صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۳  ، 
کد خبر : ۸۰۰۳۱
به مناسبت هفدهمین پاسداشت آفتاب

خورشید بی‌غروب


در ژوئیه سال 1996، نمایشگاهی در موزه «مدرن آرت» نیویورک با نام «نمایشگاه تصاویر تایمز» برگزار گردید. چنانکه از نام این نمایشگاه برمی آید، مدیران نمایشگاه با گردآوری مجموعه ای از مهمترین تصاویر مجله نیویورک تایمز که به حوادث یکصدساله اخیر در جهان اختصاص داشت، سعی نموده بودند تصویری گذرا از مهمترین حوادث یک قرن اخیر را برای بینندگان به نمایش بگذارند.
در این نمایشگاه تنها یک عکس از ایران آورده شده بود و آن هم عکس مربوط به جمعیت میلیونی ای بود که سیاه پوش و خاک آلود در تشییع پیکر حضرت امام(ره) شرکت کرده بودند. عکاس این اثر هنری در توضیح نوشته بود من در سال ورود آیت الله خمینی به تهران هم به عنوان عکاس در این شهر حاضر شدم و تصاویر به یادماندنی از استقبال مردم ثبت کردم. تعجب من از این است که چگونه می شود از پیرمردی روحانی که سال های طولانی در خارج کشور بوده، میلیون ها جوان به استقبال وی بیایند آن هم جوانانی که کمتر نام و یادی از وی در خاطره ندارند. اما نکته مهمتر آن که همین نسل پس از 01 سال انقلاب و جنگ و تحمل مشقت ها و مرارت های فراوان، سیاه پوش و بر سر و سینه زنان او را بدرقه می نمایند؟ در کدام انقلابی می توان سراغ گرفت که پنج میلیون نفر از رهبر خود استقبال نمایند و پس از یک دهه، 15 میلیون او را بر دل ها نهاده و تا آسمان ها مشایعت کنند؟
امام (ره) یک استثناء در نظریه و عمل
چرا در زمانه ای که عمر ماندگار نظریه ها و مکاتب یک دهه وفا نمی کند و «نظریه پردازی» به «نظریه بازی» تغییر ماهیت و چهره داده است، امام خمینی(ره) به عنوان یک استثنا در نظریه و عمل ظهور می کند و در برهه ای که به عصر ظهور و افول «ایسم ها» نامگذاری شده، مکتبی را پایه گذاری می کند که به جای افول، روز به روز شکوفاتر و شاداب تر در مسیر تعالی گام می نهد و نوید خاموشی آخرین ایسم های جعلی و وارونه را می‌دهد؟
نیم نگاهی گذرا به انقلاب های بزرگ سده های اخیر همچون انقلاب کبیر فرانسه، اکتبر روسیه، انقلاب الجزایر و... گواه عمق و عظمت انقلابی است که خمینی کبیر آن را بنیان نهاد. امروز از انقلاب روسیه جز خاطرات تلخ دیکتاتوری سیاه استالین و اعدام ها و تبعیدهای وی، چیزی بر صفحه اذهان نمانده است، استالین که از آن انقلاب بزرگ تنها لباس نیم تنه ای را حفظ کرد که تا آخر عمر آن را به عنوان لباس فرم پوشید و پس از مرگ وی توسط اعقابش از تن وی به درآمد و به بوته فراموشی سپرده شد. از انقلاب عبرت آموز الجزایر نیز چیزی به ارمغان نماند و انقلابی که از مساجد و مدارس دینی سربرآورد، پس از پیروزی حتی یک روز هم حکومت دینی را تجربه نکرد و بالاخره انقلاب فرانسه که با آرمان های «ولتر» و «ژان ژاپلوسه» آغاز شد اما با دیکتاتوری ناپلئون بناپارت و کشورگشایی های وی ادامه یافت و با اعدام انقلابیون و جانشینی بوربن ها و سپس کمونیست ها به بیراهه کشیده شد.
رمز مانایی و پویایی انقلاب امام خمینی(ره) را باید در ماهیت اندیشه های جاوید حضرت امام(ره) جستجو کرد، اندیشه هایی که امروزه به عنوان یک مکتب جدید قد علم کرده و تعریف جدیدی از قدرت را در جهان امروز به نمایش گذارده است.
هنر امام به چالش کشیدن نظام هژمونیک مبتنی بر سلطه قدرت های استکباری بود.امام دنیای غرب را از موضع «کنشگری» به ورطه «واکنش گری» غلتاند و در کانون مبارزه، فرهنگ کثرت گرای غرب را به مبارزه طلبید. امام(ره) با اندیشه ای که مرزهای جغرافیایی را درنوردیده بود، دایره تعارض بین اسلام و دنیای مادی را نه ملی و منطقه ای، بلکه بین المللی دانست و فرمود: «اکنون ملت های جهان بیدار شده اند و طولی نخواهد کشید که این بیداری ها به قیام و نهضت و انقلاب انجامیده و خود را از تحت سلطه ستمگران مستکبر نجات خواهند داد.»
مکتب امام(ره)
پس از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، سکاندار هدایت انقلاب اسلامی در اولین سخنرانی شان از آرمان های والای امام گفتند و فرمودند: «ما با خدا پیمان بسته ایم راه امام خمینی را که راه اسلام و قرآن و راه عزت مسلمین است دنبال کنیم و از هیچ یک از آرمان هایی که به وسیله امام ترسیم شده، چشم پوشی نخواهیم کرد.»
به تعبیر رهبر معظم انقلاب، هنر بزرگ امام و انقلاب او، ارایه یک اندیشه و مکتب سیاسی نو بود که هویت حقیقی جمهوری اسلامی ایران، مبتنی بر این تفکر و اندیشه سیاسی است و امروز مهمترین وظیفه، انتقال سالم مکتب امام به نسل های آینده است که در این راه باید نکات کلیدی و اساسی این اندیشه را با استمداد از بیانات و سیره عملی بنیانگذار این مکتب استخراج نماییم. اندیشه های نابی چون دفاع از جامعیت اسلام، اصل ولایت فقیه، سیاست نه شرقی و نه غربی، عدالت طلبی، حمایت از مستضعفان، ظلم ستیزی و استکبارزدایی و وحدت جهان اسلام.
بدون شک، اظهار ارادت به امام(ره) بدون اعتقاد به این مکتب سیاسی، بی مفهوم و خیالی است. امام بزرگوار، این تفکر را در طول سال ها تبیین نمود و با استقامت در راه آن، تمام مصایب را به جان خرید. این تفکر در واقع همان مکتب سیاسی اسلام است که امام خمینی(ره) از آن تعبیر به اسلام ناب محمدی(ص) کردند.
روشنی راه امام (ره)
اما محوری ترین فلسفه نگارش این مطلب، آخرین بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای ستاد هفدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) است، آنجا که در پاسداشت آفتاب انقلاب فرمودند: «کسانی که مدعی طرفداری و پیروی از امام هستند باید به اصول و خط امام پایبند باشند. در دورانی که دین حتی در عرصه های فردی کمرنگ بود، امام، نظام و دولتی را براساس دین پایه گذاری کرد، تکرار حرف های غربی ها از جانب برخی افراد با ادعای پیروی از امام(ره) ناسازگار است. ما باید بدون تعارف و همانند امام در حفظ مرزهای اعتقادی و اصول خود صریح باشیم و نگذاریم مرزهای اعتقادی کمرنگ شود، نمی توان از یک طرف ادعای دنباله روی از امام را کرد ولی از طرف دیگر با سرمایه داری جهانی موافق بود و یا در پی کسب منافع شخصی بود و برای عدالت اجتماعی ارزش قائل نبود. نمی توان شعار طرفداری از امام داد اما به دنبال جداسازی ایدئولوژی از سیاست بود و در مسیر ایدئولوژی زدایی آمریکایی ها حرکت کرد. در حالی که غربی ها سر اصول خود متعصب هستند از ما می خواهند از اصول و ایدئولوژی خود دست برداریم.»
مخاطب اصلی این بیانات، نمایندگان تفکری هستند که طی 16 سال گذشته بر اصلی ترین مناصب قانونگذاری و اجرایی این کشور تکیه زده بودند. با پایان جنگ تحمیلی و آغاز بازسازی، تفکری مبتنی بر اصالت توسعه اقتصادی بر مدیریت کلان کشور حاکم گردید تا عوارض ناشی از جنگ هشت ساله را التیام بخشد. حاکمیت هشت ساله این تفکر اگرچه همراه با توفیقاتی در عرصه های صنعتی، عمرانی، کشاورزی، بهداشت و درمان، آموزش عالی و مدیریت شهری بود اما عوارض منفی مدیریت توسعه محور که مبتنی بر مدیریت پرخرج و پرحجم، تبارگرا، بی ضابطه، دنیاگرا و اشرافی بود، باعث گردید قاطبه مردم با بیماری های مهلکی به نام فساد اقتصادی، فساد اداری، تشکیل طبقات ممتاز، ثروت های بادآورده، ناامنی اجتماعی، قانون شکنی و اباحه گری دست وپنجه نرم نمایند. سلب اعتماد مردم از عملکرد هشت ساله مسئولان اجرایی کشور، منجر به حادثه دوم خرداد 76 گردید، حادثه ای که طی آن مردم تصمیم گرفتند در چارچوب نظام اسلامی، دست به تغییراتی اساسی در حوزه های کلان سیاستگذاری و اجرایی بزنند و به گفتمانی رای بدهند که قرار بود هوایی تازه را در سطح جامعه تزریق نماید و از میراث اصلی اسلام، امام و انقلاب که عدالت طلبی، آزادگی، استقلال خواهی و احیای اندیشه دینی بود دفاع نماید.
با مشارکت 75 درصدی مردم در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 و ثبت 30 میلیون رای در پرونده نظام جمهوری اسلامی ایران که تمامی تحلیلگران سیاسی داخلی و خارجی را انگشت به دهان کرد، رهبر معظم انقلاب از آن انتخابات با عنوان «حماسه» نام بردند و رئیس جمهور منتخب مردم ایران را شخصیتی مومن، انقلابی، آگاه و در خدمت آرمان های نظام اسلامی معرفی نمود. در مراسم تحلیف رئیس جمهور هم آقای خاتمی خود را فرزند امام، مرید رهبر و خادم ملت ایران معرفی کرد و از خداوند متعال توفیق روزافزون خود را در خدمت به مردم غیرتمند و بیداردل ایران و پایبندی به ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی خواستار شد.
اما در آن سوی میدان، خط نفاق جدیدی که دوران جنینی خود را طی سال های 68 تا 75 طی کرده بود، در سال 76 پای به دوران بلوغ گذاشته و استراتژی براندازی از درون را با ارائه پروژه ای موسوم به «اصلاحات آمریکایی» که به نوعی دورزدن اصلاحات انقلابی و اسلامی و با اشغال اکثر جایگاه های رکن چهارم دمکراسی (رسانه ها و نهادهای مدنی) همراه گردیده بود را آغاز کرد. از ابتدای دهه 70، مهار، نفوذ و استحاله انقلاب اسلامی به عنوان استراتژی جدید، در دستور کار دنیای غرب به ویژه آمریکا قرار گرفته بود و خرداد 76 بهترین فرصت برای همنوایی با شعارهای تفسیربرداری بود که از دل دوم خرداد و بعضا از زبان رئیس جمهورشنیده می شد، دشمن به وجد آمده از وضع موجود، درصدد نهایی نمودن پروژه نفوذ و استحاله ای بود که نقش آفرینی آن در داخل کشور برعهده جریان های سیاسی وابسته و گروهی از انقلابیون پشیمان(!) گذاشته شده بود.
به همین جهت، شبکه تلویزیونی سی .ان.ان آمریکا در نخستین واکنش نسبت به انتخاب سیدمحمد خاتمی به عنوان ریاست جمهوری، طی تحلیلی گفت: «با انتخاب خاتمی مبارزه میان دمکراسی و مذهب آغاز شده است و مسیر ملت ایران براساس دستیابی به ارزش های دمکراسی دچار تغییر و تحولات جدی خواهد شد. خاتمی همان نقشی را در ایران به عهده خواهد گرفت که سال ها قبل توسط «یلتسین»، «اسلاو هاول» و «گورباچف» ایفا شده است.» بر این اساس، یک ماه پس از پیروزی خاتمی در انتخابات، سیل خبرنگاران شبکه های خارجی عازم ایران شدند تا به رصد تحولات سریع و ساختارشکنی که قرار بود در کشور اتفاق بیفتد، بپردازند. کریستین امانپور، خبرنگار شبکه تلویزیونی سی.ان.ان در اولین سفر خود پس از انتخاب خاتمی، در تفسیری از اوضاع سیاسی کشور گفت: «انقلاب جدیدی در ایران در حال زایمان است و مسیر کشور به سمت مطلوب غرب تغییر یافته است و من امروز در تهران، همسنگرانی را می بینم که با من در یک جبهه ژورنالیستی و در یک سنگر علیه ایدئولوژی انقلاب اسلامی موضع گرفته اند و شجاعانه در حال نبرد می باشند. من شجاعت همه آنها را تحسین می‌کنم»
تجدیدنظرطلبی پشت نقاب اصلاح‌طلبی
در این میان «کنت تیمرمن» عضو ارشد سازمان جاسوسی آمریکا، ماموریت یافت تا با تشکیل ستادی تحت عنوان «تقویت دمکراسی در ایران» خط مشی های ترسیم شده آمریکا را به کمک تجدیدنظرطلبان داخلی اجرا نماید. پس از پیگیری این خط مشی ها توسط رسانه های غربی، بازتاب اجرایی این سیاست در مطبوعات زنجیره ای به نمایش گذاشته شد و پایگاه های مطبوعاتی که به عنوان مهمترین محور مواصلاتی تزریق ارزش های غربی به افکار عمومی داخلی ایفای نقش و وظیفه می نمودند، اقدام به درج مطالبی ساختارشکنانه و دین ستیزانه بپردازند، مطالبی همچون:
1- شهادت امام حسین(ع) نتیجه خشونت طلبی جد او بود. (همشهری آبان 77)
2- ارتداد حق طبیعی هر انسان است و ادیان همگی حقانیت بالفعل دارند (کیان، آبان 76)
3- اعتقاد به عصمت، ادعایی معیوب و مخدوش است (کیان بهمن 76)
4- تفکر شیعه موجب انحطاط مملکت ایران و مانعی برای تحقق دمکراسی است (راه نو مرداد 76)
5- مظاهر دینی نماد عقب ماندگی هستند بنابراین افراد در تغییر ایده و دین آزادند و عقیده به فطری بودن دین، منشاء خشونت است (ایران مهر 76)
6- فرهنگ شهادت خشونت آفرین است و انقلاب ما به دنبال اجرای احکام شرعی نبود و حکومت ولایی با حکومت جمهوری در تعارض است (راه نو مرداد 76)
7- جامعه ولایی، توتالیتر و ضد مردمی است. ولایت فقیه یعنی خودکامگی و توسعه سیاسی نفی خودکامگی است (همشهری شهریور 76)
8- نظریه عینیت سیاست و دیانت، زائیده افکار عامیانه و قدیمی است. امام خمینی و مدرس و نواب صفوی خشونت گرا و کسروی و حکیمی زاده اصلاح طلب بودند (هفته نامه آبان، دی ماه 76)
9- حکومت باید از حیث ایدئولوژی خنثی باشد. قوانین اسلام متعلق به 41 قرن پیش است و جوابگوی مشکلات جوامع ما نیست. (ایران شهریور 76)
10- حوزویان دچار تحجر فکری اند. جمهوری اسلامی حکومت لمپنیسم و فشار است، حل مشکلات کشور در گرو رابطه با آمریکاست و اباحه گری جزو لاینفک جامعه مدنی است (نگاه نو بهار 77)
در همین حال جریان پیچیده نفاق و اصلاح طلبان آمریکایی با ایجاد انشعاب و انشقاق در جبهه موسوم به دوم خرداد، با فشار و تمرکز بر لایه های افراطی، موج اختلافات و درگیری ها را در این جبهه تشدید و از قوت گرفتن لایه اصولگرای آن جلوگیری به عمل آورد. از سوی دیگر مصادره آرای مردم به سمت مطالباتی کاذب و ساختارشکنانه، باعث گردید تا کشور دچار تهدیداتی جدی در حوزه های سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی گردد و مردمی که در سودای دفاع از آرمان های امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی، عدالت خواهی، شایسته سالاری، آرامش روانی و مبارزه با فقر، فساد و تبعیض بر سر صندوق های رای حاضر شده بودند، سال هایی پر رنج و مرارت را طی نمودند به گونه ای که در آخرین ماه های ریاست اصلاح طلبان بر قوه مجریه، نظرسنجی یکی از مراکز تابعه نهاد ریاست جمهوری میزان محبوبیت اصلاح طلبان را در میان مردم 5/8 درصد اعلام کرد و تاکید نمود: پس از پایان عصر توسعه اقتصادی، به نظر می رسد دوران توسعه سیاسی هم به سر آمده است.
مشتاقان عطر و بوی خمینی(ره)
سرانجام پس از سال ها انتظار، لحظه زایش و رویش دوباره ملتی فرارسید تا در 27 خرداد و 3 تیر 84 با ریختن 58 میلیون برگه رای، قدرت فروخفته خود را در صیانت از آرمان های بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به نمایش بگذارند. مردم در انتخابات نهم ریاست جمهوری به کاندیدایی رای می دادند که به تاسی از رهبر معظم انقلاب، اصلاحات را به مبارزه با فقر، فساد و تبعیض تعریف کرد. مردم در این انتخابات، هویت واقعی خود را به نمایش گذاشتند و نشان دادند که گرفتار بازی نام ها نیستند. آنها به فردی رای دادند که اصیل ترین شعارهای انقلاب را بر سر زبان آورد و خود را مرید امام(ره) و وامدار آرمان های نظام اسلامی معرفی کرد. رای 27 خرداد و سوم تیر84، اعتراض به مصادره رای مردم در دوم خرداد 67 بود. سوم تیر اثبات کرد که می توان میان دینداری و آبادانی و روشنفکری و دین ورزی جمع کرد. انتخابات نهم ریاست جمهوری که به اعتراف غربی ها باید آن را به عجایب هفتگانه افزود، تبلور اراده ملتی بود که طالب عطر و بوی خمینی(ره) بود. از این رو روزنامه آلمانی «تاگس اشپیگل» در تحلیلی نوشت: پس از 27 سال سختی و مرارت، مردم ایران به نامزدی رای دادند که از او عطر خمینی می آید. مردی که می خواهد یک کشور پیشرفته و نمونه اسلامی را به جهان امروز عرضه نماید.» آرای 58 میلیونی ملت ایران در انتخابات نهم ریاست جمهوری نشان داد که اندیشه های جاوید امام(ره) در قامت یک مکتب سیاسی الهام بخش و نجات آفرین بر تار و پود ایران اسلامی بافته شده و نقش ماندگاری از آن هدیه آسمانی که به مرزهای عصمت نزدیک شده بود، بر دل و جان این ملت نشسته است.
اگر زمانی افلاطون در تب و تاب حاکمانی صالح و مقتدر می سوخت و می گفت: «با قانون و اجبار و نظارت نمی توان به حکومت ایده آل برای اداره «آتن» دست یافت، بلکه حاکمان خود باید از فضیلت،بهره ای داشته باشند تا بتوانند پاسدار فضایل و کرامت های انسانی باشند» امام این آرزوی چند هزار ساله را تحقق بخشید و الگویی جاوید از چگونه زیستن و چگونه بر دل صدها میلیون انسان حکم راندن را به رخ تمامی مدعیان و حاکمان جهان امروز کشاند.
آری، امام خمینی(ره) یک حقیقت همیشه زنده تاریخ است و انقلاب اسلامی ایران در هیچ کجای جهان بدون نام امام خمینی(ره) شناخته نمی شود. امام(ره) در عصر ظلمت ها و در کوران بحران های غرب ظهور کرد تا به «رنه گئون»ها، «ویلیام جیمز»ها و «اریک فروم»ها ظهور یک منجی جهانی را بشارت دهد، چرا که خود فرمود: «تنها مقصدمان تحول «انسان غربی» به «انسان اسلامی» است. اگر این مهم را انجام دهیم، مطمئن باشید که هیچ کس و هیچ قدرتی نمی تواند به ما ضربه بزند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات