صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۶  ، 
کد خبر : ۷۹۶۹۲
بررسی روند پیروزی های حزب الله بر رژیم صهیونیستی

کوبنده و پر صلابت در معرکه


هفته نامه آمریکایی «نیوزویک» در هفدهمین روز نبرد حزب الله با ارتش رژیم صهیونیستی با درج مقاله ای تحت عنوان «حزب الله دارد پیروز می شود»، شوک سنگینی را بر فضای رسانه ای و افکار عمومی غرب وارد کرد. این هفته نامه نوشت: «حزب الله در حال خوردن ناهار(اسرائیل) آمریکاست. حزب الله بازی امید، توقعات و حتی قربانی شدن را برده است. امروز بزرگترین واهمه آمریکا و دنیای غرب از برافراشته شدن پرچم حزب الله بر روی ویرانه هاست.»
پیامدهای جنگ شانزده روزه
در پایان روز شانزدهم نبرد، جلسه ای با حضور اعضای ارشد رژیم صهیونیستی برگزار شد. در این روز، زمانی که وزیر جنگ این رژیم بر روی یک کالک عملیاتی دستاوردهای پنج روزه نبرد زمینی با حزب الله را تشریح می کرد، بسیاری از حاضران در جلسه که اعضای کابینه، نمایندگانی از کنست (پارلمان) و ژنرال های ارتش این رژیم بودند، با نیشخند عملیات «تور فولادی» وی را به تمسخر گرفتند.
پس از گذشت پنج روز از این عملیات، چهارمین ارتش مکانیزه دنیا نتوانسته بود بیش از 2200 متر در سرزمینی نفوذ کند که چند یگان چریکی با عملیات تعقیب و گریز، ضربات مرگباری را بر پیکره ارتش مغرور این رژیم فرود آورده اند.
جلسه اعضای ارشد رژیم صهیونیستی بیش از پنج ساعت به طول انجامید. در ابتدای جلسه، آخرین نظرسنجی انجام شده در لبنان خوانده شد. 86/9 درصد مردم لبنان پس از تحمل دو هفته بمباران سنگین، کشته ها و زخمی های بسیار و آوارگی یک پنجم جمعیت، از مقاومت حزب الله حمایت می کنند و 65 درصد آنان گفته اند پیروز قطعی جنگ، حزب الله خواهد بود.
در این جلسه، فرمانده ارتش خواستار گسترش میدان جنگ شد. در آن سوی دیگر، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی با این نظر مخالفت کرد و گفت: میزان تلفات و خسارات چند روز اخیر ما نشان داده است که یارای گسترش در سرزمینی که نیروهای مقابل ما به یکباره ظاهر می شوند و با ایراد ضربه ای ناگهانی، به سرعت مخفی می شوند را نداریم.
نخست وزیر رژیم صهیونیستی از رئیس ستاد ارتش خواست تا میزان تلفات حزب الله را در نبردهای زمینی چند روز اخیر تشریح کند. رئیس ستاد گفت: هدف اصلی ما در این جنگ، حفظ جان نیروهای خودی است نه گرفتن تلفات از حزب الله. پاسخ رئیس ستاد موجی از اعتراض را در جلسه به دنبال داشت چرا که آمار، گویای این مهم بود که شیب تلفات به شدت به سمت ارتش اسرائیل حرکت می کند و هیچ تدبیری نتوانسته مانع از نسبت تلفات یک به پنج این ارتش مغرور شود. ارتشی که پنج برابر چریک های حزب الله متحمل تلفات شده است.
شیمون پرز در این جلسه با اشاره به نسبت میزان تلفات و پیشروی 2200 متری ارتش اسرائیل به داخل خاک لبنان گفت: اگر بخواهیم این گونه پیش برویم تا به رودخانه لیتانی برسیم باید خود را آماده جنگ دوماهه کنیم و این در صورتی است که اوضاع داخلی اجازه این کار را به ما بدهد.
شیمون پرز سپس خطاب به ژنرال «دن حالوتس» رئیس ستاد ارتش کرد و گفت: «به نظر من بهترین حربه در حال حاضر این است که هرچه می توانیم از حزب الله تلفات بگیریم» و پاسخ رئیس ستاد ارتش این بود: «ضربه زدن به حزب الله و گرفتن تلفات سنگین از آنها یک استراتژی عظیم و سخت می باشد. مقاومت این گروه چریکی، تعجب کارشناسان ارشد نظامی دنیا را برانگیخته است.»
اختلافات موجود در این جلسه، باعث گردید که سران رژیم صهیونیستی نتوانند به جمع بندی واحدی درباره چگونگی ادامه حملات زمینی خود برسند. تنها تصمیم جمعی جلسه، توافق بر ادامه عملیات هوایی بود که از قبل هم روی آن توافق شده بود.
اما چرا سران رژیم صهیونیستی خواستار توقف عملیات نظامی زمینی و تمرکز بر روی حملات هوایی بودند؟ پاسخ این سوال را باید در پیامدهای شانزده روزه جنگ جستجو کرد که به برخی از آنها اشاره می نماییم:
1-جنگ ارتش کلاسیک رژیم صهیونیستی با چریک های حزب الله، عملا به جنگ ماشین و انسان تبدیل شده است. با این وجود گام های لرزان این ماشین با چریک هایی که یک لحظه می آیند، ضربه ای می زنند و به سرعت ناپدید می شوند، به یک پدیده عجیب در تاریخ جنگ ها تبدیل شده است. از همین رو اسرائیل که خود را ناتوان از مواجهه می بیند، به موازات احداث دیوار حائل در درون مرزهای فلسطین، در مرزهای لبنان نیز از ایجاد منطقه حائل سخن می گوید. با تبیین تفاوت میان الزامات جنگ کلاسیک که با تصرف سرزمین شناخته می شود با الزامات جنگ چریکی که با گرفتن تلفات از دشمن معرفی می شود، می توان پیروزی های حزب الله را مشخص کرد.
2-اوج ترس رژیم صهیونیستی از حملات تلافی جویانه و بازدارنده حزب الله آنجا آشکار می شود که یک ژنرال اسرائیلی به خبرنگار روزنامه صهیونیستی «معاریو» گفت: «این جنگ نشان داد که یک گروه چریکی هم می تواند به سلاح استراتژیک مجهز شود.» با گذشت بیش از دو هفته از آغاز جنگ، حجم آتش و برد موشک های حزب الله به مناطق مختلف شمال سرزمین های اشغالی نه تنها کاهش نیافته است بلکه حزب الله از شلیک موشک های جدیدتر با آتش بیشتر و برد طولانی تر خبر می دهد و این برای ارتش رژیمی که مدعی است تمام تحرکات صحنه نبرد را رصد کرده و بلافاصله نیروها و تجهیزات دشمن را مورد هدف قرار می دهد، یک شکست فاحش است.
در پایان هفته دوم نبرد، حزب الله به صراحت اعلام کرد که تنها 20 درصد قدرت و آتشباری موشکی خود را به صحنه نبرد آورده است.
3- هوشمندی و توانایی حزب الله در به تسخیر درآوردن فضای روانی جنگ را باید از عوامل مهم در پیروزی این جنبش دانست. به عنوان نمونه، هنگامی که ناو فوق مدرن ساعره در سومین روز نبرد مشغول گلوله باران مناطق مسکونی لبنان بود، سیدحسن نصرالله در یک برنامه زنده تلویزیونی ظاهر می شود و به ارتش اسرائیل هشدار می دهد که دست از بمباران ها و گلوله باران های بی هدف که اصلی ترین قربانیان آن زنان، کودکان و خردسالان هستند بردارد و گرنه به سرنوشت این ناوی دچار می شوند که دوربین های تلویزیونی در حال نمایش آن هستند. با فرمان سیدحسن نصرالله، چند گوی آتشین به سمت ساعره که مشغول گلوله باران مناطق مسکونی است به حرکت درمی آیند و ثانیه هایی بعد، یکی از مجهزترین ناوهای دنیا حرکت به سمت عمق دریا را آغاز می کند. این صحنه تلویزیونی ضمن آنکه تاثیری شگرف بر روحیه مردم لبنان و ایمان به سیطره حزب الله بر صحنه نبرد گذاشت، ضربه ای هولناک بر پیکره ارتش رژیم صهیونیستی به خصوص نیروی دریایی این دولت جعلی وارد کرد به گونه ای که این نیرو از صحنه عملیات و نبرد حذف گردید.
4-در ششمین روز از نبرد زمینی در مثلث استراتژیک بنت جبیل، مارون الرأس و عیترون، یک فرمانده ارشد نظامی رژیم صهیونیستی که در دامنه تپه 950 متری مارون الرأس قرار داشت از پشت بی سیم فریاد می کشید که ما در زیر آتش پانصد چریک حزب الله قرار داریم. ما دچار کمبود نیرو، تجهیزات و حجم آتش هستیم. به گفته منابع ارتش اسرائیل، در این روز 300 کماندوی آموزش دیده وظیفه داشتند تپه مارون الرأس را به اشغال خود درآورند که پس از تحمل 45 کشته، 120 زخمی و انهدام دو هلی کوپتر و 20 دستگاه تانک و خودروی زرهی، در پای تپه مارون الرأس متوقف شدند. حزب الله هم در پایان آن روز با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد: امروز 18 تن از چریک های حزب الله در مقابل تیپ کماندوهای ویژه رژیم صهیونیستی در منطقه مارون الرأس از خود مقاومت جانانه ای نشان دادند و پس از 12 ساعت نبرد سنگین، آنها را مجبور به عقب نشینی از این تپه استراتژیک کردند.
سران ارتش رژیم صهیونیستی که هیچ پاسخی برای این بیانیه حزب الله نداشتند، در پایان این روز که به روز سیاه ارتش صهیونیستی مشهور شد، اعلام کردند در نبرد امروز دو تن از رزمندگان مجروح حزب الله را در تپه مارون الرأس به اسارت خود درآورده اند که بلافاصله حزب الله اسامی 81 نیروی مستقر در مارون الرأس را اعلام کرد و گفت هیچ یک از نیروهای ما به اسارت درنیامده اند. پاسخ حزب الله باعث گردید تا روز بعد، منابع صهیونیستی اعلام نمایند که دو تن از افراد محلی که به گمان می رفت از نیروهای حزب الله باشند، دیروز دستگیر و پس از بازجویی آزاد شدند.
5-انهدام گسترده تانک های پیشرفته مرکاوا که از آن به عنوان «اژدهای زره پوش» نام می برند، از دیگر ضربات هولناکی است که حزب الله بر پیکره نیروی زمینی رژیم صهیونیستی وارد نموده است. یک فرمانده ارتش حزب الله درباره چگونگی انهدام این تانک ها گفته است: کارشناسان نظامی و متخصصان علوم پایه حزب الله پس از دو سال مطالعه بر روی نقاط ضعف و قوت تانک مرکاوا و همچنین تجزیه و تحلیل آلیاژ های به کار رفته در زره این تانک، سلاحی را ساخته اند که بر پاشنه آشیل این تانک فرومی نشیند و با قدرت انفجاری خود، مجالی به سرنشینان آن برای فرار از محفظه تانک نمی دهد.
6-انهدام پنج هلی کوپتر آپاچی در پنج روز اول نبرد زمینی، فاجعه ای دیگر برای ارتش این رژیم بود. این هلی کوپتر های دارای زره ضدموشک، شکار موشک های پیشرفته حزب الله شدند و تنها در روز اول نبرد مارون الرأس، یکی از این هلی کوپتر ها که در حال انتقال 17 مجروح اسرائیلی بود، با آتش حزب الله سرنگون شد تا تمامی سرنشینان آن در آتش انتقام حزب الله گرفتار آیند. سقوط این پرنده آهنین آنچنان هولناک بود که در روزهای بعد، فرماندهان ارتش این رژیم دستور دادند مجروحان جنگ باید به وسیله تانک های مرکاوا از صحنه خارج شوند. تانک هایی که در صحنه نبرد عملا به نعش کش هایی برای رژیم صهیونیستی تبدیل شده اند.
7-در پایان روز پانزدهم نبرد، بخش هایی از مصاحبه نیروهای ارتش رژیم صهیونیستی که از جبهه مارون الرأس به عقب بازگشته بودند در روزنامه معاریو منتشر گردید. از سوی دیگر، خبرنگار شبکه تلویزیونی فاکس نیوز هم در یکی از بیمارستان های تل آویو به سراغ چند تن از مجروحان مارون الرأس رفت. این سربازان در تشریح صحنه نبرد با حزب الله گفتند: «ما آنچه را که تاکنون در فیلم های هالیوودی دیده بودیم این روزها در صحنه نبرد به چشمان خود دیدیم. از زمین و آسمان بر روی ما آتش می بارید. سربازانی که به یکباره بر ما هجوم می آوردند و پس از زدن ضربه ای هولناک، به یکباره ناپدید می شدند. ما هم چاره ای جز شلیک های بی هدف و دیوانه وار به اطراف خود نداشتیم.»
8- در پایان روز شانزدهم و پس از گذشت یک هفته از عملیات زمینی، نظامیان رژیم صهیونیستی مجبور به عقب نشینی از مثلث استراتژیک شده اند. این اقدام در حالی صورت گرفت که از سه روز پیش برای آنان مشخص شده بود که امکان تصرف شهر بنت جبیل وجود ندارد، چرا که چریک های حزب الله هر لحظه با هجوم برق آسا، آرایش نظامی آنان را به هم می ریزند. در این روز، هنگامی که 30 کماندو ویژه صهیونیستی در تله مسعود و نزدیک بیمارستان بنت جبیل هلی برن شدند تا رزمندگان حزب الله را غافلگیر نمایند اما خود در دام این نیروها گرفتار و حتی برخی از کماندوها با سلاح سرد به هلاکت رسیدند، فرمانده نیروهای ویژه این رژیم از بنت جبیل به عنوان جهنم واقعی یاد کرد.
عملیات بنت جبیل در حالی با شکست مواجه گردید که از چند روز قبل، رسانه های صهیونیستی با بزرگنمایی اهمیت بنت جبیل، مدعی شده بودند به زودی پایتخت حزب الله را فتح خواهند کرد.عقب نشینی نیروی زمینی اسرائیل از بنت جبیل در حالی اتفاق افتاد که سال ها پیش از این، موشه دایان وزیر اسبق جنگ این رژیم در توصیف ارتش صهیونیستی گفته بود که ما چون گاوی وحشی هستیم که با شاخ های تیز خود هیچ مانعی را برای جلو رفتن و هجوم نمی شناسیم.
در جمع بندی این بخش می توان به ارزیابی «عاموس هوئیل» تحلیلگر نظامی «هاآرتص» اشاره کرد که نوشته است: «حزب الله ابتدا ما را تحقیر کرد و سپس بر ما پیروز شد.» وی سپس با اشاره به سبک مقاومت و حمله حزب الله، این سیستم را پیچیده و غیرقابل تسخیر دانست و افزوده است: «امکان رسیدن به راه حلی سریع و موفق وجود ندارد. من به فرماندهان ارتش توصیه می کنم از اهداف خود کاسته و آماده آتش بس شوند.» از اظهارنظرهای این روزهای مقامات اسرائیلی به خوبی نمایان است که آنان اهداف خود را کاسته اند و دیگر کسی از نابودی حزب الله سخن نمی گوید. حتی خلع سلاح حزب الله هم تاحدودی رنگ باخته است. آنچه امروز رژیم صهیونیستی پس از هجده روز جنگ در پی آن است فقط دور کردن حزب الله از مرزهامی باشد کمااینکه ابتکار جدید نظامی اسرائیل حول این محور دور می زند که حیفا از تیرراس حزب الله خارج شود. شاید بخشی از بمباران های سنگین شهر صور با این هدف قرار می گیرد که به گمان فرماندهان این رژیم، صور محل آتشبار موشک های حزب الله است.
ورود به فاز سیاسی و خلع سلاح فنی حزب الله
در آغاز دومین روز نبرد حزب الله با ارتش رژیم صهیونیستی، جورج بوش بر روی صفحات تلویزیونی ظاهر شد و گفت: این جنگ را من «جنگ اعلی» می نامم. جنگی بزرگ که کانون تروریسم را خواهد خشکاند و سپس روز بعد، قسمت دوم سناریو را کاندولیزارایس اجرا کرد و در مقابل صدها عکاس و خبرنگار خارجی تصریح کرد: «ما یک هفته به ارتش اسرائیل فرصت داده ایم تا طومار حزب الله را درهم پیچد. این جنگ، جنگ نهایی خواهد بود. پس از پایان ضرب الاجل یک هفته ای رایس و مقامات آمریکایی، نتایج جنگ به گونه ای پیش رفته بود که سردمداران کاخ سفید را مجبور کرد پیروزی خود را از طریق گفتگوهای سیاسی و رایزنی های دیپلماتیک دنبال نمایند.
ورود رایس به لبنان را باید اولین و مهم ترین گام در این زمینه ارزیابی کرد، اگرچه پیش از این، سران کشورهای عضو جی8 و وزرای خارجه اتحادیه اروپا در بروکسل، با صدور بیانیه ای خواستار تحقق فوری آتش بس شده بودند. رایس پیش از ورود به لبنان، به صراحت گفته بود که الآن زمان آغاز تحقق خاورمیانه جدید است و در این خاورمیانه، جایی برای گروه های تروریستی همچون حزب الله وجود ندارد.
مذاکرات رایس در لبنان خیلی زود به شکست انجامید. او که برای خرید زمان به بیروت آمده بود نتوانست برای طرح های خود از جمله خلع سلاح لبنان ضمانت هایی را دریافت نماید چرا که برای عملیاتی شدن این طرح نیازمند پیوند با رخدادی روی زمین و در صحنه عملیات بود که اخبار آن روزها حاکی از شکست خفت بار ارتش صهیونیستی در رویارویی با جنبش مقاومت حزب الله بود. لذا رایس وقتی موضوع آزادی اسرای رژیم صهیونیستی قبل از برقراری آتش بس را مطرح کرد و از نبیه بری خواست در حین حضور او در بیروت، اسرای اسرائیلی را آزاد کند، در پاسخ شنید: «وقت شما در بیروت تلف می شود. شما هر چه زودتر تشریف ببرید.» رایس گمان می کرد لبنانی های زیر فشار حملات سنگین هوایی، او را فرشته نجات تصور نموده و هر چه بخواهد نثارش می کنند.
حضور رایس در جمع گروه 14 آذار لبنان که مجتمعی از مخالفان سیاسی حزب الله هستند و مباحثی که در آن جلسه مطرح شد هم نشان داد که لبنانی ها اراده ای محکم برای خلع سلاح حزب الله ندارند. البته راز آن را رایس فهمید، چون در پایان مذاکرات به خبرنگاران گفت: خلع سلاح حزب الله در فرایند داخلی لبنان امکان پذیر نیست.
رایس با دستان خالی بیروت را ترک کرد و به تل آویو رفت. ماموریت رایس در لبنان با ناکامی مواجه شده بود. با نگاهی به آنچه رایس با خود به بیروت آورده بود می توان فهمید که برای وزیر امور خارجه آمریکا در این سفر موضوع مهمتری وجود داشته که دعوت به آتش بس را تحت الشعاع قرار داده بود. مذاکرات رایس و مفاد این گفتگوها در بیروت بیانگر آن بود که وی سعی کرده در پایان مذاکرات، بسته تشویقی از لبنان برای رژیم صهیونیستی ببرد و نه مسئله ادامه جنگ که امید چندانی نمی توان برای گره گشایی از مشکلات اسرائیل در آن یافت.
رایس در سفر به لبنان، آزادی اسرای اسرائیلی را در صدر همه مسائل قرار داد و در کنار آن از منطقه حایل بین لبنان و فلسطین اشغالی، تقویت مسئولیت پذیری ارتش لبنان، استقرار نیروهای چند ملیتی :ونه حافظ صلح- در مرز جنوب، خلع سلاح حزب الله، حق بازگشت آوارگان و تقدیم کمک ها برای بازسازی لبنان سخن گفت و این در حالی بود که همگان می دانند بازگشت آوارگان به طور طبیعی در پایان هر جنگ اتفاق می افتد و نیز کمک های بین المللی برای بازسازی نقاط آسیب دیده از جنگ کم و بیش گسیل می شود ولی رایس خواست از این دو پدیده طبیعی استفاده کند تا سوگیری اصلی مذکرات که به طور یکجانبه به نفع اسرائیل بود را مخفی نماید. رایس در سفر به لبنان فقط با افراد خاصی ملاقات کرد و حتی از ملاقات با رئیس جمهور لبنان اجتناب ورزید. این واقعا نشان می دهد که او برای آتش بس به بیروت نرفته بود.
رایس در سفر به لبنان و فلسطین اشغالی به گونه ای رفتار کرد که اجلاس رم تبدیل به یک باشگاه سخنرانی و کارناوال تبلیغاتی برای سردمداران کاخ سفید گردید. در واقع اجلاس رم قبل از گشایش، با شکست مواجه گردید.
مجموعه اظهار نظرات ارائه شده در این اجلاس نشان داد که آنان روی یک چیز توافق داشتند و آن اینکه «هیچ توافقی وجود ندارد!»
به اعتقاد برخی تحلیلگران، در اجلاس رم حتی توافق نظری میان آمریکا و اسرائیل هم وجود نداشت و در حالی که مقامات اسرائیلی در جستجوی آتش بس و مهار حزب الله بودند، رایس بر طبل ادامه جنگ می کوبید و تنها شرط آتش بس را خلع سلاح جنبشی می دانست که حتی گروه های سیاسی مخالف داخلی لبنان هم راضی به خلع سلاح این جنبش در دیدار با رایس نشدند.
