مقدمه :
این روزها رژیم صهیونیستى در بدترین شرایط و بحرانى ترین وضعیت در طول عمر تقریبا 60 ساله خود بهسر مى برد .بحرانى که هم اکنون اسرائیل با آن دست و پنچه نرم مى کند زاییده فلسفه وجودى تشکیل این رژیم و معلول ساختار ناقص و بیمار تشکیلاتى این رژیم است که پس از اولین شکست رسمى این رژیم از یک کشور عربى و اسلامى سر باز کرده و دولت عبرى را به چالش کشانیده است.
دیگر نه تنها از پیروزى هاى زودهنگام ارتش چهارم جهان در منطقه جبرى نیست ،بلکه امروزه سکانداران اسرائیلى بر این عقیده اند کهارتش با ساختار ناقص کنونى دیگر جوابگوى نیازهاى اسرائیل در قرن 21 نخواهد بود و بایستى تغییرات ساختارى هرچه سریعترآغاز گردد.
در واقع اسرائیل ارتشى است که داراى دولت هم مى باشد نه دولتى که داراى ارتش باشد.
این عبارت حکایت از ضعف عمیق ساختارى در اسرائیل و رمز ماندگارى آن در منطقه دارد که پس از شکست از لبنان کارایى خود را از دست داده و دیگر توان رویارویى با دولتهاى منطقه را ندارد .
کشورى که سیاست خارجى آن به شدت متاثر از سیاست نظامى بوده و مسئله امنیت شاکله اصلى فلسفه سیاسیآن را در دوران معاصر تشکیل مى دهد امروز به جایى رسیده که دیگر چیزى براى از دست دادن ندارد.
آهنگ نزولى رشد اسرائیل از سال 2000 میلادى پس از عقب نشینى از جنوب لبنان آغاز گردیده و با شکست آن در مقابل لبنان در سال 2005 میلادى شتاب بیشترى به خود گرفت.
امروز اسرائیل غرق در فساد ادارى و سیاسى و اقتصادى است و80% مردم ساکن در آن طبق نظر سنجى اخیر تابعیت قبلى خود را بر تابعیت اسرائیل ترجیح مى دهند.
رشد جمعیت در اسرائیلى ها نصف میزان رشد جمعیت در فلسطینیان است و خطر برهم خوردن توازن جمعیت و تغییر ساختار داخلى آن بیش از پیش احساس مى گردد.
مهاجرت معکوس هرسال با افزایش چشمگیر روبرو است و در مقابل دیگر از شوق یهودیان براى اقامت در اسرائیل خبرى نیست.
صنعت توریسم که درآمد سرشارى را براى اسرائیل فراهم مى کرد امروز در اوج رکود خود قرار دارد و به دلیل به خطر افتادن امنیت داخلى ،توریستها ترجیح مىدهند به دیگر نقاط دنیا سفر کنند.
رشد اسلامگرایى در منطقه و همگرایى میان فلسطینیان براى اسرائیل به کابوسى تبدیل گردیده که دیگر نمى تواند با آن به مقابله برخیزد.
سیاستمداران و احزاب تنها به فکر حضور خود در قدرت هستند و فساد اقتصادى به یک امر عادى تبدیل گردیده.
در این مقاله بر آنیم تا ضمن اشاره با مشکلات ساختارى در جامعه اسرائیلى به عوامل تسهیل کننده در رساندن این رژیم منحوس به فروپاشى بپردازیم.
ساختار نظامى در اسرائیل:
همانطور که در بالا ذکر آن آمد اسرائیل ارتشى داراى دولت است نه دولتى داراى ارتش.
این عبارت حکایت از سیطره کامل نظامیان بر شئونات سیاسى در اسرائیل دارد و جنگ سالاران قدرت فائقه در احزاب و سیاست خارجى و دستگاههاى اطلاعاتى و حتى قضائى به شمار مى روند.
به دلیل سلطه همین طبقه و شرایط منطقه است که شاهد گره خوردن سیاست خارجى اسرائیل با سیاست دفاعى آن مى باشیم و لذا دولت اسرائیل ذاتا جنگ طلب است تا این امر توجیهى براى حضور نظامیان در عرصه قدرت باشد.
میلیتاریزه کردن دولت داراى تبعات بسیار سنگین براى اسرائیل بوده و امروزه شاهد فرار بیش از پیش جوانان اسرائیلى از خدمت سربازى و پیوستن آن به مدارس دینى براى فرار از خدمت و کسب معافیت هستیم که این امر موجب بروز اختلافاتى میان خاخامها و ژنرالها گردیده است.
تا قبل از شکست مدرن ترین ارتش منطقه از لبنان ، تقریبا کسى با این هیمنه سنگین بر کلیه شئونات اسرائیل مشکلى نداشت اما پس از شکست از لبنان و استعفاى حالوتس و اثبات ناکارآمدى ارتش امروزه شاهد رویارویى سیاستمداران و ارتشیان و ایجاد بحران در روابط میان آنها مى باشیم که ادعاى اولمرت مبنى بر مقصر بودن ارتش در این شکست خود نشان از اختلافات عمیق بین این دو طبقه بایکدیگر دارد.
بیشتر بودجه سرانه کشور صرف گذراندن امور نظامى در اسرائیل مى شود که این امر نارضایتى اقتصاد دانان اسرائیلى را به د نبال داشتهاست.
نکته دیگر این است که به دلیل گسترده بودن ارتش و عدم توان رژیم در شناسایى عوامل جاسوسى میان ارتش ،مسئله حفاظت اطلاعات در اسرائیل با چالشهاى جدى روبروست که در جنگ 33 روزه شاهد استفاده بهینه حزب الله از عوامل اطلاعاتى خود و شناسایى نقاط مورد نظر پیش از عملیات بودیم که این امر باعث غافلگیر شدن نیروى زمینى اسرائیل گردیده بود و آنها نمى دانستند در چه جایى بایستى عملیات کنند تا با پاتک حزب الله مواجه نشوند.
فساد اقتصادى دربین سران ارتش، خود یکى دیگر از چالش هاى پیش روى ارتش است که فساد مالى دان حالوتس در جریان جنگ و قبل از وى فساد مالى موشه یعلن که در همین سمت حضور داشت نشان دهند بیمار بودن سیستم و نظام در اسرائیل است.
علاوه بر ناکارآمدى نیروها در خلال جنگ بایستى به ناکارآمدى تجهیزات نظامى اسرائیل در مواجهه با نیروهاى حزب ا.. هم اشاره کنیم.
تقریبا تمام موشکهاى شلیک شده از سوى حزب الله به اهداف مورد نظر خود اصابت کردند و خبرى از سپر موشکى در برابر آن نبود.
تانکهاى مرکاوا که مایه افتخار ارتش اسرائیل بوده به دلیل آسیب پذیرى در مقابل موشکهاى بهینه شده حزب الله ،از خط تولید خارج گردیدند.
ناکامى اسرائیل در جنگ الکترونیکى و مخابراتى با حزب الله ،خود باعث لو رفتن بسیارى از عملیاتها گردید.
فلج شدن نیروى دریایى اسرائیل در روزهاى اول جنگ بهدلیل آسیب پذیر بودن ناوها و ناوچه هاى پیشرفته و جنگى یکى دیگر از عوامل شکست اسرائیل محسوب مى شد و در این بین نباید از سرنگونى هلیکوپترهاى آپاچى اسرائیلى در آسمان لبنان غافل بود که در نوع خود بى سابقه بوده است.
تنها نقطه قوت ارتش اسرائیل در طول جنگ ،جتهاى پیشرفته آن بوده اما بهدلیل نامتقارن بودن جنگ و متصور نبودن قلب سرزمینى (heartland) براى حزب الله ،در عمل نتوانست به حزب الله آسیب جدى وارد سازد و حملات متوجه مردم لبنان بوده تا نیروهاى حزب ا.. هرچند که حزب الله در نهایت براى جلوگیرى از کشتار بیشتر مردم توسط ارتش اسرائیل و تخریب بیشتر لبنان حاضر به پذیرش آتش بس گردید.
