در طول شش دهه از حیات نامشروع رژیم صهیونیستی، ارتباط این رژیم با آمریکا به حدی و به گونه ای افزایش یافته است که بسیاری از ناظران و تحلیلگران روابط بین المللی روابط این دو را «تنها نوع روابط منحصر به فرد» در سطح واحدهای سیاسی جهان می دانند. رژیم صهیونیستی در حالی که تنها یکهزارم جمعیت جهان را داراست اما یک سوم از مجموع کمک های خارجی آمریکا را آن هم با امتیازات بیشتری نسبت به دیگر دریافت کننده ها، به خود اختصاص داده است. برخی معتقدند علت توجه آمریکا به اسرائیل نفوذ جمعیت شش میلیونی یهود است که اتفاقا به لحاظ اقتصادی از وضعیت خوبی برخوردارند . آنها در محافل سیاسی و کنترل، نظارت و هدایت نهادهای آمریکا و لابی های قدرتمند یهودی حضور دارند.به عبارتی تحت تاثیر این تحولات، کمک ها ابزاری برای تقویت «هدف» یعنی رژیم صهیونیستی می باشد.
اما در مقابل، برخی دیگر معتقدند رژیم صهیونیستی به جای آن که به عنوان «هدف» در سیاست خارجی آمریکا مطرح گردد، بیشتر ابزاری برای پیشبرد «اهداف» سیاست خارجی آمریکا می باشد. بنابر این هدف از کمک به این رژیم کمک غیرمستقیم به اهداف سیاست خارجی است. رونالد ریگان اولین رئیس جمهوری بوده که آشکارا به این سیاست اعتراف کرد. وی در مبارزات انتخاباتی خود اسرائیل را «یک همدست استراتژیک برای آمریکا» می دانست. به عقیده ناظران، اسرائیل نماینده استراتژیکی آمریکا در منطقه حیاتی خاورمیانه برای پیشبرد اهداف آن کشور در زمینه عقیم گذاشتن طرح های خاورمیانه ای اتحاد جماهیر شوروی تا قبل از فروپاشی بود. در برهه ای از زمان اسرائیل با حمایت از اردن در مقابل سیطره جویی های شوروی مانع از تحقق اهداف مسکو در خاورمیانه گردید. از سال 1971 همزمان با دریافت اولین کمک عمده اسرائیل از آمریکا، رژیم صهیونیستی کمک های شایانی به امنیت جبهه جنوبی خاورمیانه نموده است. در سال 1970 رژیم صهیونیستی به دستور مستقیم واشنگتن از حمله سوریه به اردن جلوگیری کرد. در جنگ علیه عراق رژیم صهیونیستی متحد استراتژیک آمریکا بود. همزمان با این کارکرد و در دوره پس از آن، رژیم صهیونیستی نقشی حیاتی در توسعه رفاه اجتماعی آمریکا و بازاری خوب برای کالاهای آمریکایی بوده است.
ژوزف سیسکو معاون سابق وزیر کشور آمریکا خطاب به ساموئل کائز مولف اسرائیلی می گوید: «من به شما اطمینان می دهم که اگر ما ارزش افزوده کامل پول های خودمان را (از کمک های اعطایی به شم) به دست نیاوریم، شما حتی یک سنت هم از ما دریافت نخواهید کرد».
آمریکا ابتدائا اعلام کرده بود که هدف از کمک های اعطایی به رژیم صهیونیستی تقویت روحی و اقتصادی اسرائیل می باشد. بنابر این بایستی همزمان با قدرتگیری و رشد وضعیت اقتصادی کمک ها نیز قطع و یا حداقل کاهش پیدا می کرد. در حالی که 99 درصد از کمک های اعطایی بعد ا زجنگ ژانویه 1967 پرداخت شده است یعنی درست زمانی که رژیم صهیونیستی خود را قوی تر از مجموع ارتش های اعراب می دید. از 2/1 میلیارد دلار کمک اقتصادی سالانه رژیم صهیونیستی از آمریکا هیچ بخشی از این دریافتی ها در زیر ساخت های اسرائیل هزینه نمی گردد. اغلب پول ها برای بازپرداخت وام های قبل از 1974 استفاده می شود. شدت این مسئله به حدی است که اقتصاددانان رژیم صهیونیستی نسبت به سیاست دریافت کمک انتقاد کرده و آن را عامل کاهش تولید دانسته اند. در بستر تاریخی، زمانی که با میانجیگری هنری کیسینجر میان مصر و رژیم صهیونیستی، توافقی مبنی بر عقب نشینی اسرائیل از صحرای سینا امضا شد، این رژیم 17 میلیارد دلار سرمایه شامل پایگاه های هوایی کاملا پیشرفته مستقر شده و چاه های نفت را از دست داد. جالب آنکه به خاطر محروم بودن رژیم صهیونیستی از ذخایر فسیلی، این رژیم سالانه بیش از مقدار کمک دریافتی از آمریکا نفت وارد می کند.
کاملا واضح است که اگر هدف از کمک تقویت اقتصاد رژیم صهیونیستی می بود بایستی همزمان با رشد اقتصادی اعطا کمک ها قطع می گردید. اما این مسئله نیز اتفاق نیفتاده است. تولید ناخالص داخلی رژیم صهیونیستی در حال حاضر 150 میلیارد دلار است که 2/1 میلیارد دلار کمک اقتصادی اعطایی آمریکا تنها 2/1 درصد از تولید ناخالص داخلی رژیم صهیونیستی را تشکیل می دهد.
ژنرال «حرج کیگان» رئیس سابق اطلاعات نیروی هوایی آمریکا معتقد است در حالی که رژیم صهیونیستی سالانه 8/1 میلیارد دلار کمک نظامی از آمریکا دریافت می کند در مقابل رژیم صهیونیستی بین 50 تا 80 میلیارد دلار در زمینه های صرفه جویی اطلاعاتی، تحقیقاتی و توسعه، اطلاعات و سیستم سلاح های شوروی، جمع آوری اطلاعات مربوط به شوروی و ارسال آنان به پنتاگون به آمریکا سود رسانده است.
برای هر دلاری که آمریکا به صورت کمک نظامی به رژیم صهیونیستی اعطا می کند رژیم صهیونیستی باید دو تا سه دلار خرج کند تا چگونگی استفاده از سلاح ها را به نظامیان خود آموزش دهد و قطعات یدکی آن را خریداری کند. در ضمن کمک های نظامی آمریکا مشروط به آن است که 57 درصد از این کمک ها باید مستقیم یا غیرمستقیم در داخل آمریکا هزینه شود. آمریکا با کمک نظامی به اسرائیل و تقویت توان مالی خریدهای نظامی آن رژیم، نوعی میدان رقابت خریدهای تسلیحاتی را میان اعراب و رژیم صهیونیستی و آن هم به نفع بازار آمریکا به راه انداخته است. بر همین اساس است که طیفی عظیم از کارخانه داران تسلیحاتی رژیم صهیونیستی و نمایندگان و ابسته به آنان در کنگره، صرف نظر از گرایش خود به تل آویو با کاهش هر گونه کمک نظامی به رژیم صهیونیستی مخالفت می ورزند.
بنابر این کمک های آمریکا به اسرائیل ابزاری برای تقویت رژیم صهیونیستی به عنوان حافظ و حامی منافع ملی آمریکا در منطقه حیاتی خاورمیانه می باشند.