اجلاس رم نشان داد که آمریکایی ها نسبت به مقامات اسرائیلی راغب تر به ادامه جنگ هستند تا شاید از این رهگذر، هم مشکل خود و هم مشکل اسرائیل را حل نمایند. بخشی از این طرح جنگ حتی می تواند با استقرار نیروهای ناتو در جنوب لبنان که فرماندهی آنان به عهده ارتش آمریکا می باشد، طرح ریزی شود که تاکنون با مخالفت صریح مقامات اروپایی مواجه گردیده است. ژاک شیراک در گفتگو با روزنامه فرانسوی زبان لوموند در این باره گفته است: ما مخالف حضور ناتو در مرز لبنان هستیم. ما در شبه جزیره بالکان، افغانستان، آفریقا و عراق نیرو داریم. ما باید به دنبال نیروهای بین المللی غیروابسته به ناتو باشیم تا آتش بس را در لبنان تضمین نمایند.
مواضع اروپا تاکنون نشان داده است که این اتحادیه حاضر به تامین منافع آمریکا از جیب خود نبوده و راضی به مداخله و پرداخت هزینه در شرایط غیربازده سود سیاسی هم نمی باشد. از سوی دیگر، آمریکایی ها هم نمی خواهند اروپا نقش مثبتی را در خاورمیانه ایفا کند بلکه از این اتحادیه همواره به عنوان یک نقش «همراه» و نه «همکار» سود جسته اند.
هفته سوم جنگ حزب الله با ارتش رژیم صهیونیستی در حالی به پایان خود نزدیک می شودکه به نظر می رسد فضای سیاسی و رفت وآمد های دیپلماتیک بر میدان نبرد سایه افکنده است. قرار است در پایان هفته جاری، اتحادیه اروپا نشستی را درباره لبنان برگزار کند و سران کشورهای اسلامی هم پس از سه هفته تاخیر، روز پنجشنبه گردهم می آیند تا شاید راه حلی پیدا کنند. اجلاس رم نشان داد که محور آمریکا-اسرائیل درصدد است تا قبل از دست یافتن رژیم صهیونیستی به موقعیت برتر در جنگ، بمباران لبنان و تجاوزات خود را به این کشور ادامه دهد. در این میان کشورهای اروپایی هم بحران لبنان را فرصت مناسبی برای ورود به معادله خاورمیانه می دانند. از همین رو بود که فنلاند به عنوان رئیس دوره ای اتحادیه اروپا، درست در جلسه ای که با اصرار آمریکا، درخواست آتش بس به تصویب نرسید، اعلام کرد کشورهای اروپایی بار دیگر دور هم می آیند تا بحران لبنان را حل و فصل نمایند.
قصه این نشست ها که به منظور «خلع سلاح» و یا «مهار» حزب الله صورت می گیرد، قصه ای است بس خطرناک و پیچیده که تنها راه مهار آن پیگیری سیاسی است که سیدحسن نصرالله در پایان هفته اول درگیری ها بدان اشاره کرد. سیدحسن خطاب به کشورهایی که درصدد بین المللی کردن بحران لبنان و دخالت در آن بودند، گفت: «تنها راه حل فرونشستن درگیری ها، مبادله اسرای دو کشور است. دولت لبنان می تواند مذاکراتی را با طرف اسرائیلی آغاز و زمینه های مبادله اسرا را فراهم آورد.» این جملات هوشمندانه سیدحسن نصرالله نشان داد که وی دست غرب به ویژه آمریکا را برای ورود به فاز منازعه سیاسی و تبدیل بحران لبنان به بحرانی بین المللی خوانده است. بحرانی که غرب درصدد نمایش آن به صورتی بین المللی است تا شاید از رهگذر آن بتواند با تشکیل اجماعی بین المللی، اقدام به خلع سلاح و مهار قدرت حزب الله نماید. امیدی بس واهی که بخشی از پاسخ آن را کوفی عنان در سخنرانی خود و در پاسخ به تقاضای برخی از اعضای حاضر در اجلاس رم تاکید کرد و گفت: «شما نمی توانید حزب الله را خلع سلاح کنید. این نیازمند یک درک داخلی از لبنان است.» و نتیجه گرفت که برای پایان یافتن بحران، فقط یک راه باقی است و آن تبادل اسرا و پایان تمامی تجاوزات اسرائیل. در این اجلاس هیچ کس به سخنان کوفی عنان اعتراضی نکرد چرا که همه واقعیتی به نام حزب الله را به گونه ای کوبنده و ملموس درک کرده بودند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات