صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۸  ، 
کد خبر : ۸۴۶۹۳

سهم زنان در دولت نهم


مهدی قربان زاده

گفتن این عبارت که ”انقلاب را مردان به انجام رساندند “، همان قدر غلط است که گفته شود،” نگاه انقلاب به بانوان مردانه بوده است.” متاسفانه ما طی دوران اصلاحات، اظهاراتی از قبیل عبارت دوم را بسیار شنیدیم. البته این اظهارات بی سابقه نبود؛ زیرا اساساً، یکی از بلیههای بزرگ فرهنگ غربی در کشور عزیزمان ایران، گسترش تفکر افراطی گری در زمینه دفاع از حقوق زنان بوده است؛ همان تفکری که از آن به “فمینیزم” یاد می کنیم.

یکی از کارهای بزرگ انقلاب، بیان حقوق واقعی زنان و اجرای دقیق آن بوده است. انقلاب اسلامی،متعلق به زنان بود، همانطور که متعلق به مردان بود؛ از این رو حضور زنان در مسایل سیاسی - اجتماعی گریزناپذیر می نمود، اما مردم ما در دوران طاغوت سابقه خوشی از آن نداشتند. بهعبارت دیگر، مؤمنان طی دوران طاغوت به خاطر فرهنگ منحط حاکم بر جامعه، جرا‡ت نمیکردند که دختران و نوامیس خویش را در صحنه جامعه بهطور فعال شرکت دهند؛ از اینرو جامعه به این مسأله خو گرفته بود که، زن یا باید اجتماعی باشد که البته لازمهاش بیتوجهی به عفت بود و یا عفیف باشد و غیراجتماعی. یکی از نعمتهای بزرگ انقلاب، نفی این انگارهها بود. انقلاب در میدان عمل نشان داد که جمع بین هر دو ممکن است. همچنان که یکی از نویسندگان غربی به این مسأله اعتراف میکند:

“در سیاست، برای تصاحب 270 کرسی مجلس شورا در سال 1996 دویست زن خود را نامزد کردند و 14 نفرشان به مجلس راه یافتند ؛ یعنی تعداد زنان ایرانی در مجلس شورا بیش از تعداد سناتورهای زن در سنای آمریکا در همان سال بود. در نخستین انتخابات شورای شهر و روستا در ایران در سال 1995، پنج هزار زن نامزد شدند که بیش از 300 نفرشان برنده بودند. در آموزش و پرورش در سال 1998،ایران جزو 10 کشور اول جهان بود که در زمینه از میان بردن فاصله تحصیلی پسر و دختر، موفق شده بود. در آن سال، بیش از 95 درصد دختران به دبستان می رفتند.” (2)

اما تلقی فمنیستی در جامعه ما به طور کامل از بین نرفته است. ممکن است برخی از سیاستمداران، کلمه” زن سالاری و فمینیزم “ را بر زبان جاری نکنند، اما آنان وقتی شاخصه های پیشرفت زنان را بر می شمارند، مبتنی بر اندیشه مزبور بیان کنند.

خانم معصومه ابتکار -عضو شورای اسلامی شهر تهران - در مصاحبه مفصلی با روزنامه اعتماد ملی (1)، به اظهار نظر درباره نقش زنان در شهرتهران و به ویژه در دولت نهم پرداخت.

وی با مقایسه کردن میزان حضور بانوان در دولت اصلاحات و دولت اسلامی می گوید:

“هرچند به یمن تصمیم آقای خاتمی در سال 87 هنوز دو زن در کابینه وجود دارد، ولی در زمان آقای خاتمی شش معاون وزیر و مدیرکل های زن زیادی وجود داشت که امروز این مسأله خیلی کمرنگ شده است.”

اگر قرار باشد بر طبق استدلال خانم ابتکار عمل نماییم، باید نصف مناصب کلیدی کشور را به زنان بسپاریم، چرا که زنان، نصف جمعیت کشور را تشکیل می دهند. سؤال این جا است که مگر اداره کردن کشور بر پایه معیار جنسیت است که حتما و بناچار باید بخشی از مدیران کلان را از میان بانوان برگزید؟! مدیریت کشور به مدیران لایقی نیاز دارد که بدون توجه به وابستگیهای حزبی و با برخورداری از شهامت و سادهزیستی و داشتن عقلانیت در برنامهریزی به اداره امور مربوط بپردازند، چه این مدیر مرد باشد و چه زن. این‌که آقای خاتمی چگونه تعداد قابل توجهی از بانوان را در مجموعه مدیران کل و معاونان وزراء راه داد، مطلبی است که خودش باید پاسخگو باشد، و به این معنا نیست که آقای احمدینژاد هم باید چنین کند. مگر این که خانم ابتکار بتواند ثابت کند فلان زن از فلان مدیر مرد لایقتر است، که البته اثبات چنین امری،کار آسانی نخواهد بود.

واقعیت ها ثابت می کند که استعداد زن کم‌تر از مرد نیست، لیکن زنان به طور ذاتی علاقمند ند که این استعداد را در خدمت خانواده قرار دهند. آیا ارزش تربیت فرزندی که هم بتواند باعث افتخار خانواده باشد و هم مایه سربلندی جامعه، کم‌تر از خدمت به چند مسلمان است؟ چرا برخی به نام روشنفکری، ارزش مادر بودن را پایین میآورند؟ خانم ابتکار در ادامه میافزاید:

“حتی از تریبون رسانه ملی در تعریف هویت زن، اول هویت همسری و مادری مطرح می شود و بعد هویت فردی و انسانی، در حالی که هیچ انسانی تا خود و بعد خدای خود را نشناسد، نمیتواند به جایگاه و هویت واقعی خود دست پیدا کند. اما برخی بر ارجحیت هویت همسری و مادری بر هویت فردی و انسانی زنان، اصرار دارند. این موضوع مغایرت های زیادی با نگاه حضرت امام و آموزه های دینی دارد.”

ما معتقدیم، همان هویت انسانی زن، هویت مادری وی را تثبیت می کند. این نگاه در واقع همان نگاه حضرت امام خمینی(ره) است، امام(ره) میفرماید:

- دامن مادر،بزرگ ترین مدرسه ای است که بچه در آن تربیت می شود.(3)

- خدمت مادر به جامعه، از خدمت معلم بالاتر است، و از خدمت همه کس بالاتر است.(4)

- اساساً تربیت، از دامان پاک مادر و جوار پدر شروع می شود؛ و با تربیت اسلامی و صحیح آنان، استقلال و آزادی و تعهد به مصالح کشور پایهریزی میشود.(5)

خانم ابتکار، با مقایسه وضعیت زنان در دوره اصلاحات و دولت اسلامی معتقد است:

“باید خیلی صریح و بی رودربایستی گفت در سال های فعالیت دولت اخیر، وضعیت زنان رکود و عقبگرد داشته است ؛در حالی که پس از انقلاب تا همین سال های اخیر وضعیت زنان در تمامی شاخصه ها پیشرفت داشت. آخرین گزارش های توسعه انسانی و شاخص توسعه جنسیتی سازمان ملل در سال های آخر دولت اصلاحات بیان‌گر رشد زنان در ایران بود، چنان‌چه موضوع زنان از گزارش های حقوق بشری خارج شده بود. ولی در این سالها سیاستهایی دنبال شد که متاسفانه ما در این زمینه دچار رکود و عقبگرد شدیم.”

کلیگویی و عدم ارائه سند، فایده چندانی ندارد. خوب بود که ایشان برای اثبات مدعای خویش، آمار ارائه می داد. تردیدی نیست که انقلاب اسلامی نظام ارزشی جدیدی را به دنیا عرضه کرد. نشانه بارز ارزش های دینی، حجاب بانوان است. بدین دلیل است که میبینیم دنیای غرب با آن همه ادعای حقوق بشر و آزادی، در قبال حجاب اسلامی زنان موضعگیری سختی اتخاذ کرده است. با این حال،آیا برای یک زن سیاستمدار مسلمان، ضعف نیست که در زمینه پیشرفت حقوق زن،بخواهد به گفته های سازمان ملل استناد کند؟ می خواهیم بدانیم که اصلاح طلبان در طی هشت سال چه خدمتی به بانوان کردهاند که این همه شایسته تقدیر هستند! در مجلس ششم به شدت از پیوستن ایران به “کنوانسیون زنان” حمایت می‌شد؛ هر چند با مقاومت مردمی، این طرح از دستور کار مجلس خارج شد. برای اثبات دینداری این سیاستمداران، آگاهی از مفاد کنوانسیون مزبور کافی است. مقدمه و مفاد کنوانسیون خواستار تغییر نقش سنتی مردان و زنان در جامعه و خانواده است؛ و این دست کاری بزرگ در طبیعت دو جنس بشر را “مساوات کامل بین زنان در جامعه و خانواده “ مینامد. ماده10 این کنوانسیون نیز خواستار اختلاط آموزشی در مدارس بدین منظورشده است. حتی در ماده 16 آن آمده که زن و مرد هر دو از حقوق مساوی نسبت به طلاق برخوردارند.

همان موقع آنان، در توجیه این مفاسد آشکار می گفتند که ما از حق تحفظ بهرهبرداری میکنیم و برخی ازاین مواد را نمی پذیریم. لیکن نکته قابل توجه این است که، در متن کنوانسیون تصریح شده است که،هر گونه تحفظی که با هدف و منظور این کنوانسیون سازگار نباشد پذیرفته نخواهد شد.

این عضو شورای شهر تهران، به توجیه هنجار شکنی برخی از به اصطلاح جوانان می پردازد و می گوید :

“ آیا ما خواهان جوانانی هستیم که ظاهر آراسته‌ای دارند، اما درون آشفته و عصبانی و به هم ریخته دارند و دچار سرخوردگی اند؟ هیچ کس حق ندارد عزت و کرامت انسانی دیگران را خدشه دار کند.”

وی معتقد است که برخورد با فساد، “هم اعتماد به نفس زنان را کاهش میدهد و هم خیلی از مسائل را زیرزمینی میکند”

با این استدلال زیبا ! هیچ نوع برخوردی نباید با مظاهر فساد صورت گیرد. در حالی که بنا به فرمایش قرآن کریم، ظاهر کردن فساد، اشاعه فحشاء است، این عمل هم جرم است و هم گناه.از این رو، دولت اسلامی موظف به برخورد با آن‌ها میباشد.

پی نوشتها

1. اعتماد ملی، 12/12/87

2. رابین رایت، آخرین انقلاب بزرگ : انقلاب و تحول در ایران، ترجمه احمد تدین و شهین احمدی، تهران، رسا، 1382، ص.191-190 به نقل از سایت راسخون، مقاله” زن ایرانی معاصر از نگاه مستشرقان”.

3و4و5. کلمات قصار، حضرت امام خمینی (ره)،صص 212 و213

منبع:پرتو سخن

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات