صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۲  ، 
کد خبر : ۷۹۵۶۳
کنفرانس بازسازی غزه در مصر

نشستی برای نجات اسرائیل


حسین امیدی
اگرچه رژیم صهیونیستی طی یک ماه و نیم پس از پایان جنگ، حملات پراکنده و روزانه خود را به غزه استمرار داده ولی وسعت جنایات در 22 روز حملات صهیونیستی و بازتاب های گسترده جهانی آن موجب شد تا کارگزاران بین المللی و غربی از ادامه بازتاب ها نگران شده و برای سوار شدن بر موج افکار عمومی، از ویرانه های نوار غزه دیدار کنند. با اینکه تمامی مسئولین اروپایی، آمریکایی و سازمان ملل تلاش کردند دیدارشان از غزه را با حماس مرتبط نکنند ولی در عمل یک تعدیل سیاسی در رویکردهای غربی برای تعامل با حماس شکل گرفت و حتی جامعه سیاسی در رژیم صهیونیستی نیز، حماس و مقاومت را به عنوان واقعیت پذیرفتند.
پروسه سیاسی پس از جنگ از نگاه غرب، رژیم صهیونیستی و ارتجاع عرب این است که اهداف جنگی در قالب های جدید و مفاهیم سیاسی احیا شوند. لذا تلاش های مصر در عنوان گفتمان فلسطینی، به عنوان مقدمه ای در مقابل مسائل اساسی غزه مانند بازگشایی گذرگاه ها، پایان محاصره و بازسازی ویرانه های غزه و پیگیری جنایات جنگی سران رژیم صهیونیستی قرار گرفت تا آنها را در سایه قرار داده و یا در اولویت ثانوی قرار دهند. حتی اگر بپذیریم حکومت خودگردان و سران ارتجاع عرب، قابلیت و صلاحیت محدودی برای تصمیم گیری دارند، نوع ارتباط آنها با غرب به معنی این است که باید از فضای کلی و اراده اصلی اسرائیل و غرب تبعیت کنند.
کنفرانس بازسازی غزه نیز که در هفته گذشته و تقریبا همزمان با کنفرانس حمایت از غزه در تهران آغاز شد، هدف روشنی را دنبال می کند و در چهارچوبهای طراحی پیش گفته قرار دارد.
سخنرانی های این کنفرانس و دیدگاه های ارائه شده در شرم الشیخ تأکیدی بر ارزیابی فوق است. همانگونه که سینیوره کمک های مالی بازسازی جنوب لبنان را بلوکه کرد و برای شکاف سازی لبنان و حمایت گروه های 41 مارس مصروف کرد، بدیهی است که در نتیجه حاصل از کنفرانس شرم الشیخ نیز، هدف کمک واقعی برای بازسازی ویرانه های غزه نیست و چهارچوب های سیاسی، تعیین کننده نوع مصرف کمک های مالی خواهند بود.
شاید بتوان گفت تا به حال در دو دهه اخیر از تمامی نشست های شرم الشیخ به جز توطئه، فتنه، برنامه های هماهنگ شده آمریکایی و صهیونیستی و شرارت، چیزی نصیب امت اسلامی و مردم منطقه نشده و دلالی سیاسی مصری ها برای کسب حمایت های مالی و یا نقش منطقه ای، آنها را تا عمق همکاری برای سرکوب مقاومت در غزه و لبنان و یا شکاف سازی منطقه ای پیش برده است. در این ماهیت رویکردی و رفتاری، عربستان نیز مشارکت فعال داشته ولی نوعی زیرکی و حسابگری را هم لحاظ کرده است.
وزیر خارجه آمریکا در اولین سفر دوره ای خود به خاورمیانه و اروپا، در شرم الشیخ حاضر شده و پیشاپیش 900 میلیون دلار به فلسطین اختصاص داده ولی 200 میلیون دلار آن برای ادامه کار دولت ابومازن و 400 میلیون دلار برای طرح های اقتصادی (بلر) در کرانه باختری اختصاص دارد و تنها 300 میلیون دلار برای بازسازی در غزه لحاظ شده که مشروط به مطالبات سیاسی است. این شروط سیاسی، خواسته های رژیم صهیونیستی است و کلینتون ارائه کمک بازسازی را منوط به آزادی شالیط و توقف شلیک موشک و گفتمان فلسطینی و طرح سازش فلسطینی با اسرائیل نموده است.
با اینکه در نشست شرم الشیخ اعتبار مالی 455 میلیون دلاری اروپا هم قرار دارد و جمعا حدود 5/4 میلیارد با عنوان بازسازی غزه ثبت شده است ولی هیچ یک از این اعتبارات مالی بدون شرط نیست و اسرائیل شرط اصلی را برای شرم الشیخ تعیین کرده که اموال بازسازی به دست حماس نرسد و بهایی برای به قدرت رساندن ابومازن در غزه و سرکوب مقاومت و امنیت دائمی (آتش بس دائمی) برای اسرائیل باشد.
