بسماللهالرحمنالرحیم
ناکام ماندن قدرت سیاسی آمریکا در منعطف کردن رفتار جمهوری اسلامی ایران، سبب گردید تا آمریکایی ها پس از چند ماه دوباره به استفاده از قدرت اقتصادی روی آورند. تحریم های یکجانبه اخیر آمریکا علیه ایران نتیجه این رویکرد جدید است. چنانچه قرار باشد روشن و صریح در خصوص چرایی این اقدام آمریکا سخن گفت می توان به دو نکته که چندین سال است محور برخورد آمریکا با ایران است، اشاره کرد:
الف) فن آوری هسته ای ایران- آمریکایی ها برای محروم کردن ایران از حقوق هسته ای تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا سرانجام موفق شدند پرونده هسته ای ایران را از آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل منتقل و به دنبال آن دو قطعنامه علیه ایران تصویب کنند و در حال حاضر در شرایط سخت صدور قطعنامه سوم را دنبال می کنند. در مقابل ایران سرسختانه در برابر فشارهای برآمده از سیاست های استکباری آمریکا مقاومت کرده و به موازات افزایش فشار آمریکایی ها از خود عزم و جدیت بیشتری نشان داد تا جایی که در اوضاع و احوال فعلی نتیجه این رویارویی به نفع ایران تمام شده و آمریکایی ها از تمام دوندگی هایی که داشته اند و هزینه هایی که کرده اند طرفی نبسته اند و از نگاه آمریکایی ها فرجام تلاش برای صدور قطعنامه سوم کاملا مبهم و نامشخص است. زیرا آمریکایی ها با اقدام اخیر خود یعنی اعلام تحریم یکجانبه به اندازه کافی از سوی برخی کشورهای معتبر جهانی مانند روسیه، چین، آلمان، ایتالیا و... با انتقاد و نارضایتی مواجه شده اند.
ب) قرار گرفتن عراق در مسیری خلاف خواست آمریکا- حدود چهارسال پس از اشغال عراق مسایل مرتبط با آن کاملا در خلاف جهت خواست آمریکا در جریان است و با قطعیت می توان اعلام کرد آمریکا به عنوان یک حکومت در برابر هزینههای مادی و معنوی که کرده است چیز قابل اعتنایی که مردم آمریکا را قانع سازد به دست نیاورده است. سختگیریهای کنگره که اکثریت آن در اختیار دمکرات هاست، رهبران کاخ سفید را در تنگنای جدی قرار داده و آنها درصدد هستند به هر نحو ممکن از این تنگنا خارج شوند.
تاثیرپذیری جامعه شیعی و کردی عراق و در برخی موارد جامعه سنی از ایران آمریکایی ها را به این نتیجه توهمی رسانده که عامل ناکامی و درماندگی آمریکا در عراق ایران است و چون ایران به هیچ وجه تمایل ندارد از نفوذ معنوی و موقعیت خود در عراق به آمریکا به عنوان یک اشغالگر کمک کند و آمریکایی ها هم مسیر برون رفت از این ورطه را در نزد ایران می یابند و حرف ناشنوایی ایران از خود را نیز می دانند به راهکار فشار و اقدامات خشن متوسل شده اند از جمله برخورد تحریمی با سپاه.
درباره میزان تاثیرگذاری این اقدام آمریکا بر امور اقتصادی ایران با نگاهی به تحریم 27 ساله آمریکا علیه ایران که علیرغم به بارآوردن مشکلات باعث یافتن راه های رشد و ترقی ایرانیان شدند می توان حدس زد که در آغاز کار ممکن است گرههایی بر کار بیفتد اما با عبور سریع از آن کشور می تواند در انتظار دستاوردهای ارزشمندی که در پس این تحریم قرار دارد باشد. این نظر تجربه به بارنشسته موجود را در اختیار دارد. اما تمام بحث آنچه که گفته شد، نیست. یکجانبه گرایی آمریکا در این اقدام استیصالی موضوعی است که از بدو اعلام تحریم های جدید معارضینش به صحنه آمدند. معارضینی که یا از زاویه تحلیلی و ادراکی با آن برخورد کرده اند و موفقیتی برای آن قایل نیستند و یا معارضینی که از حیث اجرایی منافع مادی خود را درگیر با این موضوع می بینند و به هیچ وجه توجیهی برای چشم پوشی از این منافع را مشاهده نمی کنند و آمریکا نیز قادر به تامین منافعی که در صورت پیوستن به تحریم از آنها سلب می شود نمیباشد و لذا وجهی برای پیوستن آنها به آمریکا وجود ندارد. تنهایی آمریکا در این اقدام در حال حاضر آنچنان واضح است که قرار گرفتن فرانسه و انگلیس در کنار آمریکا نمی تواند انزوایی را که آمریکا در آن قرار گرفته، پنهان کند. وضعیت موجود برای ایران در حکم تهدیدی است که با اندکی درایت و ذکاوت به سرعت می تواند تبدیل به فرصت شود، پس هوشمندان فرصت ایجاد شده را دریابند.