محمدکاظم انبارلویی
امروز چهاردهمین روز مقاومت حزبالله در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستى است. 14 روز مقاومت در برابر ارتشى مدرن و تا بن دندان مسلح از طرف یک گروه چریکى که محروم از داشتن ادوات سنگین و یک ارتش کلاسیک است شگفتى استراتژیستهاى نظامى جهان را برانگیخته است. این شگفتى در جهان عرب دو چندان است. مردم عرب از خود مىپرسند 40 سال پیش رژیم صهیونیستى قدرت کنونى را نداشت، ظرف 6 روز تمام ارتشهاى عربى را در هم شکست و یک آتشبس و سپس صلح مسلح را به آنها تحمیل کرد، چطور امروز نمىتواند در برابر یک حزب مسلح پایدارى کند. اکنون در ذهن مردم عرب فلسفه و ارزش وجودى ارتشهاى خودشان زیر سئوال است. سئوال این است کارى که یک گروه چریکى به راحتى انجام مىدهد چگونه آنها با این همه بودجه و ادوات و درجه و سلسله مراتب نظامى نمىتوانند انجام دهند.
سئوال دیگر این است ارتش حزبالله چه ویژگى دارد که هم تمامیت ارضى لبنان را حفظ کرده و دشمن را از خاک خود بیرون رانده و هم جلوى تجاوز دشمن را گرفته و هم بزرگترین ضربات و شکنندهترین حملات را در داخل خاک رژیم صهیونیستى با موفقیت وارد کرده و ریخت روانى حکومت غاصبان قدس را به هم زده و تلفات انسانى و خسارات اقتصادى زیادى را هم تحمیل کرده است. از همه مهمتر ساختار سازمانى خود را حفظ کرده وحتى یک کادر از کادرهاى آموزشدیده نظامى خود را هم از دست نداده است.!
اکنون مردم عرب از خود سئوال مىکنند چگونه است یک گروه کوچک مسلح در گوشهاى از خاک یک کشور عربى به رهبرى یک روحانى از سلاله پیامبر (ص) به گونهاى صحبت مىکند که گویى چند برابر دشمن نیرو دارد و هرچه هم مىگوید عمل مىکند. اما رهبران 30- 20 ساله عرب با ارتشهاى کلاسیک و مدرن حتى در ذهن خود شلیک یک گلوله از کلت کمرى خود را به سرزمینهاى اشغالى دریغ دارند.
اکنون مردم کشورهاى عربى از خود سئوال مىکنند چگونه است شهرت، محبوبیت و مقبولیت رهبر یک گروه نظامى کوچک از منطقه تحت نفوذ خود فراتر مىرود و سراسر لبنان را در برمىگیرد. از مرزها عبور مىکند در کشورهاى همجوار عربى براى سلامتى او و توفیق او در جنگ دعا مىکنند، عکس او را در دست و پرچم مقاومت او را در قلب خود به اهتزاز در مىآورند. حتى در جهان غیرعرب یعنى در دنیاى اسلام او را ستایش مىکنند و از آن فراتر در دنیاى غیراسلام در اروپا و آمریکا بر او آفرین مىگویند اما رهبران 30- 20 ساله عرب حتى در کشور خود و پایتخت خود منزوى و مورد لعن و نفرین هستند؟
واقعا پاسخ این سئوالات چیست؟ گمانههایى در ذهن پرسشگران بلافاصله مىدود. اولین آن این است که اصلا آیا در 50 سال گذشته جنگى بین اعراب و اسرائیل وجود داشته است؟ اگر جنگ به مفهومى که اکنون در لبنان و به ویژه مارونالراس در زمین و هوا و دریا در جریان است، وجود داشت، شکستى براى اعراب متصور بود؟ آن سوى معادله جنگ رژیم صهیونیستى همیشه دست به ماشه با اعتقاد به تئورى برترى قوم یهود و استراتژى از نیل تا فرات واقعا در کشتار و خشونت اندکى به خود تردید راه نمىدهد. اما این سوى نبرد اعراب همیشه در اصل مبارزه با رژیم صهیونیستى در تردید بودند و گاهى متکى به قدرتهایى که در پس پرده با رژیم صهیونیستى تبانى داشتند.
رژیم صهیونیستى طى 50 سال گذشته براى تثبیت و بقا مىجنگید و اعراب براى ادامه حیات در محدود ه جغرافیایى باقى مانده در هر نبرد ناکام!
پذیرش این معادله یعنى عقبنشینى تدریجى اضمحلال شرف و عزت قوم عرب و تسلیم در برابر قوم پلید صهیون!
استراتژى حزبالله بر اساس مبارزه ناب آن هم به منظور رسیدن به دو هدف دست یافتنی
1- شهادت که مجرایى براى سعادت ابدى است.
2- پیروزى مطلق که مجرایى براى رسیدن به سعادت دنیوى و حفظ شرف و عزت است، طراحى شده است.
این اهداف و ترسیم استراتژى مبتنى بر آن فقط از دل اندیشه ناب اسلامى و قرآنى بیرون مىآمد. نه پان عربیسم، نه سوسیالیسم عربى و نه لیبرالیسم و ناسیونالیسم توان و کشش رسیدن به این اهداف و استراتژى را نداشت.
اکنون اگر همه جهان جمع شوند آتشبس را به دو طرف تحمیل کنند بدون شک پیروز نبرد حزبالله است. اکنون اگر فروپاشى رژیم صهیونیستى در نتیجه این نبرد آغاز شود و اسرائیل غاصب به ذلت و استیصال برسد باز هم پیروز این نبرد حزبالله است و حتى اگر امروز تمام کادرهاى حزبالله شهید شوند و نبرد آنگونه پایان یابد که در صحراى کربلا در سال 61 هجرى پایان یافت، حزبالله پیروزتر و موفقتر از دو مرحله یادشده اول است.
امروز خون امام حسین (ع) و یارانش در رگهاى سیدحسن نصرالله و یاران او مىجوشد. منطق و نوع جنگیدن حسین (ع) در این طرف نبرد مشهود است. در آنسوى نبرد هم روش و منش و منطق یزید مطرح است. هنوز به پایان این نبرد نابرابر نزدیک نشدیم که فریاد زینبوار اسلامخواهان و آزادیخواهان در پنج قاره جهان بلند است.
مردم جهان و دنیاى عرب از خود مىپرسند آیا شکستى براى حزبالله متصور است؟
دیروز ملکه جنگ آمریکا وارد منطقه شد. وى پیش از ورود هدف از تحولات اخیر را ایجاد «خاورمیانه جدید» بر اساس نقشه از پیش طراحىشده آمریکا ذکر کرد.
غرب مىخواهد جغرافیاى سیاسى و نظامى منطقه را بر اساس طراحى خاورمیانه جدید شکل دهد.
حزبالله نقشه آنها را به هم ریخته، یک گروه کوچک با کمترین امکانات و سلاح اکنون در جنوب لبنان با مقاومت دلیرانه خود در حال طراحى خاورمیانهاى است که در آن اسلام و مسلمانان حرف اول را مىزنند و از شرارت صهیونیسم خبرى نیست و این شدنى است.