از سوى دیگر حزب الله نشان داد که در جنگ شئونات اخلاقى را رعایت مى کند و به عنوان مثال از مورد هدف قرار دادن کارخانه تولید کننده مواد شیمیایى خوددارى کرد و نیز نشان داد که توان حمله موشکى به تل آویو را دارا است که این خود باعث سنگینى سایه ترس از حزب ا.. در میان اسرائیلى ها گردید.
همه این موارد باعث بى اعتمادى مردم به ارتش گردیده و آنها امروزه امنیت خود را ازدست رفته تلقى مى کنند و این خود بحران مشروعیت براى ارتش را در پى داشته است.
در نهایت باتوجه به گزارش منتشر شده وینوگراد و دعوت این گزارش براى راه انداختن جنگى دیگر و پیروزى در آن براى بازسازى وجهه ارتش نزد مردم ،بایستى انتظار آغاز یک جنگ دیگر را از سوى اسرائیل داشته باشیم که البته حمله مجدد آن به لبنان با توجه به ریسک بالاى آن و احتمال بسیار زیاد رقم خوردن شکستى دوباره ،تقریبا غیر محتمل مى باشد و حمله سوریه هم با توجه به اولتیماتوم ایران به اسرائیل و نیز برآورد استراتژیک اسرائیلى ها براى صلح با سوریه و مذاکره با آن بعید به نظر مى رسد که عملى گردد و راى بیاورد.
اما حمله به نوار غزه بسیار محتمل خواهد بود و با توجه به قدرت یافتن مقاومت و ترس از سبز شدن حزب اللهدوم در نزدیکى عمق استراتژیک اسرائیل مى تواند در دستور کار جنگ سالارها قرار گیرد و علاوه بر آن بایستى به این دلایل براى اغاز حمله به غزه هم اشاره نمود:
خلاصى از سرخوردگى دولت و ملت رژیم اسرائیل با فتح نوار غزه
ریشه کن کردن مقاومت اسلامى در نوار غزه و تحقق صلح با فلسطینیان
تامین امنیت براى شهرک هاى همجوار نوار غزه که هم اکنون در تیر رس نیروهاى جهاد اسلامى و دیگر گروههاى مقاومت قرار دارند
استفاده از حمله به مثابه یک امر برون رفت از فشارهاى داخلى که کابینه را تا مرز فروپاشى پیش برده
بهره بردارى انتخابى که در آینده مورد استفاده قرار خواهد گرفت
بازسازى چهره حزب کادیما به عنوان سکاندار دولت و بالا بردن محبوبیت اولمرت در نزد مردم
برهم زدن توازن قوایى که پس از پیروزى حزب ا.. به نفع مقاومت اسلامى اعم از حزب ا..، حماس ،ایران و سوریه بهوجود آمد
جلوگیرى از شکل گیرى حزب ا... دوم در کنار مرزهاى اسرائیل
تفوق و برترى اسرائیل در میز مذاکره براى صلح با اعراب
شکست حماس و انجام کودتا در خلال جنگ و روى کار آوردن دولتى دست نشانده به سرکردگى دحلان
تغییر محتوا در شروط مندرجه براى صلح که بهوسیله اعراب در 2002در بیروت به تصویب رسد و حذف حق بازگشت آوارگان و ...
لذا باید منتظر ماند تا تکلیف دولت فعلى مشخص گردد و مطمئنا ترکیب دولت جدید و ائتلاف جدید مى تواند مارا در پیش بینى وقوع جنگى دیگر در منطقه یارى رساند.
وضعیت نابسامان سیاسى در اسرائیل:
نگارنده معتقد است که نخست وزیرى ایهود اولمرت نهایتا تا پایان فصل تابستان ادامه خواهد یافت و پس از سپرى شدن تعطیلات کنست (مجلس) ،ترکیب دولت به سرعت تغییر مى یابد.