جالب است که بخشی از این سناریو و پروژه مرتبط به تلاش های مصر، تحت عنوان گفتمان ملی فلسطینی است. در این گفتمان هم، بازگشایی معابر، پایان محاصره و بازسازی غزه منوط به آشتی ملی است و آشتی ملی بنا به آنچه ابومازن و اسرائیل و کلینتون و دیگر مقامات اروپایی عنوان کردند، این است که حکومت وحدت ملی باید اسرائیل را به رسمیت بشناسد، راه حل دو دولت را بپذیرد، مقاومت را کنار بگذارد و از جبهه مقاومت منطقه ای فاصله بگیرد.
حاصل کار کنفرانس شرم الشیخ این است که نیمی از کل کمک های اعتباری ثبت شده به حکومت ابومازن و نیم دیگر به غزه اختصاص می یابد تا پس از احراز«شروط تعجیزی و تحقیرکننده» احتمالا برای بازسازی غزه بکار رود. سناریوی غربی : صهیونیستی و سازشکاران عرب این است که از دشواری و محنت مردم غزه و ویرانی گسترده آن به عنوان یک اهرم سیاسی استفاده کنند و با زیرپاگذاشتن حداقل های حقوق انسانی، آنها را وادار به سازش، دوری از مقاومت و اهداف سیاسی جنگ 22 روزه در غزه بنمایند.
مقامات مصری اعلام کردند که کنفرانس شرم الشیخ دارای دو بعد بازسازی و تاکید بر روند سازش است و لذا مهمترین دستاورد بخش سیاسی و تبلیغاتی در این نشست به مصر و حکومت ابومازن تعلق گرفت تا وجاهت از دست رفته و رسوایی های جنگ 22 روزه را با حمایت کشورها و موسسات شرکت کننده در کنفرانس جبران کنند.
نکات مهم این کنفرانس این است که نماینده حماس در کنفرانس حضور ندارد ولی طرف فلسطینی و یا عربی که دستیار پروژه نابودی مقاومت در غزه بوده، مشارکت دارد. ارائه کمک های بازسازی منوط به شرط های اسرائیلی است . در سخنرانی و یا مواضع اعلام شده ، اصلا به جنایات اسرائیل و مسئولیت آن اشاره نمی شود. در کمیته 5 جانبه ناظر بر کمک های بین المللی، مصر نیز عضویت می یابد. ابومازن پس از دیدار با سولانا، شرط حکومت وحدت ملی را در پذیرش و رسمیت اسرائیل می داند.
مهمترین بخش نشست شرم الشیخ، پایه گذاری خط فتنه و منازعات غیرواقعی است تا اسرائیل و طرح آمریکایی در منطقه با مصونیت به پیش بروند. خانم کلینتون و سپس ابوالغیط ، وزیر خارجه مصر و بدنبال آن سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان، در یک سمفونی هماهنگ با صهیونیست ها، همگرایی عربی برای مقابله با ایران را یک ضرورت مرحله ای می دانند. سعود فیصل به سوریه سفر کرده و از بشار اسد دعوت به دیدار از عربستان نموده تا با چالش ایران در منطقه مقابله کند. انگلیسی ها که به تازگی در سیاست لبنان فعال شده اند، گفتمان و رابطه محدود با حزب الله را در دستور کار قرار داده و اعلام کرده اند، این کار برای ایجاد فاصله بین حزب الله و ایران است. نتانیاهو هم طرفدار مذاکره با سوریه شده و توافقات مرحله ای را مبنایی برای شرط جدایی سوریه و ایران اعلام کرده است.
اگر یکبار دیگر کنفرانس شرم الشیخ و نتایج و مواضع بازیگران آن را مرور کنیم، ملاحظه می کنیم که اساس اقدامات برای حل مشکلات منطقه نیست و بازسازی غزه اولویتی ندارد، همت اصلی برای احیای قدرت و موقعیت بازندگان طرح های صهیونیستی : آمریکایی است و نهایتا همه تلاش ها برای مقابله با انقلاب اسلامی است.
البته این روشن است که ناتوانی جبهه شیطانی و سازشکار در مقابل خط مقاومت، آنها را به نوعی پذیرش و رسمیت حماس و حزب الله کشانده ولی نام آن را، «گفتمان» می گذارند. با اینکه آمریکا قصد مذاکره با ایران را دارد ولی طی چهارماه آینده همه تلاش خود را برای کاهش وزن خاورمیانه ای ایران متمرکز خواهد کرد و امیدوار است تا حوزه بازیگری ایران را در جغرافیای اولویت های خود، یعنی افغانستان قرار دهد، تا مشکل خود را با هزینه ایرانی در شبه قاره حل کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات