صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۶  ، 
کد خبر : ۷۹۵۷۴

وحشت در اردوگاه اعراب!


علی امینی
پس از روی کار آمدن باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، ادبیات مقامات، تحلیل گران و کارشناسان سیاسی این کشور نسبت به ایران تا اندازه ای متفاوت از گذشته شده است. سابقا و به ویژه در دوره حاکمیت نومحافظه کاران، مقامات آمریکایی نسبت به ایران دارای ادبیاتی خشن و سخت بودند و مدام از دیپلماسی چماق، عملیات نظامی و تغییر رژیم در ایران سخن می گفتند. آنها برای منزوی کردن ایران و تغییر رفتار مقامات ایران از هیچ توطئه و تلاشی فروگذار نکردند و برای نیل به این هدف استراتژیک از تمام اهرم ها و ابزارهای دیپلماسی در تمام حوزه های اقتصادی، امنیتی، روانی و... بهره گرفتند. شکست آمریکا در ایجاد تزلزل در اراده پولادین مقامات ایران، سرانجام آنها را واداشت که با یک «جاخالی استراتژیک» به تدریج از مواضع خود عقب نشینی کنند و به جای سخن گفتن از تغییر رفتار در ایران، خود به تغییر رفتار و سیاست در قبال ایران روی آوردند. در واقع ناکامی آنها در قبال ایران، سبب تغییر رویکرد آنها در برابر ایران شده است.
اگرچه این تغییر رفتار در بخشی از لایه های دیپلماسی سیاست خارجی آمریکا و در بخش کارشناسی و تصمیم سازی دستگاه سیاست خارجی در لحن مشاهده می شود. اما هنوز جنبه عملیاتی به خود نگرفته است و نسبت به آن بایستی با احتیاط برخورد کرد.
بسیاری از تحلیل گران این رویکرد جدید دولت آمریکا را مقدمه مذاکرات و گفت وگوی آمریکا با ایران در برخی از مسائلی همچون افغانستان و... می دانند. بدون تردید بسیاری از سیاستمداران آمریکایی به این درک درست رسیده اند که نمی توان ایران را از تحولات منطقه حذف کرد و یا اینکه تاثیرات سازنده و موثر ایران را در محیط منطقه ای نادیده گرفت، از این رو آنها برخلاف دولت بوش به جای تهدید و بهره گیری از دیپلماسی چماق، راه حل «نرم» را در برخورد با ایران انتخاب کرده اند هر چند که هدف این راه حلی نیز کنترل رفتار منطقه ای ایران است.
در این میان، سخنان برژینسکی، مشاور امنیت ملی جیمی کارتر و برنت اسکوکرافت، مشاور امنیت ملی جرج بوش پدر در جلسه کمیته روابط خارجی مجلس سنای آمریکا قابل توجه است. این دو بر نقش منطقه ای ایران تأکید نمودند و خواهان پذیرفتن آن از سوی دولت آمریکا هستند. به زعم آنها بدون پذیرش نقش منطقه ای ایران، امکان پیروزی در سیاست های منطقه ای آمریکا وجود ندارد. جالب تر اینکه آنها خواهان مذاکرات دولت آمریکا با تهران در تمام حوزه ها و در تمام مسائل هستند نه در حوزه ای خاصی مثل افغانستان و یا عراق که پیش از این از سوی کمیته کارشناسی دو حزب دموکرات و جمهوریخواه ارائه شد.
اتخاذ این نوع مواضع از سوی افرادی همچون برژینسکی و اسکوکرافت و نیز جان کری و دیگر سیاستمداران آمریکایی که در تصمیم سازی در دستگاه سیاست خارجی آمریکا تاثیرگذارند نگرانی دولتمردان کشورهای عربی را برانگیخته است.
این کشورها که در طول 30 سال گذشته حیات سیاسی خود را در استمرار دشمنی تهران : واشنگتن جست وجوی کردند اکنون با تغییر ظاهری لحن مقامات آمریکایی در مقابل ایران به وحشت افتاده اند. از دیدگاه آنها هر نوع تعامل مثبت میان آمریکا و ایران سبب تضعیف موقعیت سیاسی آنها در منطقه می شود. در همین رابطه، عمرو موسی، دبیر کل اتحادیه عرب در پایان گردهمایی وزیران امور خارجه اتحادیه عرب در شهر قاهره با اشاره به تمایل آمریکا برای مذاکره با ایران، اظهار داشت: «در خواست ما این است که هیچ قدرت غربی بدون اطلاع و مشارکت اعراب با ایران مذاکره نکند» که البته منظور وی از این قدرت غربی، ایالات متحده آمریکا است.
بدون تردید نگران دولت های عربی و به خصوص دولت های حوزه جنوبی خلیج فارس از هر نوع مذاکره احتمالی میان ایران و آمریکا که مقامات آمریکایی آن را پیگیری می کنند بی مورد است. زیرا که کارنامه درخشان ایران و عملکرد مسئولین جمهوری اسلامی ایران در طول سه دهه گذشته نشان داده که این کشور هیچ گاه با هیچ قدرتی روی منافع راهبردی جهان اسلام و حاکمیت سیاسی کشورهای همسایه معامله نکرده و نخواهد کرد.
از این رو حاکمان کشورهای عربی بهتر است با درک درست شرایط سیاسی منطقه و جهان، به جای ابراز نگرانی از مذاکرات احتمالی میان آمریکا با ایران، جنایات آمریکا در مقدمه چینی برای تجزیه سودان و حکم کاملا سیاسی دیوان بین المللی لاهه را محکوم کنند و همگام با ایران پرونده قضایی و کیفری مقامات جنایت کار رژیم صهیونیستی را در مجامع حقوقی جهان پیگیری نمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات