سیدقهرمان مرادخانی/ کارشناس مسائل سیاسی
اینک که اصولگرایان جریان غالب سیاسی بر کشور محسوب می شوند و برای پیاده کردن شعارهای خود دارای هرگونه امکانات مردمی و دولتی هستند باید فرصت را مغتنم شمرده و با عبرت از جریان شکست خورده اصلاحات، مسیری را برنگزینند که اصلاح طلبان رفتند.
با عنایت به اینکه جریان اصولگرایی خود متشکل از مجموعه ای از نیروهای متفاوتی است که هر چند در اعتقاد به اصول اساسی یعنی اسلام، انقلاب، امام و رهبری مشترکند اما در نگاه به شیوه حکومت داری و در نوع خدمات رسانی به مردم کاملا متفاوتند. لذا برای جلوگیری از هرگونه آسیب جدی به جریان اصولگرایی موارد زیر توصیه می شود:
1-تئوری پردازان جریان اصولگرا نسبت به تعیین تئوری های این پدیده همت گمارند. اگر قائلیم که هر جریانی بویژه در عرصه سیاسی می بایست برای دوام و قوام خود دارای چارچوب مشخص و معنی دار باشد. این مفهوم سازی و ایجاد ادبیات مشترک جز به عهده تئوریسین آن گروه نخواهد بود و آنها هسنتد که باید پایه های فکری و اصول اعتقادی آن جریان را به تصویر بکشاند تا مردم که پشتیبان واقعی هر جریان سیاسی می باشند نسبت به پدیده سیاسی مورد علاقه خود با برخورداری از آگاهی و دانایی وارد کارزار شوند. به همین جهت می طلبد که در یک گفتمان صادقانه و دور از هرگونه تنش های درون گروهی، با تبیین تئوری های اصولگرایی افکار عمومی را که به دست آمده است برای تقویت آن معیارهایی در نظر گرفته شود که در زمره اعتقادات و تئوری های تعریف شده جا داشته باشد و در این صورت است که افکار عمومی و توده های مردمی بازیچه دست بازیگران حرفه ای نخواهد بود و وفاداری خود به آرمان ها واهداف آن جریان را به منصه ظهور خواهند رساند.
2- از جمله آسیب هایی که جریان اصولگرایی را با تهدید مواجه می سازد، شناخته شدن اصولگرایی در اذهان و افکار مردم به مخالفت با جریان اصلاح طلبی است. که برای درمان همین موضوع مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانی های خود با نفی تقابل اصولگرایی و اصلاح طلبی، بر ترکیب این دو تاکید نمودند و فرمودند: «اصولگرایی اصلاح طلبانه» البته این یک اصل است که به عنوان یکی از تئوری های این جریان باید در برنامه تئوری پردازان قرار گیرد.
3-اگر بپذیریم که در جامعه ما تحرک سیاسی تا حدی زیادی به دلیل نبود احزاب سیاسی فاقد قاعده مشخص بوده و بیشتر تابعی از حوادث بزرگ و سیاست سیاستمداران می باشد باید پذیرفت که این تحرک برای اینکه جنبه مثبت پیدا کند و در راستای اصولگرایی تداوم یابد، نیازمند توجه به مطالبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آنان است که معمولا قبل از شکل گیری این نوع جریان سیاسی مطرح بوده است چون در اندیشه عمومی مردم منشا احیای اصولگرایی ناشی از همین مطالبات بوده که حاکمان امروز در مسند قدرت و حکومت نشانده است.
4- فعالان سیاسی وفادار به جریان اصولگرا باید همواره یک حقیقت عینی و محسوس را نصب العین خود قرار دهند و با نگاه واقع بینانه به آن، بر تلاش و کوشش خود بیفزاید و آن مغتنم شمردن موقعیتی است که در اختیار آنان قرار گرفته است اگر از این فرصت بدست آمده که یک موهبت الهی برای این گروه محسوب می شود به نحو مطلوب استفاده نشود قطعا باید مترصد یک تهدید جدی باشند که نه تنها از ناحیه جریان مخالف، بلکه از ناحیه معاندین داخلی و خارجی دنبال می شود. واقعیت تلخ آن است که پاره ای از بزرگان و فعالان درون اصولگرا قدر این موقعیت را کمتر احساس کرده و برای شناخت این موقعیت خطیر و درک شرایط آن، گام های اساسی برنداشته اند. بنابر این ضرورت شناخت درست فرصت ها و درک عمیق از تهدیدها، می طلبد که تاملی در رفتار و مشی اصولگرایی خود داشته باشیم.