رژیم صهیونیستی به منظور نیل به اهدافی در داخل لبنان، اسیر شدن دو نظامی خود را در مزارع شبعا بهانه قرار داد و یک جنگ تمام عیار و نابرابر را بر حزب الله تحمیل کرد. تصور مقامات تل آویو این بود که در یک زمان کوتاه و محدود می توانند به اهداف نظامی و سیاسی خود در لبنان نایل آیند. مهمترین هدف های رژیم صهیونیستی در تهاجم گسترده به لبنان عبارتند از: پیروزی سریع و برق آسا در جنگ نظامی، انهدام پایگاه ها و سکوهای موشکی حزب الله، اشغال بخشی از جنوب لبنان، آزادسازی اسرای صهیونیستی، ترور سیدحسن نصرالله، فعال کردن و تقویت گسل های سیاسی، فرقه ای و مذهبی در لبنان علیه مقاومت حزب الله، عملیاتی کردن اجرای قطعنامه 1559 شورای امنیت به منظور خلع سلاح حزب الله لبنان.
ارتش رژیم صهیونیستی زمانی که با مقاومت و پایداری سرسختانه حزب الله مواجه گردید و ارابه جنگی آن زمین گیر شد، در یک واکنش جنون آمیز و وحشیانه مبادرت به بمباران مناطق مسکونی و گرفتن تلفات از شهروندان لبنانی کرد و در هر روز به طور متوسط بیش از 170 بار مناطق مسکونی و زیر بناهای اقتصادی لبنان را هدف آماج بمباران های خود قرار داد. این بمباران ها با هدف انهدام زیرساختار اقتصادی دولت و انتقام از مردم به دلیل حمایت های آنها از حزب الله انجام می گرفت.
صهیونیست ها در نبرد خود با حزب الله از یک سو با حملات موشکی حزب الله مواجه شدند و از سوی دیگر با تلفات زیاد نیروی انسانی در جبهه ها که در طول حیات سیاسی اشغالگری خود تاکنون نظیر آن را مشاهده نکرده بودند. لذا آنها عاجز از رویارویی نظامی با حزب الله، به طور وحشیانه مناطق مسکونی را بمباران می کردند.
1- نیروی دریایی این رژیم قبل از اینکه تحرکی از خود بروز دهد در دریای مدیترانه هدف عملیات حزب الله قرار گرفت و قدرت مانور از آن گرفته شد.
2- نیروی زمینی رژیم صهیونیستی در میان بهت و تعجب استراتژیست های جهان، در نبرد با حزب الله متحمل خسارات فراوانی گردید و علی رغم اینکه توانسته بود حدود دو کیلومتر پیشروی کند تحت فشارهای سنگین و عملیات های پارتیزانی حزب الله مجبور به عقب نشینی شد.
3- نیروی هوایی نیز تنها به بمباران مراکز اقتصادی و مسکونی لبنان مبادرت می ورزید و اهداف آن نمی توانست بر سرنوشت جبهه های جنگ خیلی تاثیرگذار باشد زیرا بمباران مراکز اقتصادی و مسکونی در لبنان، برای نیل به هدف های مورد نظر خیلی کارساز نیست و رژیم صهیونیستی نمی تواند تنها با بمباران مناطقی از لبنان و ویران کردن زیرساخت های اقتصادی و آواره کردن شهروندان لبنانی به هدف های استراتژیک خود از جمله خلع سلاح حزب الله و انهدام مقاومت برسد. کمااینکه تجربه جنگ های دوم جهانی و ویتنام برای متحدین استراتژیک رژیم صهیونیستی :آمریکا- ثابت کرده است که بمباران های هوایی مراکز مسکونی واقتصادی سبب انسجام ملی و تقویت حمایت مردم از رزمندگان جبهه جنگ خواهد شد.
به این ترتیب مجهزترین در قشر خاورمیانه که زمانی به عنوان یک ارتش شکست ناپذیر به افکار عمومی القا می شد امروز در مقابل یک نیروی کوچک چریکی شکست خورده و در نیل به اهداف نظامی خود ناکام مانده است.
رژیم صهیونیستی پس از ناکامی در جبهه های جنگ، سعی دارد با استمرار حملات وحشیانه خود به مراکز سیاسی و اقتصادی لبنان، طرح سیاسی و دیپلماتیک نیل به اهداف مورد نظر را در دستور کار قرار دهد تا با ورود نیروهای بین المللی به جنوب لبنان، به تدریج مقدمات اجرایی شدن قطعنامه 1559 را فراهم کند.
با شکست استراتژی نظامی رژیم صهیونیستی در جنگ لبنان و زمین گیر شدن ماشین جنگی آن، وضعیت متفاوتی بر اشغالگران تحمیل شده و صحنه نبرد به نفع مقاومت حزب الله در حال شکل گرفتن است و آن اینکه:
1- جنگ روندی فرسایشی به خود گرفته و صهیونیست ها نتوانسته اند در یک جنگ برق آسا بر حزب الله پیروز شوند.
2- موشک های میان برد حزب الله و زدن عمق استراتژیک صهیونیست ها معادلات آنها را برای پیروزی سریع به هم زده است.
3- با گذشت زمان و فرسایشی شدن جنگ ابتکار عمل در اختیار چریک های حزب الله قرار می گیرد و صهیونیست ها مجبور به دادن تلفات بیشتری خواهند بود.
4- صهیونیست ها در طول چند هفته گذشته جنگ متحمل خسارات و تلفاتی شده اند که پیش از این مشابه آن را ندیده اند و ادامه این روند سبب انشقاق در جامعه صهیونیستی و در میان ارتشیان خواهد شد.
5- بمباران های موشکی حزب الله، جامعه موزاییکی صهیونیستی را در مقابل تل آویو قرار داده و آنها دیگر نمی توانند به آهنین بودن ارتش صهیونیستی اعتماد کنند.
6- صهیونیست های اسکان داده شده در فلسطین اشغالی کاملا دچار بحران روحی و روانی شده و تداوم این وضعیت سبب کوچ آنها به کشورهای آبا و اجداد شان خواهد شد.