سرانجام آمریکا به همراه متحدین خود(انگلیس و فرانسه) موفق شد بیانیه ای را از طریق شورای امنیت سازمان ملل بر ضد ایران صادر نماید. اما از آن جایی که این بیانیه نتوانست اهداف و سناریوی آنها را تامین نماید، دست به تحرکات و اقدامات فزاینده و وسیعی را بعد از صدور بیانیه شورای امنیت زده اند در حقیقت در سناریوی کاخ سفید سه عنصر اهمیت به سزایی دارد:
1-عامل زمان؛ آمریکایی ها مرتبا بر عامل زمان در حل موضوع هسته ای ایران اصرار دارند. از نظر آنها طولانی شدن زمان باعث ورود فاکتورهایی خواهد شد که به نفع ایران خواهد بود. به زعم دولتمردان کاخ سفید از سرگیری همه فعالیت های هسته ای توسط تهران استراتژی «تاخیرسازی» آمریکا در قبال برنامه هسته ای ایران را غیر عملی ساخته و عنصر زمان را به نفع ایران تغییر داده است. از این رو آمریکا اصرار داشت که از طریق شورای امنیت ضرب الاجل بسیار محدودی برای تعلیق فعالیت های هسته ای ایران اعمال نماید.
2-ارائه تلقی خود ساخته از ماهیت برنامه هسته ای ایران: آمریکایی ها از همان ابتدا بر این اعتقاد بودند که تا زمانی که فعالیت های هسته ای ایران برای افکار عمومی جهان به عنوان خطری بر ضد صلح و امنیت بین المللی تلقی نشود قادر به تحمیل دیدگاه های خود نخواهد بود. البته القای این موضوع تا زمانی که پرونده ایران تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی قرار داشت بسیار دشوار بود و سیاست های آمریکا در تحمیل چنین دیدگاه هایی میان دولت ها و افکار عمومی جهان همواره با شکست روبرو بود.
با گزارش مساله هسته ای ایران به شورای امنیت این امید برای کاخ سفید ایجاد شد که اکنون قادر است چنین تصوری را ایجاد نماید اما در عمل این مساله باعث قفل شدن پرونده ایران در شورای امنیت گردید و مقامات غربی بناچار برای برون رفت از وضعیت بوجود آمده، پیش نویس بیانیه را مورد تعدیل قرار دادند.
3- تنها سازی ایران به همراه فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی: مقامات واشنگتن با ارسال گزارش پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت به این نتیجه رسیده بودند که حلقه انزوای ایران در حال تکمیل و دست آمریکا برای یکسری فشارهای اقتصادی و سیاسی باز خواهد شد از این رو پیش نویس بیانیه شورای امنیت به نحوی تنظیم شد که به سازمان ملل اجازه می داد در صورت عدم تمکین ایران به درخواست های شورا، یکسری تحریم هایی علیه ایران وضع نماید. اما ناهماهنگی و مخالفت چین و روسیه و مواضع سایر کشورها نشان داد که پیچیدگی های پرونده هسته ای ایران بسیار بیشتر از آن است که آمریکا بتواند با قدرت عریان و سختگیرانه ایران هسته ای را مهار نماید.
با توجه به نکات فوق کاخ سفید استراتژی چند سطحی را برای جبران ضعف های بیانیه شورای امنیت در نظر گرفته و در این راستا همه توان خود را وارد این میدان کرده است. سطح اول استراتژی کاخ سفید، ایجاد، حفظ و گسترش ائتلاف بین المللی و به تعبیر «رایس» ایجاد صدای واحد علیه مساله هسته ای ایران است. برنت اسکوکرافت مشاور سابق امنیت ملی آمریکا تصریح کرد که «برای جلوگیری از برنامه هسته ای ایران باید یک جبهه متحد بین آمریکا، اروپا و روسیه و چین وجود داشته باشد تا بتوان از ادامه برنامه هسته ای آن جلوگیری به عمل آورد.» سفرهای متناوب مقامات این کشور به اروپا، روسیه، چین، ژاپن، هند و کشورهای عضو غیردائم شورای امنیت و... در همین راستا صورت گرفته است. بولتون نماینده آمریکا در سازمان ملل در سفر اخیر خود به دوحه قطر اعلام کرد که در گفتگو با طرف قطری درباره نتایج بیانیه شورای امنیت تبادل نظر و بر اهمیت نقش دولت قطر به عنوان عضو غیردائم شورای امنیت تاکید کرده است. آمریکا در راستای حفظ و افزایش ائتلاف علیه ایران تشویقات و طعمه های متنوعی پیش پای دولت ها قرار داده اند. پیشنهاد به روسیه درخصوص عضویتش در سازمان تجارت جهانی و حمایت وزارت خارجه آمریکا از همکاری هسته ای با هند در کنگره آمریکا، فروش اورانیوم غنی شده توسط استرالیا به چین با چراغ سبز آمریکا و... از جمله این موارد است.
سطح دوم استراتژی واشنگتن ارعاب آفرینی است در این سطح مقامات آمریکایی اینگونه القا می کنند که در صورت عدم تمکین ایران به درخواست شورا با اقدامات سختگیرانه مواجه خواهد شد. جان بولتون در این زمینه اعلام کرد اگر ایران بیانیه شورای امنیت را بپذیرد شورای امنیت تقاضای سخت تری از ایران خواهد کرد و پس از این مرحله گام بعدی را برخواهد داشت که براساس بخش هفت منشور سازمان ملل نوعی تحریم است و این تحریم براساس قوانین بین المللی وضع می شود. این در حالی است که محققان شورای روابط خارجی آمریکا در کارآمدی تحریم ها علیه ایران تشکیک ایجاد کرده و تاکید کردند که «بسیاری از متخصصین معتقدند که تحریم علیه ایران غیرممکن است» در همین حال البرادعی نیز تصریح کرد تحریم ایران بی نتیجه است و تهران خطرورزی تلقی نمی گردد. کشورهای روسیه و چین نیز با تحریم ها و مجازات های اقتصادی علیه ایران مخالفت شدید کرده اند. بنابر این وضعیت موجود نشان می دهد که اگر چه مقامات کاخ سفید تلاش فزاینده ای برای حفظ و گسترش ائتلاف بر ضد ایران از یکسو و سیاست ارعاب آفرینی را با تمام قوا دارند لکن دستیابی به اهداف مورد نظر نیز ساده و آسان نیست. رایس وزیر خارجه آمریکا اعتراف کرد که «ایران عراق نیست و اوضاع این کشور متفاوت است زیرا ما در مورد ایران دوازده سال قطعنامه شورای امنیت و پرونده هایی در پیش رو نداریم که کشوری به کشور همسایه اش حمله کرده و سعی داشته است آن کشور را به کشور خویش ضمیمه کند.»
در کنار سیاست چند وجهی آمریکا، طرح مذاکره با ایران از سوی برخی از کشورهای هم پیمان آمریکا و تعدادی از شخصیت ها و دولتمردان آمریکا در طی این مدت قابل توجه است. براساس خبرهای رسانه ای، آلمانی ها از آمریکا خواستند تا از طریق مذاکره مستقیم با ایران مساله هسته ای حل و فصل گردد در همین راستا خبرگزاری اسوشیتدپرس خبر داد که انگلیس مایل به وارد کردن آمریکا به گفت و گوهای جدید با ایران درباره برنامه هسته ای این کشور است. «ری تکیه» و «دابینز» دو محقق آمریکایی و عضو شورای روابط خارجی آمریکا نیز در این راستا تاکید کردند «پس از سال ها مذاکرات بی نتیجه اروپا و در حال حاضر دیپلماسی پر پیچ و خم سازمان ملل حال زمان آن فرا رسیده است تا دولت بوش بداند که تنها راه اقدام علیه ایران از طریق مذاکرات مستقیم با ایران است.
علی رغم پیشنهادهای فوق، طرح مذاکره مستقیم از سوی افراد و دولت های فوق در درون کاخ سفید از طرفداران زیادی برخوردار نیست. ترکیب کابینه بوش و استراتژی حداکثری کاخ سفید در قبال ایران (انصراف ایران از تمام حقوق هسته ای اش و تغییر در سایر اصول و رفتارها) هرگونه مذاکره پیرامون هسته ای ایران را منتفی می سازد و یا در صورت پذیرش این موضوع، بی حاصل و بی نتیجه خواهد بود.