قاسم غفورى: حسنی مبارک که در انتخابات سال گذشته توانست برای یک دوره دیگر ریاست جمهوری خود را تمدید نماید، نخستین اولویت کاری خود را بر تحکیم پایه های قدرت استوار نمود. او در حالی در راس قدرت باقی ماند که در انتخاباتی که با بیش از یک کاندیدای ریاست جمهوری برگزار شد، وعده داد تا در صورت پیروزی، تغییراتی بنیادین در ساختار اجتماعی و قانونی کشور ایجاد نماید. به رغم تمام وعده های داده شده در طی ماه های اخیر بار دیگر شاهد استمرار روند اجرای سیاست های گذشته از سوی مبارک می باشیم که صرفا در راستای تحکیم پایه های قدرت فردی و به عبارتی حضور مطلق در راس قدرت صورت می گیرد.
براساس گزارش های منتشره بار دیگر صدها تن از مخالفان دولت بویژه اعضای اخوان المسلمین بازداشت و روانه زندان شده اند (افرادی که در دوره انتخابات آزاد شده بودند بار دیگر روانه زندان ها شدند)، انتخابات شهرداری ها برای دو سال آینده به تعویق انداخته شد، قانون اصلاحات در مجلس مردود اعلام شد و ضرورت اجرای آن به طور موقت لغو گردید، تا بار دیگر مبارک نشان دهد که تنها تصمیم گیرنده در کشور، شخص وی می باشد. در کنار این اقدامات نکته قابل تامل، تمدید حالت فوق العاده برای دو سال آینده است. پس از ترور انورسادات در سال 1981 میلادی یعنی از آغاز قدرت یابی مبارک تاکنون این قانون هر ساله تمدید می شود.
براساس این قانون هرگونه مخالفت با دولت، تظاهرات اعتراض آمیز و فعالیت احزاب مخالف دولت (بویژه اخوان المسلمین) جرم محسوب شده و دولت حق دارد بدون محاکمه افراد را بازداشت و روانه زندان نماید. مبارک در حالی به تمدید قانون حالت فوق العاده مبادرت ورزید که:
1)حضور نمایندگانی از احزاب مخالف دولت در مجلس در ماه های اخیر به مانعی بزرگ برای تصویب و به اجرا درآمدن طرح های مبارک بویژه در زمینه اصلاحات اجتماعی و مذهبی که عموما مغایر با اصول دینی و اسلامی است، مبدل گردیده اند. در نطقه مقابل نیز بسیاری از گروه های سیاسی و اقشار مردم با طرح های به اجرا درآمده از سوی مبارک مخالف و آن را گامی در جهت تغییر ساختار دینی و عقیدتی می دانند. در این چارچوب شاهد تظاهرات های گسترده مردم از جمله دانشجویان، قضات و روشنفکران ملی و مذهبی می باشیم. همسویی نمایندگان مجلس و بسیاری از اقشار جامعه در ضدیت با طرح های مبارک مانع از اجرایی شدن طرح های وی گردیده است.
2)این روزها شاهد بحران های سیاسی در سوریه، لبنان و فلسطین می باشیم. تشدید این بحران ها که هرم قدرت را هدف قرار داده، موجب نگرانی مبارک از احتمال تکرار این سناریوها در مصر شده است. مبارک از هم اکنون بر آن شده که با تشدید محدودیت ها مانع از قدرت یابی سایر گروه ها بویژه مخالفان و سهم خواهی آنها از قدرت گردد تا به سرنوشت همسایگان دچار نگردد.
3)عملکردهای مبارک در قبال تحولات سرزمین های اشغالی با خواسته های شهروندان مصری مغایرت دارد. در حالی که وی بر تحکیم مناسبات با تل آویو تاکید دارد، افکار عمومی خواستار پایان روابط با این رژیم و در عوض همکاری با دولت جدید حماس و حمایت از ملت فلسطین می باشند.
4)مبارک حضور در معادلات جهانی و ارتقای دستگاه دیپلماسی خود را در عرصه بین المللی از جمله اولویت های خود قرار داده است. در این چارچوب شاهد دیدارهای مکرر وی از سایر کشورها بویژه کشورهایی اروپایی، آمریکایی و آفریقایی می باشیم. وی در حالی برای توسعه دستگاه سیاست خارجی تلاش می کند، که به امنیت داخلی و ثبات سیاسی که زیربنای معطوف شدن به خارج است توجهی ندارد. با توجه به آنچه ذکر شد، در حالی مبارک برای تمدید حالت فوق العاده و افزایش محدودیتها به ویژه در زمینه فعالیتهای سیاسی گام برمی دارد که مشی وی با مخالفت های شدید نمایندگان مجلس، گروه های سیاسی، افکار عمومی و حتی نهادهای بین المللی رو برو شده است. به این ترتیب وی برای تحقق بخشیدن به سیاست خود نیازمند محرک ها و عواملی بود که تحولات مصر و منطقه تاحدودی آنها را مهیا نمود. از جمله آنها:
الف) انفجارهای صورت گرفته در سنیا و مراکز توریستی که دهها کشته و زخمی برجای گذاشت. دولت با دستگیری مظنونان، آنها را از نزدیکان القاعده و گروه های افراطی معرفی نمود که با گروه های مخالف دولت همکاری کرده و هدف آنها برهم زدن نظم عمومی و تکرار آن در سایر مناطق در بلندمدت بوده است.
ب) تحولات فلسطین و افزایش تحریکات نیروهای نظامی رژیم صهیونیستی در نقاط مرزی که تهدیدکننده امنیت مصر می باشد.
ج) تاکید بر پیام های نوارهای منتسب به رهبران القاعده و طالبان که در آنها مصر به عنوان سناریوی بعدی آنها برای اجرای عملیات های تروریستی معرفی گردیده است. در همین حال آنها اعلام کرده بودند که گروه هایی را در مصر و کشورهای همسایه برای اجرای این اهداف تشکیل داده که در آینده ای نزدیک فعالیت خود را آغاز می کنند.
د) مبارک در ماه های اخیر دیدار های متعددی از اروپا و قدرت های بزرگ جهانی داشته است. در همین حال در سطح اتحادیه عرب نیز حضوری فعال را آغاز کرده است. از اهداف مبارک در اجرای این دیپلماسی فعال را می توان کسب چراغ سبز از سوی سایر کشورها بویژه اروپایی ها برای سکوت در برابر سیاست های داخلی بویژه محدودیت های ایجاد شده در این کشور ارزیابی نمود.
هـ) بهره گیری از گرفتار آمدن آمریکا در تحولات عراق، سرزمین های اشغالی فلسطین و در مجموع خاورمیانه که مانع از استمرار پی گیری های طرح اصلاحات خاورمیانه از یک سو و نیز نیازمندی آنها به همپیمانان منطقه ای نظیر مصر برای خروج از این گرفتاری های گردیده است. مبارک به خوبی آگاه است که در شرایط کنونی آمریکا نیازمند همکاری وی می باشد لذا قاعدتا در برابر سیاست های سرکوب گرایانه وی واکنش چندانی نخواهند داشت. چنانکه مشاهده می گردد که مقامات کاخ سفید پس از تمدید حالت فوق العاده صرفا به ابراز تاسف بسنده کردند.
در نهایت با توجه به آنچه ذکر شد می توان گفت که حسنی مبارک پس از انتخابات ریاست جمهوری دریافت که پایه های قدرت وی بیش از پیش متزلزل گردیده و در آینده ای نه چندان دور سایر احزاب جایگزین وی می شوند. بویژه آنکه رشد نهضت های اسلام گرا در منطقه می تواند در مصر نیز تکرار گردد.
لذا وی از هم اکنون سیاست های خود را بر جلوگیری از بروز چنین تحولاتی معطوف نموده است. که با بهره گیری از ناآرامی های منطقه ای به توجیه سیاست های خود می پردازد. در حالی که نیاز غرب و آمریکا به مصر بویژه برای جلوگیری از استمرار قدرت یابی نهضت های اسلام گرا در منطقه موجب سکوت و همراهی آنها با سیاست های مبارک در ایجاد خفقان داخلی شده است.