرا برخی در خوابند!
روزنامه اعتماد در تاریخ چهارشنبه 7 اسفندماه 1387 با چاپ یک عکس بزرگ در نیم‌صفحه اول خود تیتر می‌کند: خوش‌بینی در اولین اسکار دوران اوباما! و درشت‌تر می‌آورد: پیروزی بالیوود در قلب هالیوود!
همان روزنامه در تاریخ شنبه 10 اسفندماه 1387 مجدداً با چاپ یک عکس بزرگ از «سیدگانیس» در نیم‌صفحه اول خود تیتر می‌کند: رئیس آکادمی اسکار به تهران آمد!
اعتماد در زیرنویس آن تیتر می‌آورد: آنت بنینگ، سیدگانیس و فرانک پیرسون ازاعضای گروه 9نفره‌ای هستند که از پنجشنبه در تهران به سر می‌برند!
اعتماد در سوتیتر در متن خبر می‌نویسد: به نظر می‌رسد حضور این هیات سینمایی فرصتی باشد برای نمایاندن چهره واقعی ایران و مقابله با موج فیلم‌های ضدایرانی که طی چند سال گذشته در هالیوود ساخته شده است!
و فردا واقعیت‌ها رخ می‌نمایاند و به یقین بار دیگر رد پای رامین جهانبگلو، هاله اسفندیاری و سید‌حسین نصر- رئیس دفتر فرح پهلوی- درماجرای اخیر افشا می‌گردد.
چرا فردا؟ آیا تجربه‌های دیروز برای دولتمردان امروز کافی نیست؟ یا شاید برخی نفوذی‌ها به جای «خانه هنرمندان ایران» دشمن را به «خانه سینما» می‌برند؟!
همانان که سنگ اشرف پهلوی و رضا نیم‌پهلوی را به سینه می‌زنند و خواب آشفته بازگشت به دوران گذشته را می‌بینند؛ خوابی که هرگز تعبیر نخواهد شد و روسیاهی آن برای نفوذی‌ها و غافلان باقی خواهد ماند.

پی‌نوشت‌ها
1. شوالیه‌های ناتوی فرهنگی، ص159
2. اعتماد، 10/12/1387
3. نیمه پنهان، ج30، ص179
4. کیهان، 20/11/1387
. abdolahe.blogfa.com5
6. کیهان، 11/12/1387
7. بهائیان در عصر پهلوی‌ها، ص95
8. مورخه 20/10/1382
9. مورخه 30/9/1382
10. صفحات 32، 38، 64، 68، 69 و 74
11. خبرگزاری فارس، 29/11/1387
12. کیهان، 10/12/1387
13. همان، 20/11/1387
14. فرهنگ و تهاجم فرهنگی، ص163
15. کیهان، 29/11/1387
16. رسالت، 4/12/1387
17. کیهان، 4/12/1387
18. همان، 1/12/1387
19. همان، 5/12/1387
20. همان، 10/12/1387
21. همان، 5/12/1387
22. افق، 30/11/1387
23. کیهان، 1/12/1387
24. خاطرات و تألمات مصدق، ص342
25. فراز و فرود زندگی دکتر محمد مصدق، ج1، ص60
26. عملیات آژاکس، ص113
27. خواب آشفته نفت، ج2، ص625
28. شوالیه‌های ناتوی فرهنگی، ص109
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات