صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۳  ، 
کد خبر : ۸۰۱۳۱

عراق؛ بازگشت بازیگران قدیمی


قاسم غفورى
بسیاری از آگاهان و ناظران سیاسی براین عقیده اند که آمریکا برای در اختیار گرفتن منابع نفتی و زیرزمینی عراق، این کشور را در سال 2003 اشغال نمود که به عنوان دومین دارنده بزرگ منابع نفت و گاز خاورمیانه می توانست به عنوان مهره ای استراتژیک برای آمریکا جهت اعمال فشار بر سایر کشورها به کارگرفته شود.
اسناد نشان می دهد که دستگاههای اطلاعاتی آمریکا در پنتاگون و سازمان سیا در گزارش های خود به کاخ سفید تاکید کرده بودند تسلط برمنابع انرژی، ابزاری مهم برای اعمال نظارت و تحت تاثیر قرار دادن کشورهایی نظیر چین، روسیه، اتحادیه اروپا، هند و در مجموع کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه است. آنها عراق را سکویی برای تحقق این هدف می دانستند که در بلند مدت سایر منابع را نیز در اختیار آنها قرار می داد. هرچند که آمریکایی ها با آغاز جنگ یک جانبه تلاش کردند تا سایر کشورها را از عراق دور کنند و به تنهایی از این منابع برخوردار شوند اما روند تحولات که برگرفته از ناکامی های آنها بود، مغایر با خواست آنها رغم خورد. شکست های پیاپی و عدم اجرای اهداف سیاسی و نظامی، ناتوانی در تعیین دولت و پارلمان دست نشانده برای تدوین قوانین آمریکایی، عدم برقراری امنیت و افزایش تلفات نیروی انسانی اشغالگران، رویارویی کنگره وافکار عمومی آمریکا در برابر کاخ سفید و ... سبب شد تا آمریکایی ها نتوانند از حضور سایر بازیگران در عراق جلوگیری کنند و لاجرم یا خود به کمک های آنها متوسل شدند و یا در برابر آنها سکوت کردند.
اکنون مشاهده می شود که کشورهایی نظیر روسیه، فرانسه و چین و حتی اتحادیه اروپا که آمریکا برای دوری آنها از عراق تلاش می کرد در حال توسعه نفوذ در این کشور می باشند در حالی که اولا دولتمردان عراق از این حضور استقبال و به حمایت از آن می پردازند، ثانیا آمریکایی ها به دلیل گرفتاری های امنیتی و سیاسی توانایی مقابله با این کشورها را ندارند. در این میان روسیه که در دوران صدام بزرگترین بازیگر عراق قلمداد می شد و آمریکا حضور آن را در عراق تهدیدی برای منافع خود می دانست، بار دیگر حضور در منابع نفتی عراق را در دستور کار خود قرار داده است. در دیداری که وزیر نفت عراق از مسکو داشته، طرفین توافق کردند که با بخشودگی میلیون ها دلار بدهی بغداد به روسیه، آنها همچون گذشته به فعالیت خود در مراکز نفتی و زیرزمینی عراق ادامه دهند. روسها که از مخالفان جنگ عراق می باشند با تدوین قانون جدید نفتی عراق که براساس آن قرار دادهای گذشته لغو و شرکتهای خارجی می توانند برای بلند مدت در این صنعت حضور یابند، بار دیگر تکاپوی حضور را آغاز کرده اند تا از یک جانبه گرایی آمریکایی در عراق و منطقه جلوگیری کنند. فرانسه نیز که زمانی در کنار مسکو بازیگر اصلی عراق بود، برای احیای دوران گذشته فعال شده است.
سارکوزی که جانشینی شیراک را کسب کرده، یکی از هدفهای سیاست خارجی خود را احیای قدرت در خاورمیانه قرار داده است. تحرکات پاریس در قبال آمریکا و عراق بیانگر این حقیقت است که آنها برآنند تا شرایط را برای حضور دوباره در عراق فراهم آورند. هرچند فرانسه از مخالفان جنگ عراق بود اما حضور کوشنر، وزیر خارجه این کشور در عراق پس از چهار سال، رایزنی های مقامات عراقی در پاریس باسارکوزی، تاکید فرانسه برلزوم حمایت از عراق از طریق سیاسی، نظامی و اقتصادی، رویکرد سارکوزی به توسعه مناسبات با واشنگتن که تاکید برحمایت از اشغال عراق را به همراه داشت و... نشانه هایی از تلاش پاریس برای حضور دوباره در عراق بویژه در بخش نفت می باشند. گزارش های محرمانه افشا شده از جایگزینی احتمالی فرانسه به جای انگلیس در بصره حکایت دارد که می تواند بخشی از سیاست احیای قدرت آن باشد. نکته مهم در حضور بازیگران جدید درعراق، رویکرد سران بغداد به افزایش این بازیگران و دوری از یک جانبه گرایی آمریکا است. دولتمردان عراق براصل همکاری با چین، اتحادیه اروپا و کشورهای شرق آسیا تاکید دارند چنانکه جلال طالبان، رئیس جمهور عراق بارها تاکید کرده است که برای تامین منافع ملی نیازمند همکاری با سایر کشورها هستیم، وی حتی از قراردادهای نظامی با چین برای خرید سلاح سخن به میان آورده در حالی که 160 هزار آمریکایی در عراق حضور دارند. رایزنی های سایر مقامات عراقی از جمله وزیر خارجه آن در اروپا و شرق آسیا از اصرار عراق بر افزایش بازیگران برای مقابله با یکه تازی آمریکا حکایت دارد. تحولات عراق آشکار می سازد که آمریکا دیگر نه تنها در بعد نظامی و امنیتی بلکه برای حفظ آنچه تک گویی در عراق بود با چالش های زیادی مواجه است و خواسته و ناخواسته باید حضور بازیگران بیشتر را پذیرا باشد.
مهم آنکه بسیاری از این کشورها درعرصه نفتی وارد شده اند. عرصه ای که آمریکا با تسلط برآن تلاش داشت تا به اعمال فشار بر سایر کشورها بپردازد اما در کنار سایر ناکامی ها، در تحقق این مهم نیز ناکارآمد ماند. این امر می تواند در آینده تقابل بیشتر افکار عمومی آمریکا با کاخ سفید را به همراه داشته باشد. اهمیت موضوع تا بدان حد است که کنگره در کنار کاخ سفید به موضع گیری در برابر این بازیگران پرداخت که تصویب طرح تجزیه عراق و تدوین قانون جدید نفتی از جمله حمایت های کنگره از برنامه ها و سیاستهای کاخ سفید در عراق است. اگر چه این طرحها با مخالفت دولت، احزاب و افکار عمومی عراق و سایر کشورها مواجه شد اما هماهنگی کنگره و کاخ سفید که در عرصه های سیاسی داخلی دارای اختلافات فاحشی هستند در عرصه عراق ، نشانه هایی از اوج نگرانی آنها از روند فزاینده نفوذ سایر بازیگران جهانی و منطقه ای در امور نفت عراق است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات