مرتضی صفار هرندی
شاید این بحث در شرایط سیاسی جدید کشور چندان شوقی برنینگیزد. پس از یک دهه پر از التهاب، هم اکنون افکار عمومی نسبت به هر آنچه از جنس جناح و حزب و گروه و... است، آلرژی پیدا کرده است. خصوصا که بحث ما معطوف به گذشته است.
به مردم باید حق داد. آنها احساس می کنند از یک محیط پر سروصدا و آزاردهنده نجات یافته و به فضای معتدلی برای اندیشیدن، تصمیم گیری و حرکت سازنده پا نهاده اند. اما آیا از این واقعیت گریزی هست که بالاخره هر مجموعه ای که از این پس هم هدایت و اجرای برنامه های کشور را عهده دار می شود بر یک پشتوانه اندیشه ای و تاریخی تکیه زده است؟ از دیگر سو، بیشتر اجزای اصلی این نظام با تصمیم و رای مردم در گزینش صاحبان بینش ها و روش های مختلف شکل میگیرند.
در بزنگاه هایی از تاریخ، افکار عمومی ما به واسطه ابتلای به بی اشتهایی سیاسی در سال های پیش از آن، دچار نوعی سردرگمی در شناخت واقعیت مدعاها و مدعیان شده است. این سرگشتگی گاه حقیقتا خسارت بار بوده است. بازشناسی جریان های سیاسی با این نگاه است که امروز هم ضروری می نماید. به فضل خدا بنا داریم سلسله مباحثی را درباره پیشینه جریان های سیاسی آغاز کنیم. خوانندگان محترم با خواندن این سطور شاید بحق تصور کنند که به سیاق بحث های مشابه گذشته، از این پس در این بخش از نشریه با فهرستی از گروه های قدیمی و جدید با نام های آشنا و ناآشنا... مواجه خواهند شد. بدون آن که بخواهیم پیشاپیش برای این سلسله نوشتار بازارگرمی کنیم، بنا داریم چندان از کلیشه های رایج در این زمینه تبعیت نکنیم.
ما نه تکرار کننده تاریخچه احزاب، که در حد بضاعت خود در پی بررسی بستر های شکل گیری گرایش ها و دسته بندی های سیاسی در مقاطع تاریخی مختلف کشورمان هستیم. تصور نمی شود که نیازی به بازگویی ضرورت بازگشت به گذشته ها در این بحث باشد. هر آنچه امروز به عنوان گرایش سیاسی و جناحی داخل و خارج از نظام و انقلاب مشاهده می شود، وارث تطوری است که در دیدگاه ها و رفتار های صاحبان اندیشه و قدرت سیاسی این دیار صورت گرفته است. گذشته تلخ و شیرین ما بدون تردید خشت های زیرین بسیاری از نیک رفتاری ها و بدکرداری های سیاسی امروز است. ما می خواهیم پندارها و رفتار های گذشتگان را از خلال واقعیت های اجتماعی و بنیان های فکری زمانه آنها ریشه یابی کنیم. شناخت این ریشه ها که تشکیل دهنده بسیاری از گرایش های سیاست ورزان امروز است، گاهی از راز های به ظاهر سر به مهر پرده برمیدارد.
واقعیات در اثر گذشت زمان و پدید آمدن حوادث نو به نو و به صحنه آمدن نسلی با حافظه تاریخی متعلق به گذشته نزدیک، شکل اسرار به خود می گیرد. به یک مثال کوچک اکتفا می کنیم. برای بسیاری از افراد بازگویی دیدگاه ها و عملکرد گذشته برخی از فعالان سیاسی در سال های اخیر به صورت یک موضوع جذاب درآمده بود. بازگویی این خاطرات فراموش شده دکان بسیاری از گفتمان سازی ها و ادعا های پرطمطراق را تخته کرد. چرا که نشان می داد کسانی که خود را به عنوان پیام آوران یک الگوی جدید و نجات بخش معرفی می کنند، در گذشته با همین طمطراق مروج الگویی کاملا متعارض با آن بوده اند. اشتباه نشود، قصد مچ گیری از این و آن را نخواهیم داشت. ما تنها به دنبال یافتن قانونمندی های جناح بندی ها در هر مقطع سیاسی و ارتباط آن با مقاطع قبل و بعد از آن هستیم. اگر خدا یاری کند اولین قدم را در شماره بعد نشریه برخواهیم داشت. ان شاءالله.