حزب کادیما:
انتخابات زودهنگام در حزب کادیما هرچند از نظر قانونى نمى تواند باعث تغییر نخست وزیر گردد ولى با جلب حمایت از احزاب موتلف مى توان مقدمات سقوط اولمرت را هرچه زودتر فراهم نمود.
لیونى (وزیر خارجه کنونی)، مئیر شطریت (وزیر مسکن) و شائول موفاز (وزیر راه و ترابری) و شیمون پرز، نامزدهاى اصلى تصدى منصب ریاست حزب هستند و قرار است که انتخابات براى این منظور در آغاز سال 2008 برگزار شود.
حزب کار:
از سوى دیگر در انتخابات داخلى حزب کار که بزودى برگزار خواهد شد ،شانس ایهود باراک براى کسب مقام ریاست حزب بسیار افزایش یافته و وى عنوان کرده پس از کسب ریاست حزب در صورت عدم کناره گیرى اولمرت از سمت خود ،موجبات انتخابات سراسرى در اسرائیل را فراهم خواهد کرد و به ائتلاف فعلى پایان مى بخشد که این امر خود به عنوان بحرانى گسترده براى اولمرت به شمار مى رود.
اما نباید از دیگر رقیب وى یعنى عامى ایالون که هم اکنون در کنست حضور دارد غافل ماند. وى تاکنون در نظر سنجى ها در مقام اول قرار داشته و ممکن است از سوى هم حزبى هاى خود به عنوان رئیس حزب کار انتخاب گردد که در صورت انتخاب وى بعید به نظر مى رسد تا حزب کار را از ائتلاف خارج سازد.
حزب لیکود:
حزب لیکود که ازآغاز تشکیل کابینه در موضع اپوزیسیون قرار داشت تمام تلاش خود را بهکار بسته تا از پیوستن دیگر احزاب دست راستى به کابینه جلوگیرى کند و لذا بنیامین نتانیاهو بر آن است تا با جلب حمایت احزاب مذهبى و دست راستى ها به چینش ترکیب جدید دولت و احزاب موتلف آن دست یابد.
در صورت پیوستن حزب یهدوت هتورات به کابینه ،حتى اگر حزب کار هم از ائتلاف خارج گردد باز هم ائتلاف پابرجا خواهد بود چراکه در این صورت حد نصاب آرا به 61 راى از 120 راى مى رسد و در این صورت اولمرت مى تواند به کار خود هرچند با یک ائتلاف شکننده و ضعیف ادامه دهد.
نتیجه گیرى و جمع بندى :
به نظر مى رسد که اسرائیل در آخرین سالهاى حضور در منطقه به سر مى برد و درجا زدن سیستم و رشد روز افزون جنبش هاى پست صهیونیستى (گسستی) در اسرائیل نهایتا منجر به فروپاشى این رژیم منحوس در منطقه خواهد شد.
امروزه هزینه حضور اسرائیل در منطقه براى آمریکا بسیار بالا رفته و هرچند که لابى یهود در آمریکا از نفوذ زیادى برخوردار است اما مشکلات اسرائیل در منطقه تنها با پول حل نمى شود و بارشد روز افزون اسلامگرایى در منطقه و برهم خوردن توازن به نفع اسلامگرایان مى توان به فروپاشى این رژیم در همین دهه بیش از پیش امیدوار بود.
به اعتقاد نگارنده جنگ آتى براى اسرائیل فوق العاده حیاتى خواهد بود و در صورت شکست اسرائیل در جنگ آتى ،شاهد تسریع در پروسه فروپاشى این رژیم از درون خواهیم بود،انشاءا...
بر نظام مقدس ج.ا.ا است تا با پیگیرى همین سیاست در قبال اسرائیل و حمایت جدى از هسته هاى مقاومت در منطقه نقش کلیدى خود در منطقه به عنوان ام القراى جهان اسلام را ایفا کند و بایستى به تهدید اسرائیل به عنوان فرصتى براى فراهم آوردن وحدت اسلامى که در دستور کار دولتمردان قرار دارد نگریسته شود.