صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۳  ، 
کد خبر : ۷۹۷۰۸

آتش خبر


رضا فاطمی
هنوز ساعتی از عملیات غرورآفرین حزب الله در به هلاکت رساندن هشت سرباز رژیم صهیونیستی و به اسارت درآوردن دو تن دیگر نگذشته بود که شبکه های تلویزیونی و خبرگزاری های الجزیره، العربیه، رویترز، بی بی سی و سی ان ان، با قطع برنامه های عادی خود، این رویداد مهم و شگفت آور را مخابره کردند. دقایقی بعد، این رسانه ها با حجم بالایی از خبر، گزارش و تحلیل عملیات مذکور، فضای خبری دنیا را به تسخیر خود درآوردند.
در این میان به اقتضای حرفه مطبوعاتی ام، سری به خبرگزاری های داخلی همچون ایرنا، ایسنا، فارس، مهر، ایلنا، العالم، قدسنا و... زدم تا شا ید تصویر واقعی تری از این عملیات داشته باشم اما ردپای هیچ خبری در این خبرگزاری ها مشاهده نمی شد. پس از گذشت ساعاتی که در دنیای رسانه هر دقیقه و ثانیه آن، لحظه ای مغتنم و تاثیرگذار به حساب می آید، اولین خبر را بر روی خروجی یکی از خبرگزاری های داخلی به نقل از الجزیره مشاهده کردم.
موج دوم رسانه ای با ارسال تصاویری از حملات هواپیماهای رژیم صهیونیستی به فرودگاه ها، پل ها، جاده های مواصلاتی، انبارهای سوخت و مواد غذایی و سپس با مقابله موشکی حزب الله با این حملات آغاز شد. در موج دوم هم، هر چه خبر، گزارش و تصویری که ارسال می شد، بر آن آرم الجزیره، العربیه، رویترز و بی بی سی نقش بسته بود.
در این سوی میدان، بالاخره پس از ساعت ها انتظار، خبرنگار صدا و سیما در بیروت در ارتباط مستقیم و زنده، اولین گزارش خبری خود را به تهران مخابره کرد تا بینندگان سیمای جمهوری اسلامی ایران، از فراز یکی از آپارتمان های منطقه شرقی بیروت که در پشت صحنه آن هیچ اثری از درگیری و بمباران های سنگین هوایی نبود، گزارش خبرنگاری را ببینند و بشنوند که ای کاش آن گزارش این همه همراه با ترس و لکنت زبان نبود و هیچ گاه هم مخابره نمی‌شد.
ارسال این گزارش یأس آور همراه با سیطره بی چون و چرای خبرگزاری ها و شبکه های تلویزیونی خارجی در مخابره اخبار لبنان، باعث گردید تا در جلسه ای با حضور چند تن از سردبیران مطبوعاتی، به دنبال یافتن راهی برای اعزام خبرنگار و عکاس به لبنان بیفتیم. پس از پایان جلسه، افراد حاضر دست به کار شدند تا در تماس با مسئولان مربوطه و مراکز دست اندرکار بتوانند مسیری را برای اعزام عکاس و خبرنگار پیدا نمایند. در پایان آن روز، هر یک به انتظار خبری خوش از دیگری بودیم اما همه تماس هایی که افراد با وزارت خارجه، ارشاد، صداوسیما، سفارت ایران در بیروت و دمشق، سفارت لبنان در تهران، مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور، انجمن روزنامه نگاران مسلمان، اداره مطبوعات خارجی و... داشتند، به ناامیدی ختم شده بود.
روزنامه های تهران در سومین روز درگیری، صفحات اول خود را با تصاویر و اخبار رسانه های خارجی از بیروت و غزه بسته بودند و این در حالی بود که برخی مقامات غربی و رژیم صهیونیستی، از درگیری حزب الله و ارتش اشغالگر قدس، به عنوان درگیری غیرمستقیم ایران و رژیم صهیونیستی نام می بردند و ما هم باید اخبار و تصاویر این درگیری را از کانال خبرگزاری هایی دریافت می کردیم که سهامداران و گردانندگان بسیاری از آنها، صهیونیست های افراطی هستند.
روزهای چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هشتم و نهم درگیری را همچنان پشت سر می گذاشتیم و حسرت و اندوه و لب گزیدن و بر پشت دست زدن های همکاران مطبوعاتی ام روز به روز بیشتر و شدیدتر می شد. آنان چونان کبوتری اسیر شده در قفس، به این طرف و آن طرف می زدند تا شاید بتوانند روایتگر صادق آزمون سرنوشتی باشند که درس ها و عبرت های فراوانی برای جهان اسلام و غرب خواهد داشت.
امروز، روز دوازدهمی است که ما در محاصره قرار گرفته ایم. بوق های سامری از هر سو بر سر ما آتش خبر می ریزند و ما چاره ای جز مصرف آن نداریم. آتشی که از اعماق وجود همکارانم برخاسته، از فاصله های دور و از پشت گوشی ها و تماس های تلفنی هم درونت را می سوزاند. چرا در دنیایی که به جنگ رسانه ها و واژه ها معروف شده و از رسانه به عنوان پیام نام می برند، ما در خلع سلاح کامل به سر می بریم و بی خبر از تهدیدها، قدردان فرصت های فراروی نیستیم. مگر فرصت ها چند بار به سراغ ما می‌آیند؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات